skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

چگونه امنیت مجازی شهروندان میان کشاکش‌های دولتی گم شد

دو چشم بی‌سو

۶ آبان ۱۳۹۴

زمان مطالعه : ۱۲ دقیقه

شماره ۳

اگر بدانید اطلاعاتی که برای ثبت‌نام فرزندتان در یکی از مدارس کشور وارد سامانه ثبت‌نام اینترنتی دانش‌آموزان مدارس موسوم به سناد می‌کنید به راحتی قابل دسترس یا اطلاعات شما به عنوان یک دانشجو در سایت سازمان سنجش به راحتی یافت می‌شود، بدون اینکه حتی کسی متوجه درز اطلاعات شود، چه احساسی خواهید داشت؟ یا اگر بدانید حتی اطلاعات ملک یا منزل مسکونی‌تان در سامانه ثبت و صدور اسناد مالکیت نیز قابل رویت است به چه نتیجه‌ای می‌رسید؟ شاید بگویید اگر اسم فرزندم را بدانند که در کدام مدرسه ثبت‌نام شده چندان حائز اهمیت نیست، یا به عنوان یک دانشجو اگر بدانند در چه رشته‌ای قبول شده‌ یا تحصیل می‌کنم چه اهمیتی دارد؟ یا حتی اگر بدانند زمین یا ملک من در کدام منطقه است‌؟ هرچند شاید این اطلاعات به تنهایی از اهمیت چندانی برخوردار نباشند اما اگر تجمیع شوند حتما اهمیت خواهند یافت و می‌توانند امنیت اقتصادی و اجتماعی شما را به خطر بیندازند. اینها ساده‌ترین مثال‌هایی بود که در حوزه شنود و دسترسی غیرمجاز اطلاعات سایت‌ها و پورتال‌ها می‌توان زد؛ از این دست پورتال‌ها بسیارند، پورتال‌هایی که بیش از یک میلیون کاربر دارند اما به دلیل بی‌اطلاعی یا سهل‌انگاری مسوولان آن اطلاعات بدون اینکه رمزنگاری شوند رد و بدل می‌شوند. دارندگان پورتال‌ها هر چند شاید سرورهای خود را امن کرده باشند و از انواع و اقسام سخت‌افزارو نرم‌افزار امن استفاده کرده باشند و درهای ورودی به سرورها را کاملا مسدود کرده باشند اما به دلیل اینکه اطلاعات قابل خواندن را در فضای مجازی رد و بدل می‌کنند همیشه در معرض تهدید قرار می‌گیرند. خطرناک‌ترین قسمت ماجرا اینجاست که شاید مسوول مربوطه حتی متوجه شنود اطلاعات نشود، چراکه کسی بین راه نشسته و اطلاعات را فقط می‌خواند بدون اینکه به آن کوچک‌ترین صدمه‌ای وارد کند. حال این سوال مطرح می‌شود که چرا باید این اطلاعات در دسترس باشد؟ شیرجه در...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۳ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۳ پیوست
دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/1ee

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو