skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

یک شکواییه تاریخی از طلای سیاه

۸ خرداد ۱۳۹۵

زمان مطالعه : ۲ دقیقه

شماره ۳۴

یکی از خبرهایی که این روزها به صورت مرتب بین فعالان حوزه فناوری اطلاعات، نفت و مردم عادی می‌چرخد، جمع‌ شدن کارت هوشمند سوخت است؛ پروژه‌ای که مدیران بارها برای اجرایی شدن آن به خود بالیدند و بخش فناوری اطلاعات کشور اجرایی شدن آن توسط کارشناسان و مدیران فناوری را یکی از موفقیت‌های خود عنوان می‌کردند. موفقیتی که این روزها چندان از آن استقبال نمی‌شود. در شرایط فعلی با رویکرد تک‌نرخی شدن قیمت سوخت به کارت هوشمند نگاه می‌شود و بی‌استفاده ماندن آن. فارغ از اینکه بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند قابلیت‌های این کارت به حدی است که می‌توان از آن بهره‌های دیگری گرفت و نباید تک‌بعدی به موضوع نگاه کرد، باید توجه داشت که این تنها پروژه‌ای فناورانه است که توسط کارشناسان داخلی به صورت کامل از صفر تا صد اجرا شده
است.
یکی از انتقاداتی که بازار فاوای کشور و فعالان این حوزه از دیرباز از بخش نفت به عنوان پردر آمدترین بخش کشور داشته‌اند، وابستگی فناورانه این بخش به بازارهای بین‌المللی است که همین امر موجب می‌شود بازار فاوای کشور نتواند چندان از بستر درآمدی نفت بهره‌مند شود. بی‌شک صنعت نفت یکی از پیشروترین بخش‌ها در استفاده و بهره‌گیری از فناوری اطلاعات است. این بخش بسیار پیش از سایر بخش‌های اقتصادی کشور اهمیت فناوری اطلاعات را درک کرد و در بخش‌های مختلف خود از آن بهره‌ گرفت. زیرساخت این صنعت وابسته به فناوری اطلاعات است و هزینه‌هایی که در این بخش شده و نتایج آن بسیار چشمگیر است. اما بازار داخل نتوانسته از آن بهره‌ای ببرد.
در اصل به دلیل خاستگاه اولیه این صنعت و همچنین پیشرو بودن آن در بسیاری از بخش‌ها برای فعالان این صنعت طبیعی بوده است که پروژه‌های بی‌شماری را با همکاری شرکای تجاری خارجی خود به سرانجام برسانند؛ تفکری که هیچ ایرادی به آن وارد نیست و بی‌شک بدون سرمایه‌گذاری خارجی بسیاری از بخش‌‌های صنعت نفت با مشکل مواجه خواهد شد اما در این میان، بازار فاوای داخلی به فراموشی سپرده شده است. در بسیاری از مواقع امکان به کار گرفتن فناوران داخلی نیز به عنوان مشاور وجود داشته که در این صورت امکان انتقال تکنولوژی یا انتقال دانش فنی و همچنین تزریق بخشی از درآمد این بخش کشور به فاوا فراهم می‌شد و در بلندمدت هم یکی از مزیت‌های بومی ایران را به داخل مرزهای کشور انتقال می‌داد.
نگاهی که تاکنون به نظر می‌رسد مغفول مانده است. باید امیدوار بود ساقط کردن کارت هوشمند سوخت میخ دیگری بر این تابوت نباشد

این مطلب در شماره ۳۴ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۳۴ پیوست
دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/190

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو