skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

آیا حریم خصوصی در فضای مجازی ایران محقق می شود

عریانی

۲۵ شهریور ۱۳۹۴

زمان مطالعه : ۱۳ دقیقه

شماره ۱۲

پرحرفی من در دوران کودکی یکی از نگرانی‌های مادرم بود. از وقتی که پایم را به داخل خانه می‌گذاشتم تا زمانی‌ که می‌خوابیدم از دوستان و کارهایی که کرده بودیم تعریف می‌کردم. از سمیرا می‌گفتم که کیف جدید خریده و از آرزو که مادرش کارمند است و خودش غذایش را داغ می‌کند و از معلم‌مان که لکه‌ای ریخته بود روی لباسش و یادش رفته بود لباسش را عوض کند. مادرم در تمام این مدت به حرف‌هایم با لبخند گوش می‌داد و تنها نگرانی‌اش از این پرحرفی‌های من، تکرار همین عادت در مدرسه بود. وقتی خاطرات روزانه‌ام تمام می‌شد، مادرم می‌گفت:«مهرک یادت باشد چیزی را نباید از خانه در مدرسه تعریف کنی.» وقتی قیافه متعجب من را می‌دید سعی می‌کرد برایم توضیح دهد که باید حریم امن خانه را به رسمیت بشناسیم و کسی جز خودمان اجازه ورود به این حریم ندارد. حق جل و اعلی می‌بیند و می‌پوشد. همسایه نمی‌بیند و می‌خروشد. نعوذبالله اگر خلق غیب‌دان بودی / کسی به حال خود از دست کس نیاسودی» (گلستان سعدی-باب هشتم) هر چند آن‌ زمان سعی می‌کردم توصیه مادرم را رعایت کنم و چیزی از خانه تعریف نکنم؛ نگویم به سینما رفته‌ام یا با پدرم برای دوچرخه‌سواری به پارک رفته‌ایم، اما امروز خودم با تمام لذت به تمام دوستان دیده و نادیده‌ام اعلام می‌کنم در فلان رستوران غذا خورده‌ام، به فلان مسافرت رفته‌ام و عکس‌هایم را برایشان به اشتراک می‌گذارم و به آنها پیشنهاد می‌کنم برای خوردن یک قهوه خوشمزه به کدام کافه بروند و کوچک‌ترین تجربیاتم را برایشان توییت می‌کنم. با تمام این موارد و اطلاعاتی که خودم با اختیار خودم در اختیار دیگران قرار می‌دهم، باز هم می‌خواهم حریم شخصی‌ام حفظ شود و اگر کسی به آن تعرض کند، برآشفته می‌شوم. چالش درونی انسان برای حفظ حریم شخصی از یک سو و تمایل به برقراری ارتباط با جامعه و دیگران...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۱۲ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۲ پیوست
دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/2k8

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو