skip to Main Content
کانال بله پیوست
دیجی‌پی
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

مدیرعامل شیدا: شکاف عرضه و تقاضا عامل بالا رفتن قیمت تولید است

میثم قاسمی تحریریه

۱۳ اسفند ۱۴۰۴

زمان مطالعه : ۲۲ دقیقه

شماره ۱۴۳

حمیدرضا پوررجبعلی مدیرعامل شیدا

تا وقتی شکاف هزینه و درآمد VOD ها پر نشود، امیدی به ماندگاری پلتفرم‌ها نیست تا روزهای پایانی صفحه‌آرایی ویژه‌نامه پایان سال پیوست، پیگیری‌هایمان برای گفت‌وگو با مدیرعامل شیدا ادامه داشت. پلتفرمی که می‌توان آن را پرهیاهوترین بازیگر VOD سال ۱۴۰۴ ایران به شمار آورد. از محصولات تولیدشده گرفته تا ماندگاری در بازاری که به‌غایت ورود به آن آسان‌تر از دوام‌آوردن در آن است.
با حمیدرضا پوررجبعلی مدیرعامل شیدا در دفتر دنج و آرام او در ساختمانی استارت‌آپی در جردن قرار داشتیم. به عقیده پوررجبعلی، ظهور و افول بازیگران صنعت VOD و ماندگارنشدن آنها ناشی از شکاف عمیق میان هزینه‌های تولید و درآمدهاست. او از شکافی سخن می‌گوید که صنعت نمایش خانگی را از سال‌های اخیر وارد افزایش بی‌رویه هزینه‌های تولید کرده است. به گفته پوررجبعلی، مادامی که این فاصله اقتصادی درآمد و هزینه پر نشود، امیدی به ماندگاری بازیگران این صنعت نیست. او تاکید می‌کند که به‌رغم حواشی و شایعات هرگز شیدا در قراردادهایش بالاتر از نرخ عرف صنعت عمل نکرده و قراردادهایشان هرگز بالاتر از میانگین بازار نبوده است.

 

استراتژی شیدا به‌این‌ترتیب بود که پس از آغاز به کار، مراسم رونمایی برگزار کرد. سیاست پشت این استراتژی چه بود؟

برای پاسخ به این سوال باید تاریخچه‌ای مختصر از شکل‌گیری شیدا ارائه دهم. هلدینگ گروه مالی گردشگری تجربه حدود ۱۵ سال سابقه فعالیت در صنایع متنوع و گوناگونی از جمله صنایع معدنی، فولاد، پتروشیمی و گردشگری دارد. این مجموعه در بازار پول و سرمایه نیز فعال است. اما طی دو سه سال گذشته، استراتژی جدیدی مبنی بر ورود به حوزه‌های نوین و سرمایه‌گذاری‌های پرریسک در هلدینگ شکل گرفت. حاصل این نگاه، تاسیس صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر CVC نقدینه بود.

البته ما پیش از این نیز، به‌‌سبب فعالیت در حوزه گردشگری، با این فضا قرابت فرهنگی داشتیم. تلاقی این دو علاقه‌مندی یعنی حوزه استارت‌آپی و حوزه فرهنگ ما را به این نتیجه رساند که وارد صنعت سرگرمی شویم؛ صنعتی که هم ریسک بالایی دارد و هم قابلیت مقیاس‌پذیری در آن بالاست. در واقع هدف اولیه ما این بود که یک هاب سرگرمی راه‌اندازی کنیم. خروجی اول این هاب، شیدا در قالب پلتفرم نمایش بود، این پازل در حال تکمیل‌شدن است. حوزه‌های موسیقی، ورزش، لایف‌استایل و گردشگری، چهار حوزه دیگری هستند که پی خواهیم گرفت تا در نهایت یک مجموعه کامل سرگرمی شکل بگیرد.

این روند ادامه داشت تا اینکه پس از بررسی چندین پروپوزال مشابه، در اسفندماه ۱۴۰۲ به یک جمع‌بندی نهایی رسیدیم. در نهایت، شرکت شیدا در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳ به‌صورت رسمی تاسیس و مراسم رونمایی آن در بهمن ۱۴۰۳ برگزار شد. اولین تولید اختصاصی ما سریال آبان بود و بعد هم کم‌کم پیش رفتیم تا الآن که به بامداد خمار رسیده‌ایم و سایر محصولات وارد مرحله پیش‌تولید و تولید شده‌اند. اکنون کنداکتور شیدا به‌خوبی پر و تکمیل است و برای آن برنامه‌ریزی شده است.

البته به نظر می‌رسد فعلاً محتوای اختصاصی شیدا چندان شلوغ نیست. ابتدا که فقط آبان و هفت‌خان اسفندیار بود و اکنون به بامداد خمار و موبه‌مو محدود شده. بنابراین چندان هم کنداکتور شیدا شلوغ نیست. یا اینکه از برنامه‌های آینده صحبت می‌کنید؟

باید ببینیم شلوغ را چطور تعریف می‌کنیم. اینکه مثلاً ما پنج لاین محتوایی اختصاصی در طول هفته داشته باشیم، در بازار امروز و با شرایط فعلی اقتصاد تولید، به‌صرفه نیست. نقطه بهینه (Optimum Point) برای سرمایه‌گذاری در موقعیت کنونی، تولید یک یا دو محصول همزمان است. در این نقطه می‌توان امیدوار بود که مخاطب جذب شود و از محل فروش اشتراک، ترافیک و تبلیغات به درآمدزایی رسید. بیش از این، با توجه به هزینه‌های سرسام‌آور تولید امروز، برای هیچ پلتفرمی توجیه اقتصادی ندارد.

البته طبیعتاً مجموعه‌هایی که ۱۲-۱۱ سال سابقه حضور در این بازار را دارند، شرایط متفاوتی دارند و اساساً قابل مقایسه با ما نیستند. طبق اطلاعاتی که از صنف دارم، حتی آن مجموعه‌ها هم به‌سمت کندتر حرکت‌کردن پیش رفته‌اند. قصد ندارم درباره بیزینس مدل پلتفرم‌های همکار صحبت کنم، اما همان‌طور که در ابتدای صحبت گفتم، این صنعت به‌شدت پرریسک، سخت و سرمایه‌بر است.

این بحث ما را می‌رساند به صحبت‌هایی که درباره هزینه‌های شیدا برای تولیدات مطرح می‌شود. عده‌‌ای می‌گویند شیدا، به پشتوانه گروه مالی گردشگری، بیش‌از‌حد خرج می‌کند و نرخ‌ها را بالاتر از عرف بازار برده است؟

خیر. به‌هیچ‌وجه این‌طور نیست. پشت هر مجموعه‌ای ممکن است به‌دلیل ناآگاهی یا نبود دیتای درست، حرف‌و‌حدیث باشد. من با قاطعیت می‌گویم هیچ‌یک از قراردادهای ما بالاتر از میانگین صنعت نبوده است. الآن که زمان سپری شده، می‌توانم دقیق اعلام کنم. ما هرگز بالاتر از نرخ عرف بازار نبوده‌ایم، سریال آبان هر اپیزود حدود پنج میلیارد، بامداد خمار حدود هشت میلیارد و مو‌به‌مو در میانگین شش میلیارد بوده، مثل سریال‌های مشابه در سایر پلتفرم‌ها. فقط استراتژی محتوایی ما متفاوت است.

استراتژی محتوایی شیدا دقیقاً چگونه است؟

استراتژی ما بیشتر مبتنی بر اجتناب از انجام برخی کارهاست تا انجام صرف کار. ما به این افتخار می‌کنیم که دقیقاً می‌دانیم چه کاری را نباید انجام دهیم و برایش هم شواهد و ادله کافی داریم. خیلی از پروپوزال‌هایی که به پلتفرم‌های دیگر رفته و ساخته شده، ابتدا به شیدا آمدند و رد شدند. متاسفانه همان آثار نتوانستند آن‌طور که باید مخاطب جذب کنند. هم پروپوزال داشتیم، هم فیلمنامه‌های آماده، حتی آثاری که ساخته شده بودند پروپوزال‌شان حدود پنج ماه پیش به اینجا آمد؛ با اسامی بزرگ و کارنامه‌دار، اما نپذیرفتیم. رفتند و در جای دیگر ساخته شدند و آن دستاورد درخور انتظار را نداشتند.

شیدا دارد با وسواس به کیفیت نگاه می‌کند. درباره بامداد خمار ببینید این سریال در برهوت محتوای خوب چه جریانی به‌پا کرد. در برهه‌ای که سریال آغاز شد، تقریباً همه نگاه‌ها به شیدا و این سریال بود. ما می‌توانستیم همان هزینه را صرف دو سریال متوسط کنیم که قطعاً نمی‌توانستند آن بازتاب واحد را ایجاد کنند. این سیاست کلی ماست که با توجه به ذائقه‌سنجی دقیق از مخاطب و ژانرهایی که می‌پسندد، تولید محتوا می‌کنیم. هم در حوزه تولید، هم پساتولید و مارکتینگ، کیفیت را چنان مد نظر قرار می‌دهیم که مخاطب با احترام بیاید، ببیند و لذت ببرد.

بامداد خمار پربیننده‌ترین کار شماست که به نظر می‌رسد روی دو اصول ایستاده، یکی رمان پرطرفدار که برای نسلی خاص نوستالژیک است و دیگری کیفیت کار و کارگردان شناخته‌شده‌. اما برای سریال آبان و مو‌به‌مو چه اتفاقی افتاد؟ به نظر می‌رسد نتوانستند به موفقیت بامداد خمار برسند؟

بله، بامداد خمار به ضرس قاطع و بر اساس اعداد و ارقام موفق‌تر از سایر سریال‌هایمان بود. اما برای توضیح این موضوع باید به یک نکته ظریف اشاره کنم. آبان در موقعیتی خاص پخش شد. در آن مقطع پلتفرم شیدا تازه داشت بالا می‌آمد و بسیاری از مخاطبان شیدا را نمی‌شناختند. تحلیل گوگل‌آنالیتیکس ما در آن زمان نشان می‌داد که مردم سرچ می‌کردند «فیلیمو آبان» یا «فیلم‌نت آبان». یعنی همه دنبال این بودند که ببینند این سریال روی کدام یک از پلتفرم‌های موجود پخش می‌شود. برند شیدا برای آنها شناخته‌شده نبود.

نکته دوم اینکه آبان در شرایطی پخش شد که برخلاف بامداد خمار که من از آن با نام برهوت محتوایی یاد می‌کنم، سه رقیب قدرتمند همزمان در بازار حضور داشتند. سریال ازازیل به کارگردانی آقای فتحی و کمپین فوق‌العاده‌اش در نماوا داشت پخش می‌شد. سریال تاسیان به کارگردانی تینا پاکروان که توانسته بود جریان‌ساز شود و کمی بعدتر، پروژه وحشی فیلم‌نت هم اضافه شد. عملاً آبان در مواجهه با یک بازار بسیار پررقابت قرار گرفت.

ضمناً ما آبان را تقریباً بدون مجوز ساترا پخش کردیم و همین موضوع باعث شد هیچ مجوزی برای تبلیغات محیطی هم نداشته باشیم. با این اوصاف، کارنامه آبان از لحاظ بیزینسی و تحقق اهداف پلتفرم، هرچند درجه یک نیست. اما قصه ملتهب و خط قرمز‌های سریال باعث شد دست‌کم مخاطب خاص خودش را پیدا کند و دهان‌به‌دهان شدن آن را رقم بزند. در آن برهه، به‌نظرم جزو کارهای خوب بود، هرچند شخصاً از لحاظ کیفی، به‌ویژه از قسمت نهم به بعد، انتقادهایی دارم که به تیم تولید هم منتقل شد.

اصلاً آبان چطور به‌عنوان اولین پروژه شیدا انتخاب شد؟

از همان روز اولی که شیدا شکل گرفت، ما دو پروژه را دنبال کردیم، یکی پروژه آبان بود و دیگری بامداد خمار. البته آبان با آن چیزی که بعد پخش شد تفاوت‌هایی داشت. قصه چندین مرحله بازنویسی شد و بعد از آن، کستینگ انجام گرفت. همکاری شیدا با دو چهره درجه‌‌یک مثل شهاب حسینی و امین حیایی اعتبار خوبی برای شیدا به همراه داشت. ضمن اینکه در همین پروژه توانستیم چند بازیگر جدید به نمایش خانگی معرفی کنیم.

خانم مرزبان بعد از آبان بود که شناخته شد و آقای میرسعید مولوی هم بازیگر درجه‌یکی است. اینها دو چهره‌ای بودند که شیدا امروز می‌تواند به معرفی آنها افتخار کند.

بعد از پخش اولین سریال‌ها، مراسم رونمایی از پلتفرم را برگزار کردید. مراسمی پرسروصدا، پرزرق‌وبرق و با حضور بازیگران. به خاطر ندارم پلتفرم دیگری چنین مراسمی گرفته باشد، انگیزه شما از این رویداد چه بود؟ آیا فکر نمی‌کنید این حرکت، شما را بیش از حد در معرض دید و البته حاشیه قرار داد؟

اینکه پلتفرم‌های دیگر چنین اقدامی نکردند، من در مقام قضاوت و پاسخگویی برای آنها نیستم. اما شاید یک دلیلش این بوده که آنها به ادامه حضورشان در بازار چندان مطمئن نبوده‌اند. شاید تمهیدات و برنامه‌ای که برای خود دیده بودند، به این ترتیب نبوده، به‌نظرم ما با این مراسم توانستیم یک حضور رسمی و شیک را در بازار نمایش دهیم. این پیام که یک پلتفرم با ویژگی‌های مشخص وارد بازار شده، برای مخاطب می‌تواند جذابیت ایجاد کند. از آن مهم‌تر، شیدا یک کوپروداکت (محصول مشترک) با مجموعه‌ای بزرگ‌تر است و در جایگاه محصولی جدید برای گروه هم حائز اهمیت بود. به‌همین‌دلیل تصمیم گرفتیم به حضور شیدا در مارکت رسمیت ببخشیم.

نکته دیگر اینکه من در همان مراسم هم گفتم، این رویداد یک ادای دین بود. ادای دین به پلتفرم‌های قبلی؛ فیلیمو، فیلم‌نت، نماوا. اینها بودند که آمدند و فرهنگ تماشای پولی را جا انداختند. تغییر ذائقه و بردن مردم به‌سمت گزیده‌دیدن، پرداخت هزینه بابت تماشای فیلم و سریال، یکی از پرریسک‌ترین کارهایی بود که این سه پلتفرم همکار، بار مالی و زمانی‌اش را به دوش کشیدند.

حضور ما در مقام یک تازه‌وارد، همراه با این اعلام بود که ما هم در کنار شما هستیم تا این بازار را پررونق‌تر و گسترده‌تر کنیم و این فرهنگ را به جاهای دیگر کشور ببریم. تقریباً ۷۸ درصد مخاطبان نمایش خانگی متمرکز در تهران هستند. بازار شهرستان‌ها هنوز آن‌قدر که باید عمیق نشده است. حضور یک هویت جدی که بتواند این کار را در کنار سایر همکاران ادامه دهد، خبر خوبی برای اکوسیستم و جذاب‌شدن کار در این اکوسیستم است. من اولین بار است می‌شنوم که ممکن است حاشیه‌ای در کار بوده باشد. ما بازخورد بدی نگرفتیم. اصلاً از نظر ما حاشیه‌ای نداشت.

به‌هر‌حال، بحث حضور آقای جهانگیری و آقای امامی در مراسم و حواشی پیرامون آن مطرح بود. به نظر می‌رسد شیدا این بار را برای خودش خریده باشد. واکنش شما به این موضوع چیست؟

این موضوع، چه با آن رویداد و چه بدون آن، جزو مسائلی بود که از روز اول در میان بود و فکر نمی‌کنم مساله پنهانی بوده باشد، همه‌چیز در ترکیب سهامداری ما شفاف‌ و مشخص است. ما از ابتدا نسبت به حساسیت‌هایی که ممکن است پیش بیاید، به‌ویژه برای حوزه سیستمی، آگاه بودیم و آن را مدیریت کردیم.

شاید اوضاع می‌توانست جور دیگری پیش برود، اما خیلی خوب مدیریت شد و برای این مدیریت، زحمت زیادی کشیده و انرژی زیادی صرف شد. اما نهایتاً فکر می‌کنم از آن پیچی که شاید می‌توانست به خطر یا ریسک جدی برای شیدا تبدیل شود عبور کرده‌ایم.

یک گروه مالی بزرگ پشت شماست، این حس ایجاد می‌شود که شاید چندان به درآمد فکر نمی‌کنید. شاید هم حس درستی نباشد، اما وضعیت دخل‌و‌خرج شیدا و منابع درآمدی‌تان چگونه است؟

ببینید، وقتی می‌گوییم یک گروه اقتصادی‌مالی، از پیشوند آن مشخص است؛ یعنی قبل از حضور در هر عرصه‌ای، اولین برآوردی که انجام می‌دهد این است که این پروژه در میان‌مدت و بلندمدت چگونه قرار است سودآور باشد. شاید حضور من در این پلتفرم بتواند خودش گواه این مدعا باشد که ما داریم به موضوعات اقتصادی به‌طور جدی فکر می‌کنیم. گروه مالی‌اقتصادی سال‌ها در آن حوزه کار کرده و ترجیحش همواره این بوده که با دید اقتصادی به پروژه نگاه کند.

اما نگاه اقتصادی لزوماً تعریف یکسانی ندارد. ما در صنعت فولاد یک جور به اقتصاد نگاه می‌کنیم، در صنعت پتروشیمی یک جور دیگر، در حوزه گردشگری هم متفاوت. نگاه ما به شیدا بر اساس یک بیزینس‌پلن چهارساله است؛ برآورد ما این است که بعد از چهار سال به نقطه سر‌به‌سر خواهیم رسید. در حوزه استارت‌آپی حتی در دنیا این بازه هشت تا ۱۰ سال است.

برندهای استارت‌آپی ایران را بررسی کنید. همین حالا خیلی‌ها بعد ۱۰ سال به‌لحاظ سود و زیان عملیاتی هنوز در زیان هستند. اما آنچه این پلتفرم‌ها را جذاب می‌کند سود سرمایه‌ای (Capital Gain) بوده که به‌عنوان خلق ارزش یک برند ایجاد کرده‌اند. در دنیا نیز متداول است. این همان چیزی است که باعث می‌شود ایلان ماسک برود توییتر را با یک عدد عجیب‌و‌غریب بخرد و چنین معاملاتی در دنیا شکل بگیرد.

پلتفرم‌هایی مثل فیلیمو و فیلم‌نت با اپراتورها قرارداد دارند و از محل فروش ترافیک درآمدزایی می‌کنند. قصد ندارید وارد این مرحله شوید؟

ما با ایرانسل قرارداد داریم و از ابتدای پخش بامداد خمار همکاری با ایرانسل شروع شده است. اما برای پاسخ کلان‌تر به این سوال، باید بگویم این یک مدل درآمدی است که هم می‌تواند مفید باشد هم می‌تواند پلتفرم را متضرر کند. شما را ارجاع می‌دهم به مدل درآمدی استارنت که در مقام یک پلتفرم رایگان و از محل تبلیغات (AVOD) فعالیت می‌کرد، اما به دلایل زیادی موفق نشد. البته این فقط قسمتی از مساله است.

حوزه ترافیک یک موضوع چندجانبه است که باید به همه ابعادش نگاه کنیم. مهم‌ترین نکته این است که این مدل، آدم‌ها را از خرید اشتراک بی‌نیاز می‌کند. ممکن است شما از فروش اشتراک درآمد داشته باشید و همزمان از محل ترافیک هم درآمدزایی کنید. اما همان‌طور که می‌دانید، عدد و رقم‌هایی که اپراتورها به‌ازای هر گیگابایت تخصیص می‌دهند، بر اساس محاسبات ما تقریباً یک به ۱۰ است. یعنی اگر کاربر اشتراک بخرد، تقریباً ۱۰ برابر بیشتر هزینه کرده نسبت به اینکه بخواهد برگزیده و در ساعت خاصی محتوایی را با اینترنت تماشا کند.

حتی فیلیمو و فیلم‌نت هم برای این کار سال‌ها صبر کردند. چون پایگاه مخاطب پرداخت‌کنندگان (یوزرپول) خود را آماده کرده بودند. آنها میلیون‌ها کاربر داشتند که به پلتفرم‌ها عادت کرده بودند و دیگر اکانت می‌خریدند. از آن به بعد به‌سمت کسب درآمد از ترافیک رفتند، برای کاربرانی که مطمئن شده بودند اکانت نمی‌خرند. این می‌شود یک درآمد اضافی برای بخشی از مشتریانی که هر کاری هم بکنید اشتراک نمی‌خرند و اگر این امکان را برایشان فراهم نکنید به‌سمت دانلود غیرقانونی در تلگرام، کانال‌های دیگر یا ماهواره می‌روند. پس الآن وقت آن نیست که شیدا سراغ این مدل برود. تا زمانی که آن یوزرپول ۱۰ میلیون نفری را نسازیم، نمی‌توانیم خودمان را در ریسکی بیندازیم که کاربر از محل حجم ترافیک محتوا ببیند و اشتراک نخرد. این سیاستی بود که هیات‌مدیره ما دنبال کرد و به‌نظرم خیلی هم سیاست درستی بود.

در حال حاضر چند مشترک دارید؟ منظورم کسانی است که اشتراک خریده‌اند؟

از ابتدای پخش سریال آبان تاکنون، حدود یک میلیون مشترک داریم.

صحبت از بحث دانلود غیرقانونی شد. سریال‌ها روی کانال‌های تلگرامی و بعد هم ماهواره می‌روند. از طرفی رقابت با یوتیوب هم مطرح است. برنامه‌هایی مثل پرسونا و رباط صلیبی نمونه‌هایی هستند که مشابه‌شان روی یوتیوب هم منتشر می‌شود. یوتیوب را تا چه حد برای خودتان تهدید می‌بینید؟

یوتیوب می‌تواند به اندازه رقبای داخلی خطرناک باشد. یوتیوب در جایگاه یک زیرساخت در دسترس برای خیلی‌ها قطعاً می‌تواند خطرات خودش را داشته باشد. اما با توجه به شرایط کشور، فیلترینگ و دسترسی سخت، فرهنگ استفاده از یوتیوب در نسل X و Y هنوز آن‌قدرها ضریب نفوذ ندارد. بیشتر در نسل Z و شاید نسل‌های بعدی است که این اتفاق می‌افتد و اتفاقی جدی هم هست و باید به آن فکر کرد. اما نکته اصلی آمار دیگری است. حدود ۲۷ درصد از مخاطبان محتوای VOD، از محل پلتفرم‌ها و به‌صورت قانونی برنامه تماشا می‌کنند یعنی حدود ۷۳ درصد از مسیرهای غیرقانونی و از طریق فراد (غیرقانونی) محتوا می‌بینند. این بازار با این حجم یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌هایش همین دانلود غیرقانونی است.

برای مقابله با این پدیده چه می‌توان کرد؟

در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت می‌توان برنامه‌ریزی کرد. یکی از اصلی‌ترین برنامه‌ها، فرهنگ‌سازی است. نمونه‌اش سریال «قهوه تلخ» بود، طبق آماری که آن زمان منتشر شد، با همان ویدئوی چندثانیه‌ای مهران مدیری که از مردم می‌خواست این سریال را قانونی تماشا کنند، حدود ۱۸ درصد افراد به تماشای قانونی روی آوردند، یعنی بیشتر از آنهایی که قبلاً خریدار بودند.

من چندان قائل به بحث قیمت در این صنعت نیستم چون به‌نظرم صرفاً بحث قیمت مطرح نیست. ۱۸۰ هزار تومان در مقابل مثلاً قیمت یک قهوه در کافی‌شاپ که ۲۵۰ هزار تومان است و در چند ثانیه تمام می‌شود، نمی‌تواند عامل موثری برای خریدن یا نخریدن باشد. مهم‌تر از قیمت، همان فرهنگی است که باید جا بیفتد. این فرهنگ امروزی حتی ۱۰ سال پیش وجود نداشت، امروز ضریب آن به ۲۷ درصد رسیده است. حتماً باید بیشتر تلاش کنیم، پیشنهاد بیشتری بدهیم و مخاطبان را جذب کنیم.

شرایط مالی سخت است اما فرهنگ‌سازی وجه شایان توجه این موضوع است. از جنبه تکنیکی، چون فعلاً قانون کپی‌رایت برای ما صدق نمی‌کند، نمی‌توانیم بیرون از ایران کسی را که محتوایمان را پخش می‌کند متوقف کنیم. اما به شکل پارتیزانی و عملیاتی، ما دو بار این کار را در حوزه ماهواره و تلگرام انجام داده‌ایم. با چند شرکت قرارداد داریم که مدام محتوایمان را رصد می‌کنند. اگر در حال پخش باشد و کپی‌رایت داشته باشد، مخصوصاً با تلگرام مکاتباتی می‌شود و آن کانال محتوا را برمی‌دارد. پردردسر است، اما انجام می‌شود. در ماهواره هم با کانال‌هایی که پخش می‌کردند به توافقاتی رسیدیم که با تاخیر چهارهفته‌ای محتوایمان را پخش کنند. اما اینها کاملاً در یک بازار خاکستری و با مذاکره دارد اتفاق می‌افتد. مادامی که این موضوع در کشور تحت قانون درنیاید، کار خاصی نمی‌توان انجام داد اما فعلاً اینها راه‌هایی است که رفته‌ایم.

حق اشتراک شیدا ۱۸۰ هزار تومان در ماه است، کمی پایین‌تر از فیلم‌نت و فیلیمو. این تفاوت قیمت عمدی است؟

بله کاملاً عمدی است. منطقش هم روشن است. فیلیمو و فیلم‌نت با سابقه طولانی، تعداد محتوای بسیار بیشتری برای ارائه دارند. ما چون تازه‌واردیم، این سیاست را در پیش گرفتیم که با قیمت رقابتی‌تر بتوانیم مخاطب را ترغیب کنیم یک سال بیاید و شیدا را امتحان کند. طبیعتاً در آینده و با گسترده‌ترشدن سبد محتوایی، سیاست قیمت‌گذاری ما نیز تغییر خواهد کرد.

در ابتدای کار شیدا، تا جایی که به خاطر دارم، چند نوع محتوا داشتید. یکی نمایش، یکی کنسرت و… پلتفرم این نوید را می‌داد که قرار نیست فقط به فیلم و سریال محدود بماند. از آن لاین‌های محتوایی دیگر خبری نیست؟

همان‌طور که اشاره کردید، ما قرار است چند لاین محتوایی دیگر را فعال کنیم. حوزه موسیقی، حوزه ورزش، حوزه لایف‌استایل و حوزه گردشگری، چهار حوزه‌ای هستند که به‌زودی محتوای اختصاصی خودشان را خواهند داشت. به‌تازگی برای ایونت جام جهانی ۲۰۲۶ یک کار تولیدی ورزشی انجام می‌دهیم که به بازی‌های جام جهانی بپردازد. لاین ورزش ما از این طریق وارد می‌شود.

لاین کودک را چند ماه پیش در قالب اولین چنل شیدا راه‌اندازی کردیم که الآن در دو پارت مداوم، محتوای کودک پخش می‌کند و این مسیر ادامه دارد.

برنامه‌های سنگین‌تر مثل ریالیتی‌شوها، نمونه‌هایی مثل جوکر یا کارناوال، را هم در برنامه دارید؟

یکی از این برنامه‌ها به اسم «کاست» در حال تولید است و بخشی از تولید آن هم انجام شده. امین حیایی در مقام مجری و میزبان حضور دارد و گیم‌پلی خیلی جذابی برایش طراحی شده است. تا امروز چند اپیزود ضبط شده و مابقی هم به امید خدا با توجه به شرایط مناسب برای پخش، ضبط خواهد شد. فعلاً شرایط برای پخش چنین برنامه‌ای مناسب نیست، اما فکر می‌کنم اگر اوضاع به حالت عادی برگردد، برای بهار ۱۴۰۵ بتوانیم آن را پخش کنیم.

برسیم به داستان پرحاشیه مجوز و ممیزی؛ ساترا، صداوسیما، وزارت ارشاد و نهادهای دیگر هرکدام به‌نوعی در این فضا دخیل هستند. شما در مقام مدیر یک پلتفرم، مدل بهینه را چه می‌دانید؟ روند اخذ مجوز برای آثارتان چطور طی می‌شود؟

ابتدا در مرحله تولید، روی فیلمنامه و طرح اولیه باید مجوز طرح دریافت کنیم. در مرحله تولید، با توجه به لوکیشن‌ها و بحث فیلمبرداری، باز هم مجوزهای مربوطه گرفته می‌شود و نهایتاً بعد از تولید و پست‌پروداکشن، نوبت به مجوز انتشار می‌رسد. اما اینکه جایگاه ساترا به‌لحاظ قانونی چیست و آیا می‌تواند این کار را بکند یا نه، بحث مفصلی است که بارها درباره‌اش صحبت شده است. در وضعیت فعلی متولی این کار نهاد ساتراست که به‌نوعی از معاونت‌های سازمان صداوسیما محسوب می‌شود.

ساترا در جایگاه یک رگولاتور، از دید خودش به قضیه نگاه می‌کند. محصولی که قرار است به مخاطب ارائه شود، یک محصول فرهنگی است و نباید با عرف جامعه، قوانین کشور و حال‌وهوای جامعه منافات داشته باشد. اما چون ذاتاً موضوع سلیقه‌ای است، همیشه جای بحث وجود دارد که آیا این موضوع خاص با تحلیل‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی‌ای که از جامعه داریم سازگار است یا خیر. همین موضوع محل بحث دائمی بین پلتفرم‌ها و ساترا بوده و هست.

ما ناگزیریم و چاره‌ای نیست جز اینکه در تعاملی دوسویه با ساترا کارها را پیش ببریم. نمونه‌اش همین سریال آبان که در نهایت بدون مجوز پخش‌اش کردیم. در نهایت ارتباط با رگولاتور نیازمند مذاکره، رفت‌وآمد و بهینه‌کردن روابط فی‌مابین است تا بتوانید آن اثری را که ساخته‌اید با بیشترین بهره‌وری ممکن به مخاطب ارائه دهید.

می‌خواهم به سرنوشت پلتفرم‌هایی که آمدند و رفتند یا افول کردند اشاره کنم. تماشاخونه، استارنت، زینما، حتی نماوا به‌شدت افول کرده‌اند و فیلم‌نت هم به نظر می‌رسد نسبت به روزهای اوج آرام‌تر شده‌ است. فکر می‌کنید چه اتفاقی در این حوزه می‌افتد که بعضی‌ها می‌آیند و نمی‌مانند؟ و مهم‌تر اینکه آیا این تجربه برای شیدا تکرار نخواهد شد؟

برای دقیق‌ترشدن بحث باید بگویم همزمان با شیدا، شش پلتفرم دیگر هم آمدند. تعدادی اصلاً نرسیدند به نقطه ماندگاری برسند. برخی از آنها پشتوانه بانک‌هایی مانند پارسیان را نیز داشتند. زینما اخیراً با پروژه شغال که بین فیلم‌های سینمایی بود توانست مطرح شود اما ماندگاری نداشت. تماشاخونه با پشتوانه آسیاتک آمد و عملاً نتوانست ادامه دهد.

اینکه چرا اینها می‌آیند و نمی‌مانند به اتفاق خطرناکی برمی‌گردد که از پنج شش سال گذشته در این اکوسیستم رخ داده است: افزایش بی‌رویه هزینه‌های تولید. این مشکل مختص همه کسانی است که در این فضا کار می‌کنند و دلیل اقتصادی روشنی دارد.

اکوسیستم سینما در ایران هنوز صنعت نشده و کاملاً سنتی اداره می‌شود. این فضا هنوز نتوانسته در این سال‌ها پشتوانه درستی برای خودش بسازد. ما هنوز که هنوز است نتوانسته‌ایم سوپراستاری در حد شهاب حسینی تولید کنیم. در حوزه کارگردانی هم عده محدودی بر اساس نخبگی شخصی خودشان به جایگاه خود رسیده‌اند. اما دانشکده‌ای نداریم که این آدم‌ها را مدام در طول سال تولید کند و به صنعت بدهد.

از آن طرف، جامعه مخاطب هم گسترده شده و پلتفرم‌ها برای اقناع آنها دست به تولید زده‌اند. تقاضا که می‌رود بالا، طبق قاعده عرضه و تقاضا، قیمت هم بالا می‌رود. این افزایش قیمت، پلتفرم‌ها را به نقطه‌ای می‌رساند که آینده‌ای برای تداوم کار متصور نیستند. چون هزینه‌ها مدام افزایش پیدا می‌کند، اما درآمد به آن معنا رشد نمی‌کند.

من یک بار محاسبه کردم که برای پوشش هزینه‌ها و جبران کسری بودجه از محل اسپانسری و تبلیغات، اشتراک ماهانه باید حدود ۹۲۳ هزار تومان می‌شد. اما این رقم اصلاً کشش بازار را ندارد. شما نمی‌توانید از جامعه‌ای که می‌خواهد از این سرویس استفاده کند، انتظار پرداخت ۹۰۰ هزار تومان در ماه داشته باشید. اگر کاربر هم هزینه اشتراک می‌دهد هم تبلیغات می‌بیند به این علت است که در واقع قیمت اشتراک باید بیش از اینها باشد تا پلتفرم بتواند به کارش ادامه دهد و از پس هزینه‌ها بربیاید. پاسخ خلاصه من به شما این است، مادامی که این شکاف عمیق بین هزینه‌های تولید و درآمدها پر نشود، خیلی‌ها مثل همان پلتفرم‌هایی که نام بردید ممکن است بیایند و بروند.

راهکار چیست؟

قطعاً محل‌های درآمدی دیگری هست که پلتفرم‌ها باید به سمت‌شان بروند. دو موضوع بسیار جدی در این زمینه وجود دارد. اولی بحث شهرستان‌ها و نفوذ در بازار شهرستان‌هایی است که هنوز عمق پیدا نکرده‌اند. دومین و شاید مهم‌ترین موضوع، ایرانی‌ها و فارسی‌زبان‌های خارج از کشورند. ما تقریباً ۱۱ میلیون مهاجر ایرانی داریم و حدود ۱۰ میلیون هم فارسی‌زبان غیرایرانی. یعنی با جامعه ۲۱ میلیون نفری‌ای طرفیم که به‌دلیل محدودیت‌ها نمی‌توانند از پلتفرم‌های داخلی به‌صورت مستقیم استفاده کنند و مجبورند از کانال‌های ماهواره‌ای و رایگان محتوا ببینند.

اما نکته مهم این است که مثلاً رقم ۶ دلار در ماه برای این جامعه عدد معناداری نیست و اتفاقاً خیلی هم به محتوای داخلی علاقه دارند. دیدن محتوای ایرانی برایشان بسیار جذاب است. ما در فکر این هستیم که پلتفرمی برای سرویس‌دهی محتوای داخلی به فارسی‌زبانان خارج از ایران راه‌اندازی کنیم. پیش از ما فیلیمو هم این کار را کرده است. حتماً ما هم باید این کار را انجام دهیم. به شکلی قانونی و با دریافت ارز. آن زمان است که می‌توانیم ادعا کنیم از لحاظ اقتصادی به مرحله‌ای رسیده‌ایم که هم سودده هستیم و هم می‌توانیم بخش مهمی از هزینه‌های تولید داخل را پوشش دهیم.

در پایان اینکه با توجه به تحریم‌ها، فکر می‌کنید آیا این کار در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر است؟

در اینجا بحث تحریم‌ها مطرح نیست. مکانیسم آن وجود دارد. ما می‌توانیم پلتفرمی با ابعاد محدود در یکی از کشورهای همسایه راه‌اندازی کنیم و محتواها را از آنجا پخش کنیم. دسترسی به خیلی از کشورها از این طریق امکان‌پذیر است. زمانی که پلتفرم را خارج از مرزها توسعه می‌دهی، می‌توانی فرایند پرداخت را هم بر اساس پرداخت‌های بین‌المللی تنظیم کنی. حالا یا پی‌پل باشد یا هر درگاه دیگری. برای کسانی که اشتراک خریداری می‌کنند، چه مستقیم از حسابشان برداشت شود و چه از روش‌های دیگر، این امکان وجود دارد. اگر از لحاظ سرویس‌دهی محتوا مشکلی نداشته باشیم، بحث اصلی همان پرداخت است که انجام‌شدنی است.

این مطلب در شماره ۱۴۳ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۴۳ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/np4
میثم قاسمیتحریریه

    سال ۸۱ رشته مهندسی را رها کردم به شوق روزنامه‌نگاری. از همان سال تاکنون، در حوزه‌های مختلفی مانند سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، گردشگری، ورزشی و... در رسانه‌هایی مانند همشهری، حیات‌نو، توسعه، عصر ارتباط و... کار کرده‌ام. از میانه سال ۹۲ و پس از حدود ۳ سال دوری از حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات، به پیوست آمدم و دوباره روزنامه‌نگار این رشته شدم.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *

    برای بوکمارک این نوشته
    Back To Top
    جستجو