skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

چرا کربنکینگ در ایران شکل نگرفت

بانک‌های بزرگ از تغییر می‌ترسند

۲۹ مرداد ۱۳۹۴

زمان مطالعه : ۱۵ دقیقه

شماره ۱۷

وقتی اولین شعب بانک‌های خصوصی افتتاح شد، مردمی که برای افتتاح حساب به آن شعب رفتند با تصویر عجیبی مواجه شدند، لازم نبود برای گرفتن خدمات در صف بایستند و برای از دست دادن نوبت خود با دیگران دعوا کنند، سیستمی زمان ورود آنان را ثبت می‌کرد و بر حسب آن برای ایشان نوبتی تعیین می‌کرد. از سوی دیگر لازم نبود برای رسیدن نوبت‌شان بایستند بلکه صندلی‌هایی بود که می‌توانستند روی آن بنشینند و انتظار بکشند اما از این مهم‌تر روی گشاده کارمندان بانک بود؛ پیش از اینکه بانک‌های خصوصی راه بیفتند بداخلاقی جزو ذات کارمندان بانک‌ها شده بود. اما تفاوتی دیگر و بسیار مهم پس از مدتی به چشم آمد؛ در شعبه‌های معمول بانک‌های دولتی هر کدام از باجه‌های بانکی یک کار را انجام می‌دادند؛ یک باجه قبض آب و برق می‌گرفت، یک باجه حساب سپرده باز یا پول واریز می‌کرد، باجه دیگر مربوط به حساب‌های قرض‌الحسنه بود و در نهایت یک باجه نیز کارهای مربوط به چک را انجام می‌داد. از همین رو اگر مشتری قرار بود چندین کار را همزمان انجام دهد باید به باجه‌های مختلفی رجوع می‌کرد. اما در بانک‌های خصوصی تمامی این کارها توسط یک فرد و باجه صورت می‌گرفت، مسوول یک باجه همه کارهای یک مراجعه‌کننده را انجام می‌داد، هم پول به حساب‌شان واریز می‌کرد و هم چک‌شان را نقد می‌کرد و در مورد انواع تسهیلات بانک برایشان توضیح می‌داد. وقتی مدیران عامل بانک‌ها آن زمان شعار می‌دادند که ما از سیستم‌های متمرکز بهره گرفته‌ایم، مدیران بانک‌های بزرگ می‌گفتند چنین سیستم‌هایی فقط در بانک‌های کوچک یا تازه‌تاسیس امکان‌پذیر است، امکان پیاده‌سازی چنین سیستمی در بانک‌های بزرگ و بیش از هزار شعبه وجود ندارد. اما این تفاوت‌ها موجب شد مشتریان بانک‌ها این‌گونه خدمات را از بانک‌های سابق خود نیز بخواهند و بانک‌های بزرگ‌تر به ‌تدریج به فکر پیاده کردن سامانه‌های یکپارچه بانکی بیفتند. این احساس...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۱۷ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۷ پیوست
دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/1zw

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو