skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

از ممنوعیت تا محدودیت / از آیفون تا نئوبانک

۶ دی ۱۴۰۲

زمان مطالعه : ۳ دقیقه

شماره ۱۱۹

مدل رگولاتوری و تنظیم‌گری در کشور ما به محدود کردن یا ممنوع کردن خلاصه شده است. این نوع تفکر فقط مختص وزارتخانه یا نهاد خاصی نیست، بلکه روشی‌ است که تنظیم‌گران قواعد در کشور پیش‌ گرفته‌اند. می‌خواهد ممنوعیتِ ارائه یک سرویس آنلاین باشد یا ممنوعیت واردات آیفون. اما بی‌شک اگر سرویسی در کشور مخاطبان پروپاقرص خودش را به دست آورد، نهادهای تنظیم‌گر به‌سرعت سراغ آن می‌روند و اولین مواجهه‌ با آن، ممنوعیت خواهد بود.

برای اثبات این گفته لازم نیست راه دوری برویم، به‌سادگی می‌توانیم انواع و اقسام سرویس‌ها یا خدماتی را بیابیم که بنا بر دلایل مختلف، زمانی که مقرره‌ای برایشان تنظیم و تصویب شد آن سرویس یا مدلش تغییر کرد یا به صورت کامل ممنوع شد. شاید از همین روست که فعالان اقتصادی گرچه علاقه‌مند هستند در محیطی قانون‌گذاری‌شده فعالیت کنند تا بتوانند ریسک‌های فعالیت خود را پیش‌بینی کنند اما از تنظیم‌گری نهاد سیاست‌گذار در این حوزه نیز نگران‌اند.

ممنوعیت واردات آیفون با توجه به بازاری که در ایران دارد همان‌قدر عجیب است که محدودیت در فعالیت نئوبانک‌ها.

اگر دولت تصمیم داشت با ممنوعیت واردات آیفون، جلوی خروج ارز از کشور را بگیرد، با داستان چای دبش و فساد سه میلیارد دلاری، تمام صرفه‌جویی ارزی از ممنوعیت واردات آیفون به هدر رفت.

حال نهاد رگولاتور پولی کشور نیز در نظر دارد با محدودیت در فعالیت نئوبانک‌ها- که از ابتدا زیر نظر یک بانک دارای مجوز از بانک مرکزی فعالیت خود را آغاز کرده بودند- جلوی اعتماد مردم به موسسات اعتباری غیرمجاز را بگیرد، اما در واقع فقط در جهت محدودیت بیشتر نوآوری در شبکه بانکی گام برمی‌دارد؛ چراکه طی سال‌های گذشته هرچند هیچ نئوبانکی در کشور سرویس نمی‌داد، موسسات اعتباری‌ای شکل گرفتند که تنها نتیجه فعالیت‌شان خسارت دیدن مردم و جبران آن خسارت از سوی شبکه بانکی و بانک مرکزی بود. آخرین نمونه آن نیز موسسه اعتباری نور است که بانک مرکزی برای جبران زیانش در نظر دارد آن را با بانک ملی ادغام
کند.

این در حالی ‌است که طی دو سالی که از شکل‌گیری نئوبانک‌ها می‌گذرد نه‌تنها ضرری به شبکه بانکی و اعتماد مردم نزده‌اند بلکه با ایجاد سرویس‌های خاص خود، بدنه کلاسیک بانک‌ها را به سمت ارائه سرویس‌های نوآور سوق داده‌اند. احراز هویت غیرحضوری فقط یک مثال از سرویسی است که شاید اگر نئوبانک‌ها در کشور اقدام به ارائه آن نکرده بودند هنوز بانک‌ها و شبکه بانکی کشور آن را نپذیرفته بودند.

با وجود این، بانک مرکزی با صدور دستورالعملی با هدف به صفر رساندن ریسک هرگونه فعالیت نوآورانه‌ای، نئوبانک‌ها را در قاب یک شعبه دیجیتالی بانکی نشانده و خلق ارزش از سوی آنان را در قالب یک بانک سنتی با وجود تمامی محدودیت‌ها در آن قرار داده است.

در چنین شرایطی نه‌تنها هیچ‌گاه به سمت یک نئوبانک واقعی حرکت نخواهیم کرد، بلکه فعالیت‌هایی نیز که تاکنون تحت عنوان نئوبانک شکل ‌گرفته هر روز محدود و محدودتر می‌شود. از طرفی به‌زودی باید منتظر شعبه دیجیتالی تمامی بانک‌های فعال در کشور باشیم.

حال آنکه بانک مرکزی می‌توانست به‌سادگی ورق را برگرداند؛ علاوه بر اینکه نظارتش را بر نئوبانک‌ها افزایش می‌دهد، موجودیت آنها را به رسمیت بشناسد و یکی از شروط فعالیت آنان را خلق ارزش جدید تعریف کند.

اما محدودیت و ممنوعیت همیشه ساده‌ترین راه نظارت است.

این مطلب در شماره ۱۱۹ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۱۹ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/grw

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو