تپسی با ۶۷۴ میلیارد زیان امسال، ۹۰ میلیارد سود سال آینده را پیشبینی کرد
با تعیین تکلیف مصادیق مخارج انتقالی توسط سازمان حسابرسی تپسی پیشبینی سود و زیانی خود…
۲۹ بهمن ۱۴۰۴
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۸ دقیقه

استارلینک با ادامه روند کنونی در ایران بهزودی از یک پدیده حاشیهای به یک زیرساخت استراتژیک موازی تبدیل میشود. جایی که تنها ۶ هزار پایانه قاچاق عملاً ۸ تا ۱۰ درصد از پهنای باند بینالملل کشور را تامین میکنند و در صورت توسعه به ۲۰ هزار واحد، قادر خواهند بود به ۱.۵ میلیون کاربر سرویس پایدار ۱۶ مگابیتی بدون فیلتر ارائه دهند.
به گزارش پیوست، تجربه دی ۱۴۰۴ در تقویم فناوری ایران، فراتر از یک خاموشی ارتباطی بود. قطعی بلندمدت اینترنت و پس از آن حذف پروتکلها، کیفیت فوقالعاده پایین، آزار آگاهانه کاربران برای مهاجرت به پلتفرمهای داخلی و در نهایت فیلترینگ سختگیرانه، اینترنت داخلی را به بنبست کشاند و این فشار ساختاری، منجر به جابهجایی تقاضا از کیفیت به دسترسی شد. توسعه استارلینک ثابت میکند تا زمانی که اینترنت داخلی نتواند کیفیت، کرامت و ثبات مورد نیاز کسبوکارها را تأمین کند، پایانههای ماهوارهای به پیشروی خود بر فراز پشتبامها ادامه خواهند داد و انحصار دولت بر حق اتصال را به خاطرهای در تاریخ تبدیل خواهند کرد.
بر اساس آنچه اخیرا در خبرها منتشر شده بود ۶ هزار پایانه استارلینک به ایران قاچاق شده است و در این گزارش اثرات همین یک گام بر جامعه دیجیتال ایران را مرور میکنیم به این معنی که اعداد پیشبینی شده قبلی مبنی بر ۱۰۰ هزار نشانی اینترنتی استارلینک در ایران را نادیده میگیریم و روی ۶ هزار کیت استاندارد استارلینک تمرکز میکنیم. برای تصور بهتر، این ۶ هزار کیت برای انتقال به ایران حجمی حدود ۳ کانتینر ۴۰ فوت اشغال میکنند.
اگرچه عدد ۶ هزار در مقیاس جمعیت ۹۲ میلیونی ناچیز به نظر میرسد، اما از منظر اقتصاد شبکه، این عدد یک نقطه عطف است که تمام پیشبینیهای قبلی را تغییر میدهد. با فرض میانگین سرعت ۱۵۰ مگابیت بر ثانیه برای هر ترمینال نسل سوم استارلینک، ۶ هزار دستگاه مجموعاً ظرفیتی معادل ۹۰۰ گیگابیت بر ثانیه (۰.۹ ترابیت) ایجاد میکنند. در حالی که استانداردهای منطقهای برای جمعیتی معادل ایران، پهنای باندی فراتر از ۸۰ ترابیت را میطلبد، محدودیت زیرساختی ۱۱ ترابیتی ایران باعث شده است که ورود حتی ۶ هزار کیت استارلینک، حدود ۸.۵ تا ۱۰ درصد بار ترافیک حیاتی کشور را به صورت کاملاً مستقل و بدون محدودیتهای سختگیرانه تامین کند.
در شرایط فعلی حدود دو سوم ترافیک پهنایباند کشور از طریق VPNها برای دسترسی به شبکههای اجتماعی و محتوای مسدودشده میگذرد که از نظر فنی تنها راه مقابله با آن قطع دسترسی به اینترنت یا سیاستهایی مانند لیست سفید است. بنابراین شکلگیری یک شبکه روی زیرساختهای مسی و فیبر چندان هم دور از انتظار نیست. همین حالا VPNهای مبتنی بر استارلینک در کشور فعال هستند اما با فرض حذف تونل برای انتقال اینترنت استارلینک در شبکه ملی، با استفاده از رادیوهای وایرلس، هزاران اپراتور خرد شکل میگیرند که اینترنت ماهوارهای بدون محدودیت را در محلات میفروشند و حالا با یک توپولوژی جدید مواجه هستیم.
قدرت این شبکه سایه در غیرمتمرکز و پراکنده بودن آن در صدها شهر و هزاران محله است. این پدیده، نهتنها کنترل بر محتوا یا بهتعبیر برخی از طرفداران فیلترینگ، میدان جنگ را از بین میبرد بلکه بهتدریج حقالسهم دولت از فروش اینترنت را به صفر میرساند و لایه توزیع را از کنترل خارج میکند. با توجه به ظرفیتهای فناورانه اشتراکگذاری ترافیک، هر کیت میتواند نقش یک روتر را ایفا کند. یعنی هر ترمینال استارلینک تبدیل به یک ISP کوچک میشود و یک شبکه سایه در کنار شبکه ایران ایجاد خواهد شد. این فرآیند ابتدا با کاربران خانگی آغاز میشود و بعدها با توسعه ارتباط ماهوارهای گوشیها به شبکه موبایلمحور ایران میرسد.
اگر تعداد پایانههای فعال به ۲۰ هزار دستگاه برسد، با یک ظرفیت زیرساختی قابل توجه روبهرو خواهیم شد. با فرض میانگین ظرفیت واقعی ۱۵۰ مگابیت بر ثانیه برای هر کیت، مجموع پهنای باند ورودی به کشور به ۳ ترابیت بر ثانیه (معادل ۳۰۰۰ گیگابیت) افزایش مییابد.
اگر بخواهیم این ترافیک را به سبک اپراتورهای داخلی و با کیفیت مشابه ADSL یعنی سرعت ۱۶ مگابیت بر ثانیه توزیع کنیم، با در نظر گرفتن ضریب اشتراک معمول در ایران (که ۱ به ۸ است)، هر پایانه میتواند به تنهایی به حدود ۷۵ کاربر سرویس دهد. در یک سناریوی بهینهتر و بدون ضریب اشتراک تهاجمی، مجموع ۲۰ هزار پایانه قادر خواهند بود به بیش از ۱.۵ میلیون کاربر فعال سرویس پایدار ۱۶ مگابیتی ارائه دهند. این عدد یعنی پوشش کامل بخش فعال و نوآور اقتصاد دیجیتال کشور (برنامهنویسان، تحلیلگران مالی، طراحان، استارتاپهای کلیدی و غیره) که عملاً ستون فقرات تولید ارزش در فضای مجازی هستند.
حالا میتوانیم در سناریو واقعی و طبق گفتههای وزیر ارتباطات مبنا را بر یکصدهزار IP استارلینک قرار دهیم تا به پهنای ۱۵ ترابیت بر ثانیه برسیم.
یک کیت استاندارد استارلینک در دبی حدود ۲۶۰۰ درهم (کمتر از ۱۲۰ میلیون تومان) قیمت دارد اما در ایران این کیت تا ۱۰ برابر هم فروخته میشود. وقتی مجازات استفاده از یک ابزار با جاسوسی همتراز میشود اما سود خالص واردات آن به یک میلیارد تومان میرسد، قانونشکنی ابتدا تبدیل به عادت سپس تبدیل به عرف و بعد جایگزین قانون میشود.
زیست اقتصادی حدود ۹ میلیون نفر از اکوسیستم تجارت الکترونیکی در کشور به دلیل کیفیت اینترنت و شیوه برخورد با آن در خطر است. پس صرفنظر از وجود یک محرک اقتصادی مهم (سود قاچاق)، استفاده از استارلینک برای مصرفکننده هم یک انتخاب نیست یک الزام برای بقا است. در این شرایط حتی سنگینترین برچسبهای امنیتی نظیر جاسوسی نیز کارکرد بازدارنده خود را از دست میدهند زیرا امنیت معیشت قطعی بر ریسک امنیتی احتمالی ارجحیت دارد.
جرمانگاری استارلینک و تعیین مجازاتهایی در سطح جاسوسی، به جای بازدارندگی، منجر به ایجاد یک پریمیوم ریسک در قیمتگذاری میشود که همین موضوع توسعه سریع و نمایی استارلینک را به همراه دارد. اگر امروز دولت درگیر واردات محدود به شکل کولبری و تهلنجی است با ادامه این وضعیت یک سیستم توزیع مویرگی با سرشاخههای بزرگ شکل میگیرد. البته این دوره چندان هم طولانی نیست و با توسعه تجاری direct to cell نهتنها تاثیر ابزارهای کنترلی کمرنگ خواهند شد بلکه قیمت هم به تعادل میرسد.
دانلود گزارش مرکز پژوهشهای مجلس: تحلیل وضعیت خدمات اینترنت ماهوارهای مدار پایین در ایران (مطالعه موردی استارلینک)
بازار سیاه فیلترشکن در ایران حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان برآورد میشود. استارلینک پتانسیل ایجاد یک بازار ۲۰۰ همتی را دارد. چون نهتنها هزینه اینترنت و فیلترشکن روی شبکه پرچالش ایران را حذف میکند بلکه از ارزش افزوده دو ویژگی مهم دسترسی و کیفیت هم برخوردار است. وقتی مافیا در یک بازار شکل میگیرد به این معنی است که در کنار مبادلات اقتصادی، فساد، رانت، ارتشا و جرم هم توسعه پیدا میکند مانند آنچه در موضوع قاچاق سوخت دیده میشود. سادهانگاری است که تصور کنیم این مافیا با این گردش مالی نمیتواند به لایه تصمیمگیر نفوذ کند. دولت با محدودسازی شدید، عملا اینترنت آزاد را به یک کالای طبقاتی تبدیل کرده است. اما برخلاف فیلترشکنهای ۲۰۰ هزار تومانی، استارلینک به دلیل محرکهای مالی یک کارتل پهنای باند ایجاد خواهد کرد که در آن، هر که پول بیشتری دارد، از نظارت و فیلترینگ مصونتر است.
اتصال به شبکه استارلینک به معنای تسهیل دسترسی به بازار ۵ تریلیون دلاری کار جهانی و پلتفرمهای فریلنسری نظیر آپورک و مالت است. یک تریدر یا فریلنسر ایرانی با استارلینک نه تنها از کابوس قطعی ناگهانی و طولانی مدت اینترنت نجات پیدا میکند، بلکه با دسترسی به آیپیهای ثابت و معتبر، ریسک مسدود شدن حسابهای مالی و پلتفرمهایی مثل ویزا و مستر را به حداقل میرساند. این فناوری اجازه میدهد درآمدهای ارزی با کمیسیونهای به مراتب کمتر از واسطههای سنتی نقد شود و بهرهوری نیروی کار متخصص که در حلقه فیلترینگ گرفتار است، افزایش پیدا کند.
برای یک تریدر، برنامهنویس یا یوتیوبر، استارلینک صرفاً یک ابزار وبگردی نیست، بلکه تنها پل باقیمانده به اقتصاد جهانی است. در شرایطی که سیستم اینترنت طبقاتی با ایجاد رانتهای دسترسی، کرامت کاربران را نشانه گرفته و آنها را به شهروندان درجه دو تبدیل کرده، استارلینک یک سطح دسترسی برابر و بدون فیلتر ارائه میدهد.
خروج کاربران از شبکه رسمی و پناه بردن به استارلینک، برای اپراتورهای داخلی آغاز یک زوال است. اکوسیستم ارتباطی کشور که بر پایه فروش پهنای باند و خدمات ارزش افزوده بنا شده، با از دست دادن کاربران پیشران دچار اختلال در جریان نقدینگی میشود. اپراتورها نه تنها درآمد مستقیم حاصل از فروش بستههای اینترنتی را از دست میدهند، بلکه تامین هزینههای ثابت نگهداری زیرساخت به شدت غیراقتصادی میشود. این روند در بلندمدت اپراتورها را به مجموعههایی بدهکار و فرسوده تبدیل میکند که تنها با یارانههای دولتی قادر به ادامه حیات خواهند بود. کاربر استارلینک به دلیل ماهیت این شبکه، تمایل بیشتری به استفاده از سرویسهای جهانی پیدا میکند و اقتصاد پلتفرمی هم تحت تاثیر قرار میگیرد.
تجربه دی ۱۴۰۴ ثابت کرد استارلینک محصول مستقیم سیاستهایی است که دسترسی به اینترنت آزاد را به یک کالای طبقاتی و امنیتی تبدیل کردهاند. برای خروج از این بنبست میتوان از تقابل فیزیکی به سوی رقابت کیفی و پذیرش واقعگرایانه نرمش کرد. مثلا برای حق دسترسی آزاد و باکیفیت برای لایههای مولد اقتصاد احترام قائل شد. بودجههای کلان را به سمت توسعه واقعی فیبر نوری و کاهش محدودیتها هدایت کرد.
در سطح کلان، راهکار نهایی در دیپلماسی فناوری و مدیریت رگولاتوری نهفته است. به جای برچسبزنی امنیتی، ایران میتواند با استفاده از ظرفیتهای بینالمللی (مانند ITU) و مذاکره با اپراتورهای ماهوارهای برای پذیرش «لندینگ رایت» مشروط، این فناوری را به جای یک تهدید، به زیرساختی برای توسعه مناطق محروم و پشتیبان شبکه ملی تبدیل کند.