skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

آیا دولت‌ها از منظر حقوق بین‌الملل می‌توانند اینترنت را قطع کنند؟ حق بنیادین یا امتیاز طبقاتی

مینا پاکدل تحریریه

۵ خرداد ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۱۱ دقیقه

شماره ۱۴۵

حق بنیادین یا امتیاز طبقاتی
امروز که این گزارش را می‌نویسم، بیش از هفتاد روز از اختلال گسترده و محدودیت شدید اینترنت بین‌الملل می‌گذرد؛ وضعیتی که هم‌زمان با دومین حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، دچارش شده‌ایم. در این میان، خبر دسترسی برخی از گروه‌ها به اینترنت بین‌الملل سروصدای زیادی در هر گوشه‌و‌‌کناری به‌پا کرده. از طرفی مساله امنیت سایبری در بحبوحه جنگ و شرایط مبهم آتش‌بس مطرح می‌شود و از طرف دیگر، هر روز خبری دست‌به‌دست می‌شود که فلان صنف یا بهمان‌کس به اینترنت دسترسی دارد. در چنین وضعیتی، پرسش از ماهیت حقوقی اینترنت، بحثی نظری به حساب نمی‌آید، برعکس، وقتی زندگی دیجیتال بسیاری از شهروندان کشور تحت ‌‌تاثیر استانداردهای دوگانه و مبهم قرار گرفته، حرف‌زدن درباره مساله حق اینترنت در حقوق بین‌الملل، پربیراه به نظر نمی‌رسد. دعوا بر سر خودِ «حق» شاید بهتر باشد اول سراغ خود واژه «حق» (Right) برویم: آیا حق صرفاً یعنی آزادی از دخالت؟ یعنی دولت نباید بی‌دلیل مانع شود؟ یا حق چیزی فراتر از این است: استحقاقی که انسان برای زندگی انسانیِ امروز به دست آورده و دولت موظف است شرایط تحققش را فراهم کند؟ در سنت کلاسیک لیبرالیسم، بسیاری از حقوق، «حقوق منفی»‌اند؛ یعنی دولت نباید مانع آنها شود. آزادی بیان و آزادی عقیده از همین جنس‌اند. اگر بخواهیم حق دسترسی به اینترنت را نیز در چارچوب این رویکرد ببینیم، به این نتیجه می‌رسیم که دولت نباید خودسرانه دسترسی مردم را قطع کند یا مانع ارتباط آزادشان شود. حق‌وحقوق در نگاهی دیگر، از جمله نظریه‌پردازان دولت رفاه، فراتر می‌رود و حق را صرفاً «نبود مانع» تعریف نمی‌کند، بلکه می‌گوید حق‌وحقوق شامل همه شرایط و ملزوماتی می‌شود که برای شکوفایی انسان ضروری است. از این منظر، اگر اینترنت در جامعه به زیرساختی بدل شده که بدون آن مشارکت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ممکن نیست، می‌توان استدلال کرد که دسترسی به آن در جامعه امروز که با فناوری و...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۱۴۵ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۴۵ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/o4k
مینا پاکدلتحریریه

    کارشناسی ادبیات انگلیسی را که گرفتم دیگر مطمئن بودم کلمه‌ها را اگر در گفتار شفاهی کم می‌آورم، در نوشتار توی مشتم هستند و از لای انگشت‌هایم لیز نمی‌خورند. در آن سال‌ها ترجمه می‌کردم و ویرایش. در گیرودار پایان‌نامه ارشد فلسفه بودم که برای یکی از ویژه‌نامه‌های پیوست چند گزارش ترجمه کردم و قرار شد پاره‌وقت کار کنم. آن‌موقع‌ها دفتر پیوست خانه دوطبقه قدیمی‌ای بود که حیاطش درخت داشت، ایوانش بزرگ بود و آسمان معلوم. جای‌گیر شدم طبقه هم‌کف در اتاق میثم. در واقع او و مهرک بودند که به من چم‌وخم روزنامه‌نگاری را یاد دادند؛ اینکه چطور باید یادداشت و گزارش نوشت یا کنداکتور بست؛ چطور نباید ترسید و از قالب سفت‌وسخت آکادمیک بیرون آمد. حالا تقریبا ده سالی از آن روز اول می‌گذرد. در این سال‌ها با چند ماهنامه و فصل‌نامه دیگر و نشرهای مختلف همکاری کرده‌ام و همچنان و همیشه در پیوست مشغول بوده‌ام. اینجا محل کار من نیست؛ خانه من است و آدم‌هایش کسانی‌اند که تو را همان شکلی که هستی، می‌پذیرند، با همه ضعف‌ها و قوت‌ها، با همه روشنایی‌ها و تاریکی‌ها.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *

    برای بوکمارک این نوشته
    Back To Top
    جستجو