skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

جایگاه فراموش‌شده نماد اعتماد

۵ شهریور ۱۳۹۷

زمان مطالعه : ۴ دقیقه

شماره ۶۰

بیشتر عادت کرده‌ایم انتقاد کنیم و بگوییم چه چیزی نمی‌خواهیم. به نظر می‌رسد هیچ‌کدام از ما آگاهی دقیقی از خواسته‌های خود نداریم، فقط می‌دانیم چه چیزی نمی‌خواهیم و از چه چیزی بدمان می‌آید. اگر کسی از ما بپرسد دلیل این موضع‌گیری‌ات چیست جواب قانع‌کننده‌ای برای او نداریم. حتی اگر بگوید راهکار خودت را ارائه بده باز هم راهکاری نداریم. این رفتار فقط به حوزه شخصی ما خلاصه نمی‌شود بلکه وارد حوزه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی نیز شده است.
طی روزهای گذشته انتقاد به مرکز توسعه تجارت الکترونیکی و مسیر صدور نماد اعتماد الکترونیکی بسیار جدی شده است و همه فعالان این بازار به این نتیجه رسیده‌اند که نماد اعتماد نه تنها دردی را دوا نمی‌کند بلکه خودش مشکل‌آفرین شده است.
در اصل بسیاری از آنان معتقدند نمادی که روزی برای اعتماد بیشتر میان مصرف‌کننده و عرضه‌کننده کالا در فضای مجازی شکل گرفته به سمتی حرکت کرده است که دیگر کسی آن را نمی‌خواهد و همه با یکدیگر کمر به حذف آن بسته‌اند. حال سوال این است که آیا با حذف نماد اعتماد مشکل کسب و کارهای اینترنتی حذف خواهد شد یا مشکل از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شود؟
شکی نیست که عملکرد مرکز توسعه تجارت الکترونیکی و نماد اعتماد و همچنین فشارهایی که طی این دوره زمانی به این مرکز وارد شده است موجب شده مسیر اولیه و هدف اصلی نماد اعتماد به فراموشی سپرده شود اما در این مدت نیز هیچ‌کس سعی نکرد نماد اعتماد را به جایگاه اصلی خودش بازگرداند یا مسیری را پیشنهاد دهد تا مشکل کسب و کارها رفع شود.
عده‌ای از طرفداران نماد اعتماد بدون در نظر گرفتن مشکلاتی که نماد برای کسب و کارها ایجاد کرده است، با توجه به موقعیتی که نماد برایشان ایجاد کرده بود سعی کردند تمام قد از نماد دفاع کنند و در مقابل کسب و کارها نیز تلاش کردند به صورت جدی با نماد مخالفت کنند. این روزها این جمله بسیار شنیده می‌شود که لزوم دریافت نماد اعتماد از بین رفته است. حتی در جلسات رسمی نیز عده‌ای بدون هیچ موضع‌گیری مشخصی می‌گویند برای تسهیل کسب و کارهای اینترنتی نماد باید حذف شود اما فراموش می‌کنند راهکار خود را ارائه دهند و بگویند نماد اعتماد باید چه جایگاهی به دست آورد تا مثمر ثمر باشد. به این موضوع باید توجه شود که آیا امکان حذف نماد به صورت کامل وجود دارد؟ آیا ساختار اداری‌ای را که با نماد شکل گرفته است می‌توان به صورت کامل از بین برد؟ آیا نباید پیشنهاد داد نماد به جای اینکه نقش مجوزدهی را بازی کند خود را در جایگاهی بالاتر قرار دهد و با تعریف استانداردهای امنیتی اعتماد بیشتر مخاطبان را به کسب و کارهایی که خود علاقه‌مند به دریافت نماد هستند جلب کند؟
اگر نماد در این دوره زمانی به ‌جای اینکه خود را با پروسه دریافت درگاه الکترونیکی گره بزند استانداردها و شاخص‌های یک کسب و کار آنلاین خوب را تعریف می‌کرد و به کسب و کارهایی که این خصوصیات را داشتند ستاره می‌داد (درست مانند ستاره‌هایی که به هتل‌ها یا رستوران‌ها داده می‌شود)، آیا کسب و کارها خودشان تلاش نمی‌کردند نماد اعتماد بگیرند؟
در مقابل پروسه دادن درگاه پرداخت الکترونیکی نیز باید به بانک مرکزی و شاپرک سپرده شود. پیچیده‌تر کردن شرایط و درگیر کردن بخش‌های مختلف دولت برای دادن یک خدمت نه تنها به نفع کسب و کارها نیست بلکه نظارت را نیز مشکل‌تر می‌کند، چرا که هر کدام از دستگاه‌های نظارتی می‌توانند مسئولیت خود را به گردن دیگری بیندازند یا تامین نشدن خواست‌ها را به هماهنگ نشدن جلسات مشترک واگذار کنند.
به نظر می‌رسد اگر مرکز توسعه تجارت الکترونیکی کار بانک را به بانک واگذار کند و خود را مسئول شناسایی کسب و کارهای برتر و دادن نشان به آ‌نها بداند، در یک دوره زمانی کوتاه کسب و کارهایی که برای موقعیت خود ارزش قائل هستند و می‌خواهند در اندازه جهانی فعالیت کنند برای دریافت نماد اعتماد به این مرکز مراجعه خواهند کرد و نماد اعتماد به جایگاه اصلی‌اش بازخواهد گشت.

این مطلب در شماره ۶۰ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۶۰ پیوست
دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/f9

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو