skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

جشنواره نوروزی آنر

اقتصادی برای همه

بررسی وضعیت شرکت‌های اقتصاد مشارکتی در دوران کرونا

مینا پاکدل تحریریه

۶ خرداد ۱۳۹۹

زمان مطالعه : ۲ دقیقه

شماره ۷۹

تاریخ به‌روزرسانی: ۸ مرداد ۱۳۹۹

امکان استفاده مشترک همه آدم‌ها از کالاها و خدمات، ایده اصلی بنیان اقتصاد مشارکتی است که در شماره ۵۵ پرونده پیوست جهان به آن پرداختیم. اگر به عقب برگردیم، به زمانی که ایربی‌ان‌بی و اوبر هنو وجود نداشتند، متوجه می‌شویم اقتصاد مشارکتی در دهه پیش هم به‌ نوعی زنده و سرحال بوده است. شرکت‌هایی مثل بازار آنلاین بلابلاکار (BlaBlaCar)، کوچ‌سرفینگ (Couchsurfing) و زیپ‌کار (Zipcar) با مدل‌های کسب‌وکار خود پیشتار تغییر مهمی بودند و اخلاق و هدف‌هایشان ساده بود: به جای استفاده شخصی از منابع خودمان، آنها را به اشتراک می‌گذاریم تا به بهبود جامعه و محیط‌زیست کمک کند و روابطی بر پایه اعتماد بسازد. علاوه بر این، چنین پلتفرم‌هایی مزیت‌های مالی داشتند و افراد می‌توانستند با استفاده از آنها در مخارج خود صرفه‌جویی کنند. کم‌کم این مدل وارد کسب‌وکار تجاری شد و با سرمایه‌گذاری‌های انبوه و نوآوری‌های متعدد شرکت‌هایی مثل ایربی‌ان‌بی، اوبر، تسک‌ربیت، لیفت و غیره وارد بازار شدند. از سوی دیگر، رشد استفاده از تلفن‌های هوشمند و اپلیکیشن‌ها باعث توسعه سریع این بازار شد. اما شیوع کرونا با ایجاد تغییرات و تاثیرات زیاد بر شرایط زیست در جامعه و اقتصاد، به صورت کلی بر این اقتصادها و دیگر انواع کسب و کار تاثیر گذاشته است؛ بسیاری از سازمان‌ها موقتاً تعطیل شده‌اند، برخی کسب‌وکارها با افت درآمد مواجه‌اند، برخی دیگر نیز به امید این ادامه می‌دهند که وضعیت سریع‌تر پایان یابد و برخی فعلاً فقط به نقدینگی خود اتکا کرده‌اند. شرکت‌های اقتصاد مشارکتی نیز از این قاعده مستثنی نیستند، با این تفاوت که خدمات آنها در شرایط بحرانی عموماً ضروری و حیاتی است و از سوی دیگر احتمال دارد با عدم رعایت استانداردها امکان شیوع بیماری را افزایش دهد. در این پرونده وضعیت اقتصادی شرکت‌های مبتنی بر اقتصاد مشارکتی را بررسی می‌کنیم، به نقش آنها و واکنش‌هایشان در بحران کووید-19 از پشتیبانی کادر درمان گرفته تا ارائه سرویس‌های رایگان نگاهی...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۷۹ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۷۹ پیوست
دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/80x
مینا پاکدلتحریریه

    کارشناسی ادبیات انگلیسی را که گرفتم دیگر مطمئن بودم کلمه‌ها را اگر در گفتار شفاهی کم می‌آورم، در نوشتار توی مشتم هستند و از لای انگشت‌هایم لیز نمی‌خورند. در آن سال‌ها ترجمه می‌کردم و ویرایش. در گیرودار پایان‌نامه ارشد فلسفه بودم که برای یکی از ویژه‌نامه‌های پیوست چند گزارش ترجمه کردم و قرار شد پاره‌وقت کار کنم. آن‌موقع‌ها دفتر پیوست خانه دوطبقه قدیمی‌ای بود که حیاطش درخت داشت، ایوانش بزرگ بود و آسمان معلوم. جای‌گیر شدم طبقه هم‌کف در اتاق میثم. در واقع او و مهرک بودند که به من چم‌وخم روزنامه‌نگاری را یاد دادند؛ اینکه چطور باید یادداشت و گزارش نوشت یا کنداکتور بست؛ چطور نباید ترسید و از قالب سفت‌وسخت آکادمیک بیرون آمد. حالا تقریبا ده سالی از آن روز اول می‌گذرد. در این سال‌ها با چند ماهنامه و فصل‌نامه دیگر و نشرهای مختلف همکاری کرده‌ام و همچنان و همیشه در پیوست مشغول بوده‌ام. اینجا محل کار من نیست؛ خانه من است و آدم‌هایش کسانی‌اند که تو را همان شکلی که هستی، می‌پذیرند، با همه ضعف‌ها و قوت‌ها، با همه روشنایی‌ها و تاریکی‌ها.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *

    برای بوکمارک این نوشته
    Back To Top
    جستجو