خودتنظیمگری گامی برای صیانت از کاربران
انتشار فهرست نسخهدار «کسبوکارهای مشاهدهپذیر» از سوی انجمن بلاکچین ایران، تلاشی است برای حفاظت از…
۸ آذر ۱۴۰۴
فضای اقتصاد دیجیتال ایران در ماه گذشته میزبان دیدارها و نشستهایی بود که نمیتوان بیتوجه از کنار آن گذشت. مدیران عامل و بنیانگذاران استارتآپهای بزرگ کشور توانستند علاوه بر جلسهای با رئیسجمهور، در جلسهای مجزا با سران قوا نیز دیدار و دغدغهها و خواستههای خود را بیواسطه مطرح کنند. در این جلسهها، مجموعهای از موانع قدیمی دوباره روی میز قرار گرفت؛ از فیلترینگ و کاهش سرمایهگذاری در حوزه اقتصاد دیجیتال در طول یک دهه گذشته گرفته تا قیمتگذاری دستوری و مشارکتنکردن بخش خصوصی در فرایند تصمیمسازی و تصمیمگیری. مسائلی که با عناوین مختلف بارها مطرح شدهاند، اما شنیدهشدنشان در سطح عالی تصمیمگیری، برای بسیاری از فعالان اقتصاد دیجیتال امیدآفرین بود.
با اینحال، طرح دوباره این چالشها در حضور سران قوا، هرچند همراه با وعده توجه و پیگیری بود، اما بهمعنای حل فوری آنها نیست. واقعیت این است که بسیاری از این مشکلات، ریشه در ساختارهای ثابت و دیرپای اقتصاد ایران دارند؛ ساختارهایی که حتی وقتی اراده سیاسی برای اصلاح آن وجود داشته باشد، لزوماً با سرعت و دقت کافی پیگیری نمیشوند. نمونه بارز آن شاید رفع فیلترینگ باشد که هرچند رئیسجمهور موافق رفع فیلترینگ است ما این موافقت بهمعنای اجرای فوری آن نیست و با وجود گذشت یک سال و نیم هنوز محقق نشده است. مثال دیگر شاید اصلاح قیمت حاملهای انرژی بهخصوص بنزین باشد. تقریباً تمام ساختار اقتصادی و سیاسی کشور، بخش دولتی و بخش خصوصی، متفقالقولاند که قیمت بنزین باید اصلاح شود اما اجراییشدن آن یا حتی تدوین برنامهای برای آن در حالت بلاتکلیفی و تعلیق مانده است.
از همینرو این پرسش همچنان پابرجاست: حتی اگر امروز تصمیمی برای اصلاح گرفته شود، آیا میتوان مطمئن بود که مسیر پیچیده اجرا، تفسیرها، آییننامهها و فشارهای بخشی، نتیجه را بهسمت دیگری نبرد؟ آیا قانونی که به مجلس میرود و در نهایت تصویب میشود، همان متنی خواهد بود که بخش خصوصی پیشنهاد کرده است؟ تجربههای گذشته و حتی موضوعی که در موقعیت فعلی محل بحث است، یعنی بررسی «لایحه اصلاح قانون توسعه حملونقل عمومی و مدیریت مصرف سوخت»، نشان میدهد عملاً آن چیزی که احتمالاً از مجلس خارج میشود آن چیزی نیست که بخش خصوصی یا حتی دولت آن را پیشنهاد دادهاند و گاهی حتی شاید ۱۸۰ درجه با آن مخالف باشد.
این دقیقاً همانجایی است که احتیاط ضروری میشود.
اکوسیستم اقتصاد دیجیتال باید مراقب باشند که در فضای وعدهها و اعلام حمایت، دچار خوشبینی زودرس نشوند. تعامل با حاکمیت فرصتی مهم است، اما نتیجهگرفتن از این تعامل بدون شناخت واقعیتهای بوروکراتیک ممکن نیست. پیچیدگی قوانین، تعدد مراکز تصمیمگیری و گاه تداخل صلاحیتها، باعث میشود حتی بهترین نیتها نیز در مسیر اجرا دچار تغییر و فرسودگی شوند.
از سوی دیگر، بخش خصوصی باید نسبت به کیفیت مطالبهگری خود نیز حساس باشد، چه درخواستی مطرح میشود؟ این درخواست با کدام داده، استدلال و نمونه پشتیبانی شده است؟ آیا پیام مشترک و منسجمی از سوی کل اکوسیستم انتقال مییابد؟ آیا متن پیشنهادی آنقدر دقیق و کامل هست که در فرایند بررسی و تصویب، تغییری نکند یا تغییر آنچنان نامحسوس باشد که به چشم نیاید؟
نشانههای جدید، امید را تقویت کردهاند؛ اما امید زمانی سازنده است که محدودیتها شناسایی و درک شوند. ملاقات با سران قوا یک آغاز است، نه نتیجه. آنچه اهمیت دارد توان اکوسیستم در تبدیل این فرصت به تغییرات واقعی، پایدار و قابل اندازهگیری است؛ تغییری که تنها با استمرار گفتوگو، اجماعسازی درونصنفی و پیگیری منظم امکانپذیر خواهد بود.