مدیرعامل گروه فنآوا، مسعود زندوکیلی در مجمع سالانه این شرکت اعلام کرد که مسیرهای درآمدی…
۳۱ تیر ۱۴۰۵
۳۱ تیر ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۱۱ دقیقه

فیلترینگ فوتبال ۳۶۰ فقط محدودشدن یک رسانه ورزشی نیست. این رخداد نمایانگر ساختاری است که در آن چند نهاد امکان مداخله دارند، اما هیچکدام الزام روشنی برای اعلام مسئولیت، رعایت تناسب برخورد، تضمین حق دفاع و جبران خسارت ندارند. در چنین ساختاری، مجوز رسانه امنیت ایجاد نمیکند و مرز تشخیص تخلف بیش از آنکه تابع قانون باشد تابع مناسبات قدرت میشود. ضمن اینکه این عدم تقارن انگیزه استفاده محتاطانه از ابزار محدودسازی را کاهش میدهد.
بهگزارش پیوست، چند دقیقه مانده به آغاز برنامه زنده فوتبال ۳۶۰، سایت و اپلیکیشن این رسانه از دسترس خارج و با حدود یک ساعتونیم تاخیر به اینستاگرام، تلگرام و یوتیوب منتقل شد. صبح روز بعد ساترا اعلام کرد مسدودسازی این رسانه توسط این نهاد انجام نشده و در ادامه مرکز رسانه قوه قضاییه در پاسخ به سوال روزنامه اعتماد در مورد فیلتر شدن سایت فوتبال ۳۶۰ گفت قوه قضاییه ارتباطی به این موضوع ندارد. همچنین سیتنا هم به نقل از یک مقام دولتی گفت که ستاد ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور نقشی در تصمیمگیری یا اجرای این اقدام نداشته است.
فیلترشدن فوتبال ۳۶۰ در یک ساعت عادی انجام نشد. بنا بر گزارشها و روایت خود فردوسیپور، سایت و اپلیکیشن حدود پنج تا ۱۰ دقیقه پیش از آغاز برنامه زنده از دسترس خارج شدند. این زمانبندی، حتی مستقل از انگیزه تصمیمگیر، اثر تنبیهی مسدودشدن این رسانه را افزایش داد. برنامه آماده پخش بود و عوامل و مهمانان در استودیو حضور داشتند، تعهدات تبلیغاتی هم ثبت شده بود و فرصتی برای اعتراض، اطلاعرسانی به مخاطبان یا انتقال سایت وجود نداشت.
زمان اجرای این قبیل تصمیمها سالهاست یکی از اعتراضهای فعالان اقتصاد دیجیتال است. حتی برخی هم گفته بودند که بر اساس تجربههای قبلی مثلا درگاه پرداخت یک سایت عصر چهارشنبه بسته میشود و کسبوکار تا صبح روز شنبه امکان پیگیری موثر ندارد. این گفته اگرچه ادعایی در مورد یک رویه یا فرآیند را ثابت نمیکند اما نشان میدهد برای کسبوکارها، زمان اجرای محدودیت نیز میتواند بخشی از خسارت باشد.
در مورد فوتبال ۳۶۰ حتی اگر حکم قانونی و موجهی وجود داشته باشد، این پرسش همچنان باقی است که چرا نمیشد آن را در ابتدای یک روز کاری، همراه با ابلاغ رسمی و فرصت اعتراض اجرا کرد. این شیوه، مرز میان «اقدام موقت پیشگیرانه» و «مجازات پیش از رسیدگی» را مخدوش میکند.
ماجرای فوتبال ۳۶۰ از نظر نحوه اجرا، برای فردوسیپور بیسابقه نیست. در اسفند ۱۳۹۷، آخرین برنامه نود در آن سال پس از آمادهشدن آیتمهای نوروزی از جدول پخش کنار گذاشته شد. آن زمان گفته شد این تصمیم حدود سه ساعت پیش از زمان پخش به عوامل اعلام شد. برنامه دیگر با فردوسیپور بازنگشت، هرچند روابط عمومی صداوسیما در آن زمان نوید تحولات ویژه با گروهی جدید را میداد.
نود از سال ۱۳۷۸ نزدیک به دو دهه روی آنتن بود و تنها چند روز پیش از حذف، در جشنواره جامجم جایزه مردمی برنامه منتخب را دریافت کرده بود. کناررفتن آن نشان داد محبوبیت، سابقه و موفقیت حرفهای لزوما برای یک برنامه امنیت ایجاد نمیکند.
علیاصغر پورمحمدی، مدیر پیشین شبکه سه، سالها بعد گفت تعطیلی نود در سطح اختیار مدیر شبکه نبود و چنین تصمیمی در سطوح بالاتر سازمان گرفته شد. او همچنین از حساسیت برخی نهادها نسبت به رویکرد سیاسی فردوسیپور سخن گفت. این روایت، اگرچه اظهارنظر یک مدیر سابق بعد از پایان فعالیت است اما نشان میدهد مرجع تصمیم ممکن است با مرجع مسئولیت یکسان نباشد.
ناشناسماندن مرجع تصمیمگیر برای فیلترینگ، امکان ارزیابی روند قانونی در مورد ضرورت اجرای فوری مسدودیت و تناسب اقدام میان تهدید موجود و سطح برخورد را از بین میبرد. نامهای متعددی از نهادهای قضائی، امنیتی، حاکمیتی و انتظامی توانایی اقدام را دارند اما مسدودسازی فوتبال ۳۶۰، بیش از آنکه درباره عادل فردوسیپور، امیر قلعهنویی یا یک مصاحبه ورزشی باشد، درباره کیفیت اعمال قدرت در فضای دیجیتال است. قدرتی فوری و پراثر که مسئولیت متناظر آن هنوز تعریف یا آشکار نشده است.
چالش مسدودسازی فوتبال ۳۶۰، بیش از آنکه درباره عادل فردوسیپور، امیر قلعهنویی یا یک مصاحبه ورزشی باشد، درباره کیفیت اعمال قدرت در فضای دیجیتال است.
فوتبال ۳۶۰ یک صفحه شخصی یا رسانه زیرزمینی نبود. در صفحه رسمی این مجموعه، عادل فردوسیپور صاحبامتیاز و مدیرمسئول معرفی شده و شماره مجوز ۸۷۹۲۰ از معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درج شده است. این مجموعه خود را رسانهای برای انتشار خبر، تحلیل، گزارش، ویدئو، نتایج زنده و برنامههای اختصاصی فوتبال معرفی میکند.
در چنین ساختاری، مجوز فقط محل تولید تکلیف برای رسانه است بدون آنکه نقشی در امنیت رویهها و حمایت داشته باشد. نتیجه، بیاعتبارشدن معنای اقتصادی مجوز است زیرا فعالیت دارای مجوز دیگر معادل فعالیت برخوردار از امنیت حقوقی نیست.
در غیاب حکم رسمی، هنوز مشخص نیست تخلف احتمالی به کدام بخش فعالیت فوتبال ۳۶۰ مربوط بوده است. شکایتهای قبلی اما مکرر صداوسیما، گفتوگو با علیرضا فغانی و درخواست سرمربی تیمملی از حاکمیت برای برخورد و حتی پاسخ فردوسیپور به کنایه غارنشینی قلعهنویی گمانههای رسانهها هستند اما متن شکایت و مستند قضایی حداقل تا لحظه تنظیم این گزارش علنی نشده است.
بااینحال، حتی اگر یکی از این روایتها درست باشد، پرسش تناسب پابرجاست. یک نظام تنظیمگری متناسب، طیفی از ابزارها مانند اخطار، درخواست توضیح، الزام به اصلاح، حذف محتوای مشخص، حق پاسخگویی یا ارجاع موضوع به مرجع قضایی را در اختیار دارد. اما هنوز معلوم نیست ضرورت اقدام فراگیر فوری برای کل برنامه چه بوده است.
اگر بعدا مشخص شود محدودیت نادرست، نامتناسب یا ناشی از سوبرداشت بوده پرسش دشوارتری مطرح میشود که چه سازوکاری مرجع تصمیم را به توضیح، اصلاح رویه یا جبران خسارت ملزم میکند؟
فوتبال ۳۶۰ نه فقط رسانه بلکه یک بنگاه دیجیتال با نیروی انسانی، زیرساختهای فنی، قراردادهای تبلیغاتی، تعهدات مالی و اجرایی و جامعه مخاطبان است. توقف آن در آستانه پخش میتواند همزمان چند زنجیره اقتصادی را مختل کند.
وقتی تصمیمگیر هزینه هر نوع خطای احتمالی را نمیپردازد مسدودسازی میتواند به سادهترین پاسخ اداری تبدیل شود حتی در مواردی که راهحل کمهزینهتری وجود دارد.
ممکن است فوتبال ۳۶۰ به دلیل اندازه و سرمایه اجتماعی خود توان جذب بخشی از این خسارت را داشته باشد ولی مشکل ساختاری آن است که هزینه تصمیم بلافاصله به بنگاه منتقل میشود، اما سازوکار روشنی وجود ندارد که هزینه یک تصمیم اشتباه یا نامتناسب را به مرجع صادرکننده بازگرداند.
این عدم تقارن، انگیزه استفاده محتاطانه از ابزار محدودسازی را کاهش میدهد. وقتی تصمیمگیر هزینه هر نوع خطای احتمالی را نمیپردازد مسدودسازی میتواند به سادهترین پاسخ اداری تبدیل شود حتی در مواردی که راهحل کمهزینهتری وجود دارد.
زیان اصلی اتفاقی که برای فوتبال ۳۶۰ افتاد، افزایش ریسک تنظیمگری برای کل بازار محتوای دیجیتال است.حدود مداخله، نهاد موثر، تعریف تخلف و فرآیند رسیدگی مشخص نیست و حتی مجوز نیز نمیتواند ریسک بازار را کاهش دهد.
مقاله انتقادی فوتبال ۳۶۰ درباره امیر قلعهنویی و گلایه فردوسی پور همچنان مهمترین گمانه در مورد مسدودیت این برنامه است همزمان، چند رسانه احتمال ارتباط محدودیت با نقد تیم ملی یا مصاحبه علیرضا فغانی را مطرح کردند. مدیران سایر رسانهها نیز پیام رفتاری تصمیم را و اثر بازدارندگی آن را دریافت میکنند، یعنی نقد برخی چهرهها، دعوت از برخی مهمانان یا ورود به بعضی موضوعات ممکن است هزینهای فراتر از همان محتوا داشته باشد. در این روند پیش از هر دستور رسمی، خودتنظیمی انجام میشود.
در چنین شرایطی، مرز میان «تنظیم محتوای متخلف» و «مدیریت منتقد» مبهم میشود. حتی اگر هدف رسمی صرفا اجرای یک قاعده باشد، نبود شفافیت و تناسب میتواند تصمیم را در افکار عمومی و در محاسبات حرفهای رسانهها به ابزار کنترل نقد تبدیل کند.
پیش از این نیز درباره فعالیت اینترنتی فردوسیپور اختلاف مشابهی ایجاد شده بود. در آذر ۱۴۰۳، مدیرعامل آپارات از تماس برای جلوگیری از پخش گزارش فوتبال با صدای فردوسیپور خبر داد. در مقابل، روایت ساترا این بود که مشکل به شخص گزارشگر مربوط نیست و پلتفرم مجوز پخش زنده مسابقات بینالمللی را ندارد.
دامنه آثار این محدودیت به فردوسیپور و کارکنان فوتبال ۳۶۰ محدود نیست. کانال رسمی این رسانه در یوتیوب بیش از ۲۷۰ هزار مشترک دارد و حسابهای آن در تلگرام و اینستاگرام نیز بهترتیب با ۳۷۰ هزار و ۴.۹ میلیون دنبالکننده جذب کردهاند. تعداد دقیق کاربران یکتا مشخص نیست و مخاطبان پلتفرمها همپوشانی دارند، اما براساس مشاهده ثبتشده از پست اینستاگرام فوتبال ۳۶۰، واکنش این رسانه به مسدودیت، در حدود ۱۳ ساعت نزدیک به ۶۰۰ هزار لایک و ۵۰ هزار کامنت دریافت کرد. این ارقام، میتوانند یکی از روشنترین شاخصهای اجتماعی پرونده باشند.
مجموع لایک و کامنت، بدون احتساب اشتراکگذاری و ذخیره (که قطعا اعداد قابل توجهی هستند) نرخ تعامل حداقل ۱۳.۵ درصدی ایجاد میکند. تعداد لایک حدود ۸.۴ برابر و تعداد کامنت نیز نزدیک به ۲۷ برابر متوسط معمول صفحه است.
صفحه فوتبال ۳۶۰ حدود ۴.۸۲ میلیون دنبالکننده دارد (۱۰ ساعت پس از این نگارش این گزارش به بالای ۵ میلیون دنبالکننده رسید). میانگین معمول پستهای آن، طبق دادههای Social Blade، حدود ۷۱ هزار لایک، ۱۸۶۰ کامنت و نرخ تعامل ۱.۵۲ درصد است.
این واکنش صرفا نشانه محبوبیت فردوسیپور نیست اما نشان میدهد یک تصمیم اداری توانسته دسترسی و حساسیت گروه بزرگی از شهروندان را درگیر کند. توضیح شرایط کنونی کشور هم نیازی به تفسیر ندارد. واکنش شدید کاربران همچنین نشان داد که تصمیم به کنترل محتوا میتواند خود به مهمترین محتوای رسانه تبدیل شود. محدودیت، پیام را حذف نکرد به آن ارزش خبری و هیجانی بیشتری داد.
روش اعمال محدودیت نیز در این پرونده غیرمعمول به نظر میرسد. بررسیهای فنی اولیه نشان میدهد نام دامنه football360.ir به نشانی IP ترجمه نمیشود. در چنین وضعیتی، استفاده از فیلترشکن یا DNS خارجی نیز دسترسی را ممکن نمیکند و دامنه عملا از سراسر اینترنت خارج میشود. اگر مشخص شود این وضعیت ناشی از تعلیق دامنه یا حذف ترجمه نشانی آن در سطح رجیستری ملی .ir بوده است، با شکلی بسیار فراگیرتر از فیلترینگ معمول مواجهیم. اقدامی که نه مسیر دسترسی داخل کشور، بلکه هویت جهانی یک رسانه در اینترنت را از کار میاندازد. در نتیجه زیرساخت ملی دامنه که قرار است امکان فعالیت پایدار وبسایتهای ایرانی را فراهم کند، اکنون به عنوان ابزاری در کنار سایر روشهای مسدودسازی قرار میگیرد.
پس از مسدودشدن، فوتبال ۳۶۰ برنامه خود را از اینستاگرام، تلگرام و یوتیوب ادامه داد. سیاست محدودسازی نتوانست محتوا را متوقف کند؛ فقط مخاطب را از زیرساخت اختصاصی یک رسانه ایرانی به پلتفرمهای خارجی منتقل کرد.این نتیجه با هدف ظاهری بسیاری از سیاستهای فضای مجازی تعارض آشکار دارد همچنین نشان میدهد زیرساخت داخلی الزاما کنترل بیشتری بر تداوم فعالیت ایجاد نمیکند.
شهرت فردوسیپور باعث شد مسدودشدن فوتبال ۳۶۰ ظرف چند ساعت به مسالهای عمومی تبدیل شود. او و تیمش توانستند پخش را به مسیر دیگری منتقل کنند و از کانالهای خود برای مطالبهگری کمک بگیرند.
بیشتر صاحبان کسبوکارهای آنلاین این امکانات را ندارند. اگر دامنه، درگاه یا اپلیکیشن آنها ناگهان متوقف شود بهلحاظ فراگیری خبر، ممکن است هیچ رسانهای درباره آنها ننویسد و هیچ مقامی ناچار به پاسخ نشود. آنها باید مدتها دنبال منشا تصمیم بگردند، در حالی که درآمد و اعتبارشان هر ساعت کاهش مییابد.
اهمیت پرونده فوتبال ۳۶۰ از این منظر نه در استثناییبودن فردوسیپور، بلکه در آشکارکردن یک وضعیت عمومی است. این پرونده تصویری بزرگشده از تجربهای است که فعالان کوچکتر اقتصاد دیجیتال با قدرت دفاع و بازتاب بسیار کمتر تحمل میکنند.
ممکن است در روزهای آینده سندی منتشر شود که نشان دهد فوتبال ۳۶۰ با شکایتی رسمی مواجه بوده و دستور مسدودسازی نیز از سوی مرجعی صالح صادر شده است. چنین سندی میتواند بخشی از ابهام را رفع کند، اما مساله را حل نمیکند.
حتی تصمیم قانونی باید با اصول حداقلی حکمرانی مانند ابلاغ اتهام، مرجع صادرکننده، توضیح مستند قانونی، رعایت تناسب و فراهمکردن امکان اعتراض فوری همراه باشد. اگر اختلاف درباره یک مصاحبه، یک ویدئو یا استفاده از تصاویر مسابقات بوده، باید توضیح داده شود چرا حذف همان محتوا، اخطار، حق پاسخ یا رسیدگی موردی کافی نبوده و توقف کل پلتفرم ضروری تشخیص داده شده است.
همچنین باید روشن شود رسانه دارای مجوز در زمان بروز اختلاف میان وزارت ارشاد، صداوسیما و دستگاه قضایی از چه نهادی میتواند حمایت و پاسخ حقوقی دریافت کند. مجوزی که فقط تکلیف ایجاد کند اما در برابر تصمیمهای سایر نهادها امنیت حقوقی به وجود نیاورد، برای فعالیت رسانهای ارزش محدودی خواهد داشت.
فوتبال ۳۶۰ احتمالا به دلیل قدرت برند و وفاداری مخاطبان از این بحران عبور میکند اما این نوع محدودیت، فارغ از آنکه از نظر حقوقی موجه باشد یا نه، در افکار عمومی نه بهعنوان اجرای قانون، بلکه بهعنوان اعمال قدرت تفسیر خواهد شد.