skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

آدمک‌های رقصان

۳ تیر ۱۴۰۰

زمان مطالعه : ۳ دقیقه

شماره ۹۱

به پشت سرم که نگاه می‌کنم کارناوال‌های انتخاباتی سراسر میدان ولیعصر را در بر گرفته‌اند. دو کامیون با بلندگو و عروسک‌های رقصان و خندانی که با لباس‌های محلی پرچم‌هایی را تکان می‌دهند و جمعیتی که خسته از یک روز خاکستری دیگر، گرسنه‌ی چند دقیقه سرگرمی مجاز، دور این کانون‌های تند رنگ و صدا جمع شده‌اند. برایم تکراری است. تقریباً هر وقت به پشت سر نگاه می‌کنم صحنه تکراری است. فراتر از حیات اجتماعی این تکرار فرساینده شعارها و سکوت‌ها در زندگی حرفه‌ای هر یک از ما هم کم نیست.

مبارزه با فساد هم یکی از پررنگ‌ترین شعارهای انتخاباتی در طول دوره مبارزه انتخاباتی هفت کاندیدای باقیمانده این دوره بود. شعاری که بدون اشاره به برنامه‌ای برای اجرایی ‌شدن فقط دهان به دهان از سوی کاندیداهای مختلف بیان می‌شد و بیشتر ابزاری برای حمله به دولت مستقر یا سایر کاندیداها بود. فراتر از بازی سیاست یکی از راه‌های- و شاید تنها راهکار- مبارزه با فساد پیاده‌سازی دولت الکترونیکی و ایجاد شفافیت به لطف آن در بخش‌های مختلف است.

وقتی صحبت از مبارزه با فساد اداری به میان می‌آید با چنان پدیده فراگیر و پویایی طرف هستیم که اگر واقعاً میلی به انجام آن باشد، باید دیدگاهی نظام‌مند برای آن داشت و رویکرد سیستماتیک اقتضا می‌کند راهکارهای اجرایی آن نیز روی میز قرار گیرد. در غیر این صورت چنین حرف‌هایی یا در حد شعار باقی می‌ماند یا بیشتر رنگ تهدید و بگیروببند به خود می‌گیرد و در تمامی شرایط می‌توان نسبت به برخورد با فساد به دیده شک و تردید نگریست.

دولت الکترونیکی قرار بود با تغییرات فرایندی و تغییر نگرش به نوع سرویس‌دهی و مالکیت سرویس‌ها مانع بروز فساد در بخش‌های مختلف شود. این نگاه هرچند طی سال‌های گذشته بارها از زبان مسئولان و سیاستمداران شنیده شده و تمامی آنان از دولت ‌الکترونیکی به عنوان ابزار و نماد مبارزه با فساد حمایت کرده‌اند اما به دلایل مختلف که شاید یکی از آنها چسبندگی به فرایندهای کاری یا فساد پنهان ریشه‌دوانده در بخش‌های مختلف باشد پیاده‌سازی دقیق آن ممکن نشده.

همه‌گیری و الزام به ارائه خدمات الکترونیکی در نهایت بخش‌های مختلف را وا داشت تا از چسبندگی تاریخی خود بگذرند و با آزادسازی بخش‌هایی از سرویس‌هایشان مقدمات ارائه بخشی از خدمات به صورت الکترونیکی را فراهم کنند، اما هنوز مقاومت‌هایی در برابر گسترش سرویس‌هایی که دیگر هیچ‌کس به صورت علنی با آن مخالفت نمی‌کند وجود دارد.

تجربه دو دهه نوشتن درباره خدمات و دولت الکترونیکی در رسانه‌ها این حقیقت تردیدناپذیر را به من و هر فعال دیگر این بازار و صنعت نشان داده است. تظاهر و حتی تمایل به شفافیت برای موفقیت در سلامت دیوان‌سالاری کافی نیست و توسل به ابزار و ساختار مناسب که تجلی آن در خدمات الکترونیکی است شاید تنها فرصت برای رهایی از ساختاری رو به اضمحلال باشد.

بلوار را که به سمت خانه قدم می‌زنم از پشت سرم صدای آهنگ‌ها و شعارها دورتر و دورتر می‌شود. از کمی‌ دورتر فقط چند آدمک در حال پایکوبی دیده می‌شود و بس.

این مطلب در شماره ۹۱ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۹۱ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/abf

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو