skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

رگولاتوری یک هنر است

۱۷ تیر ۱۳۹۶

زمان مطالعه : ۲ دقیقه

شماره ۴۷

کسب و کارهای جدید وارد فضای اقتصادی کشور شده‌اند، هر روز با سرعت بیشتری در مقایسه با روز قبل توسعه می‌یابند و تعدادشان بیشتر می‌شود. ایده‌های جدید از راه می‌رسند و خالقان این ایده‌ها عجله دارند که ایده‌شان را وارد بازار کسب و کار کنند و عایدی اقتصادی از آن داشته باشند.
بسیاری از مواقع آنان فراموش می‌کنند هر فعالیتی برای حرکت و پایداری‌‌اش نیازمند رعایت قوانین خاصی است، قوانینی که چارچوبی را برای فعالیت هر شخص و هر کسب و کار تعیین می‌کند.
اما مشکل اینجاست که سرعت تغییر فعالیت کسب و کارهای جدید به اندازه‌ای است که قانون‌گذار به پای آن نمی‌رسد، قانون‌گذار و رگولاتور نمی‌توانند برای فعالیتی که هنوز تبعات آن مشخص نیست و هنوز آن را نمی‌شناسند حدود و ثغور تعیین کنند. قانونی که تدوین می‌شود برای یک شب و دو شب نیست، عمری حداقل به اندازه یک دهه دارد. از همین رو قانون‌گذار باید به گونه‌ای آن را بنویسد که نیازمند تغییرات مدام نباشد و آینده‌نگری داشته باشد. تمامی این موارد موجب کند شدن حرکت تدوین قوانین می‌شود، موضوعی که اعتراض بسیاری از کسب و کارها را در پی دارد. در این شرایط حفظ تعادل هنر رگولاتور خواهد بود. هنر وی زمانی مشخص می‌شود که علاوه بر این می‌تواند بازار را کنترل و کسب و کارهای نوین را به جلو هدایت کند و شرایط قانون‌گذاری را نیز مهیا کند. شرایطی که به سادگی امکان‌پذیر نیست. بسیاری ترجیح می‌دهند کسب و کارها را متوقف کنند، سر فرصت قانونی تدوین کنند و در نهایت کسب و کارها را ملزم به حرکت در آن مسیر کنند. مسیری که نه تنها به توسعه ختم نمی‌شود بلکه نتیجه‌اش سکون بازار و خارج شدن از مسیر تحول است.
از همین روست که رگولاتوری به مثابه هنر است، هنری که علاوه بر خلاقیت نیازمند یک نظم کلی است. باید نگاهی به آینده داشته باشد و فعالان جدید بازار را وارد مسیر درست کند. در اصل رگولاتور شاید نتواند همپای کسب و کارهای جدید حرکت کند، اما می‌تواند مسیر را مشخص کند و برای تعیین حداقل و حداکثر سرعت زمان بخرد. در چنین شرایطی است که علاوه بر اینکه توسعه کسب و کارهای جدید ضرری به فضای اقتصادی کشور نخواهد زد بلکه می‌تواند موتور محرک آن شود و با هزینه بسیار اندک اقتصاد را نو کند.

این مطلب در شماره ۴۷ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۴۷ پیوست
دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/tz

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو