skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

جشنواره نوروزی آنر

دیتاسنترها در کدام نقطه فناوری ایستاده‌اند

جادوی دیتاسنتری

مینا پاکدل تحریریه

۱۱ شهریور ۱۳۹۶

زمان مطالعه : ۸ دقیقه

شماره ۴۹

تاریخ به‌روزرسانی: ۳۰ مهر ۱۳۹۸

با هر جست‌وجو در گوگل، با هر کلیک در اینترنت و با هر اشتراک‌گذاری فایل، عکس یا موسیقی، حجم عظیمی از داده به جریان می‌افتد که فضایی را در دیتاسنتر اشغال می‌کند و به واسطه آن انرژی مصرف می‌شود. طی هر ۶۰ ثانیه در اینترنت گوگل بیش از چهار میلیون سوال یا کلمه را جست‌وجو می‌کند، کاربران یوتیوب بیش از ۷۲ ساعت فیلم بارگذاری می‌کنند، ۲۰۴ میلیون ایمیل فرستاده می‌شود، کاربران فیس‌بوک حدود 46/2 میلیون قطعه محتوا به اشتراک می‌گذارند و کاربران اپل حدود ۴۸ هزار اپلیکیشن دانلود می‌کنند (بر اساس آمار سال ۲۰۱۴). مری وتمن، بنیانگذار Parhelion، می‌گوید: «تعداد تعاملات اجتماعی ما در توییتر، فلیکر و همه این برنامه‌ها به سرعت در حال افزایش است، اما این تنها بخش کوچکی از ماجراست.» با وجود این واقعیت که دیتاسنترها نقش مهمی در پشتیبانی زندگی دیجیتالی ما دارند و کسب و کارهای بسیار از جمله غول‌های فناوری مثل گوگل، مایکروسافت و فیس‌بوک از این مراکز محاسباتی استفاده می‌کنند، ویژگی حیاتی دیتاسنترها از دید کاربران نهایی پنهان مانده است. دموکرات شدن فناوری در سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ سیستمی اصلی وجود داشت که نوعی سیستم اشتراکی بود. این سیستم‌ها گران و بزرگ بودند و شرکت‌های معدودی می‌توانستند از عهده هزینه آنها برآیند. علاوه بر این، مساله تخصص لازم برای مدیریت و نگهداری این فناوری مطرح بود. بعدتر سیستم‌های باز کلاینت‌سرور وارد کار شدند. همچنان طراحی قدیمی بود، بزرگ‌ترین چالش این بود که افرادی که عملکرد را مدیریت می‌کردند، بر tier تمرکز داشتند نه بر سیستم‌ها به طور کلی. کم‌کم نوبت اینترنت شد. با پیشرفت اینترنت همان پیکربندی وجود داشت، اما متصل بود و اتصال سیستم باعث بهبود نقص‌ها و تداوم کسب و کار می‌شد. نیاز به مدیریت عملکرد شبکه وجود داشت و پاسخ به موضوع‌ها و مشکلات عملیاتی عموماً این بود که «به خاطر مشکلات شبکه است». در نتیجه تنها راه افزایش کارایی...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۴۹ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۴۹ پیوست
دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/2mk
مینا پاکدلتحریریه

    کارشناسی ادبیات انگلیسی را که گرفتم دیگر مطمئن بودم کلمه‌ها را اگر در گفتار شفاهی کم می‌آورم، در نوشتار توی مشتم هستند و از لای انگشت‌هایم لیز نمی‌خورند. در آن سال‌ها ترجمه می‌کردم و ویرایش. در گیرودار پایان‌نامه ارشد فلسفه بودم که برای یکی از ویژه‌نامه‌های پیوست چند گزارش ترجمه کردم و قرار شد پاره‌وقت کار کنم. آن‌موقع‌ها دفتر پیوست خانه دوطبقه قدیمی‌ای بود که حیاطش درخت داشت، ایوانش بزرگ بود و آسمان معلوم. جای‌گیر شدم طبقه هم‌کف در اتاق میثم. در واقع او و مهرک بودند که به من چم‌وخم روزنامه‌نگاری را یاد دادند؛ اینکه چطور باید یادداشت و گزارش نوشت یا کنداکتور بست؛ چطور نباید ترسید و از قالب سفت‌وسخت آکادمیک بیرون آمد. حالا تقریبا ده سالی از آن روز اول می‌گذرد. در این سال‌ها با چند ماهنامه و فصل‌نامه دیگر و نشرهای مختلف همکاری کرده‌ام و همچنان و همیشه در پیوست مشغول بوده‌ام. اینجا محل کار من نیست؛ خانه من است و آدم‌هایش کسانی‌اند که تو را همان شکلی که هستی، می‌پذیرند، با همه ضعف‌ها و قوت‌ها، با همه روشنایی‌ها و تاریکی‌ها.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *

    برای بوکمارک این نوشته
    Back To Top
    جستجو