skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

نئوبانک‌هایی که هرگز متولد نشدند

۱ تیر ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۹ دقیقه

شماره ۱۴۶

چند سال پیش، وقتی در کسوت خبرنگار حوزه اقتصاد دیجیتال روندهای بانکداری در جهان را دنبال می‌کردم، یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این تحولات برایم نئوبانک‌ها بودند. بانک‌هایی که وعده می‌دادند بدون شعبه، بدون کاغذبازی و بدون مراجعه حضوری، تمام خدمات بانکی را در اختیار مشتری قرار دهند. آن روزها حتی تصور عبور از سد احراز هویت غیرحضوری در ایران هم دشوار به نظر می‌رسید. به‌همین‌دلیل دریافت یک خدمت بانکی کامل بدون مراجعه به شعبه، بیشتر شبیه یک آرزو بود تا امکانس واقعی.

وقتی نخستین تبلیغات بلو و بانکینو را دیدم، احساس کردم این آرزو در حال تحقق است. بدون معطلی در هر دو ثبت‌نام کردم. تجربه افتتاح حساب غیرحضوری، دریافت کارت و استفاده از خدماتی که تا آن زمان نیازمند مراجعه به شعبه بودند هیجان‌انگیز بود. تصور می‌کردم این تنها آغاز راه است و به‌زودی بانک‌های دیجیتال ایرانی نیز مسیری شبیه نئوبانک‌های شناخته‌شده جهان را طی خواهند کرد؛ مسیری که در نهایت شاید بتواند برای کاربران ایرانی به معادل بومی سرویس‌هایی مانند رولوت یا مونزو بینجامد.

آیا زمان آن نرسیده که رگولاتور به‌سمت طراحی مجوزی مستقل برای نئوبانک‌ها گام بردارد؟ مجوزی که بتواند میان یک شعبه دیجیتال و یک بانک دیجیتال مستقل تفاوت قائل شود

اما اکنون که چند سال از آن روزها گذشته، به نظر می‌رسد آن رویا محقق نشده است. نه ازاین‌رو که این محصولات شکست خورده‌اند؛ برعکس، برخی از آنها میلیون‌ها کاربر جذب کرده‌اند و حتی بانک‌های سنتی را وا داشته‌اند تا به تجربه کاربری، طراحی محصول و خدمات دیجیتال توجه بیشتری نشان دهند. مساله اینجاست که آنها در همان نقطه ابتدایی متوقف مانده‌اند: جایی میان موبایل‌بانک و بانک دیجیتال.

امروز در شرایطی که بانک‌های سنتی خدماتی مانند چک الکترونیکی، سفته الکترونیکی، اعتبارسنجی هوشمند و حتی ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی را به محصولات خود اضافه می‌کنند، بسیاری از آنچه روزی نئوبانک نامیده می‌شد هنوز تفاوت معناداری با خدمات اولیه سال‌های نخست خود ندارد. اینجاست که یک پرسش جدی مطرح می‌شود: آیا ایران واقعاً نئوبانک ساخته یا تنها شکل جدیدی از شعب دیجیتال بانک‌ها را توسعه داده است؟

نئوبانک‌هایی که هرگز متولد نشدند

پس از ورود بلو و بانکینو، موجی از محصولات مشابه روانه بازار شد. ویپاد، توبانک، آبانک و چندین محصول دیگر تلاش کردند سهمی از بازاری را به دست آورند که هنوز قواعد آن مشخص نبود. در آن زمان نه چارچوب مشخصی برای فعالیت نئوبانک‌ها وجود داشت و نه بانک مرکزی تعریف روشنی از جایگاه این بازیگران ارائه کرده بود. همین خلأ باعث شد بسیاری از بانک‌ها و شرکت‌های فناوری مالی تصور کنند می‌توانند مسیر متفاوتی با بانکداری سنتی در ایران شکل دهند.

اما سرنوشت این بازیگران یکسان نبود. بانکینو که در ابتدای فعالیتش یکی از جدی‌ترین تلاش‌ها برای ارائه خدمات در قالب یک نئوبانک محسوب می‌شد، به‌تدریج از مرکز توجه بازار فاصله گرفت. هرچند این پلتفرم همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد، اما دیگر آن جایگاهی را که در سال‌های نخست برای خود ترسیم کرده بود دنبال نمی‌کند و بیش از آنکه یک نئوبانک چالشگر باشد، اکنون بخشی از اکوسیستم خدمات دیجیتال بانک مادر به شمار می‌رود.

در مقابل، بلو توانست جایگاه پررنگ‌تری در بازار پیدا کند و به یکی از شناخته‌شده‌ترین برندهای بانکداری دیجیتال ایران تبدیل شود. ویپاد نیز اگرچه از همان ابتدا وابستگی بیشتری به بانک پاسارگاد داشت و کمتر سعی کرد خود را بانکی مستقل معرفی کند، اما مسیر متفاوتی در پیش گرفت. این پلتفرم از ابتدا تمرکزش را بر فراگیری مالی، ارائه اعتبار خرد و دسترسی گروه‌های بیشتری از کاربران به خدمات مالی قرار داد و تا امروز نیز کم‌وبیش در همان مسیر حرکت کرده است. ازهمین‌رو، ویپاد را بیش از آنکه بتوان تلاشی برای ساخت یک نئوبانک مستقل به حساب آورد، باید پروژه‌ای برای توسعه خدمات مالی دیجیتال در چارچوب بانک پاسارگاد قلمداد کرد.

با وجود تفاوت در رویکردها، هیچ‌یک از این بازیگران نتوانستند بانک‌های دیجیتال مستقلی شوند که قادر باشند قواعد بازی را تغییر دهند. به مرور زمان و با روشن‌ترشدن موضع رگولاتور، مشخص شد بانک مرکزی تمایلی به شکل‌گیری بانک‌های دیجیتال مستقل ندارد. در نتیجه محصولاتی که با الهام از الگوی نئوبانک‌های جهانی وارد بازار شده بودند، ناچار شدند در قالب بازوهای دیجیتال بانک‌های سنتی به فعالیت خود ادامه دهند؛ مسیری که باعث شد رویای شکل‌گیری نئوبانک‌های مستقل در ایران به‌تدریج جای خود را به توسعه شعب و واحدهای دیجیتال بانک‌ها بدهد.

رگولاتوری چگونه مسیر را تغییر داد؟

اگر ورود بلو، بانکینو و ویپاد آغاز فصل نئوبانک‌ها در ایران بود، مصوبه بانک مرکزی در آذر ۱۴۰۲ نقطه‌ای بود که مسیر این بازار را تغییر داد.

بانک مرکزی در ضوابط «واحد دیجیتالی ارائه خدمات بانکی» اساساً نئوبانک را در جایگاه یک موجودیت مستقل به رسمیت نشناخت و به‌جای آن مفهوم شعبه یا واحد دیجیتال وابسته به بانک را تعریف کرد. بر اساس این مدل، تمامی خدمات دیجیتال باید ذیل هویت بانک مادر عرضه می‌شد و مسئولیت مجوز، زیرساخت و عملیات نیز بر عهده همان بانک باقی می‌ماند.

این تصمیم در موقعیتی گرفته شد که بخشی از بازار امیدوار بود بانک مرکزی در نهایت مسیر مستقلی برای نئوبانک‌ها تعریف کند. حتی در همان برهه زمانی مهران محرمیان، معاون فناوری‌های نوین بانک مرکزی، در گفت‌وگو با پیوست اعلام کرده بود اگر روزی مجوز جدیدی در نظام بانکی صادر شود، احتمالاً آن مجوز در قالب نئوبانک خواهد بود. اما نه‌تنها چنین مجوزی صادر نشد، بلکه اساساً نئوبانک هیچ‌گاه در مقررات بانکی ایران به رسمیت شناخته نشد.

بااین‌حال موج نئوبانک‌ها اثر مهمی بر شبکه بانکی گذاشت. بانک‌هایی که سال‌ها تجربه‌ای تقریباً یکسان به مشتریان ارائه می‌کردند، ناگهان با مفاهیمی مانند تجربه کاربری، هویت بصری و طراحی محصول مواجه شدند. کارت‌های بانکی رنگی، طراحی‌های اختصاصی، کارت‌های عمودی و نگاه تازه به تجربه مشتری محصول همین دوره بود. نئوبانک‌ها شاید بانکداری را متحول نکردند، اما ظاهر بانکداری ایران را تغییر دادند.

دو سال بعد؛ هنوز جایی برای نئوبانک نیست

دو سال پس از ابلاغ ضوابط واحدهای دیجیتال، بازار فرصت کافی داشت تا نقاط قوت و ضعف این مدل را آشکار کند. برخی از واحدهای دیجیتال میلیون‌ها کاربر جذب کردند، خدمات غیرحضوری گسترش یافت و بانک‌ها وارد رقابتی تازه شدند. اما هم‌زمان محدودیت‌های این مدل نیز پدیدار شد؛ از نبود استقلال عملیاتی گرفته تا ابهام در هویت این بازیگران.

با وجود این تجربه دوساله، پیش‌نویس جدید بانک مرکزی نیز تغییر بنیادینی در نگاه رگولاتور ایجاد نکرد. در بازنویسی ضوابط همچنان فعالیت دیجیتال صرفاً در قالب واحدهای دیجیتال بانک‌ها تعریف شده و نشانه‌ای از پذیرش نئوبانک به‌منزله موجودیتی مستقل دیده نمی‌شود.

به نظر می‌رسد بانک مرکزی از همان ابتدا مسیر توسعه شعب دیجیتال را انتخاب کرده و پس از دو سال نیز دلیلی برای تغییر این مسیر نمی‌بیند.

دیجیتال‌کردن به‌جای نوآوری

شاید مهم‌ترین انتقادی که متوجه نسل اول نئوبانک‌های ایرانی است این باشد که بیشتر بر دیجیتال‌کردن خدمات موجود متمرکز شدند تا خلق خدمات جدید.

افتتاح حساب غیرحضوری، احراز هویت آنلاین و صدور کارت بانکی در زمان آغاز فعالیت این پلتفرم‌ها نوآورانه به نظر می‌رسید، اما امروز در بسیاری از بانک‌های کشور قابلیت‌هایی عادی محسوب می‌شوند.

جالب آنکه در سال‌های اخیر بخش مهمی از نوآوری‌های بانکی نه از سوی نئوبانک‌ها بلکه از دل بانک‌های سنتی بیرون آمده است. توسعه چک الکترونیکی، سفته الکترونیکی، سرویس‌های بانکداری باز، ابزارهای اعتبارسنجی هوشمند و حتی استفاده از قابلیت‌های مبتنی بر هوش مصنوعی در اپلیکیشن‌های بانکی نشان می‌دهد بانک‌های سنتی توانسته‌اند مقداری از شکاف دیجیتال خود را جبران کنند.

در نتیجه مزیتی که زمانی نئوبانک‌ها را از بانک‌های سنتی متمایز می‌کرد، امروز تا حد زیادی از بین رفته است.

۲۰ میلیون کاربر؛ اما اعتماد ناقص

اگر تعداد کاربران معیار موفقیت باشد، واحدهای دیجیتال بانک‌ها را باید از موفق‌ترین پروژه‌های بانکداری ایران به شمار آورد. مجموع کاربران این پلتفرم‌ها از مرز ۲۰ میلیون نفر عبور کرده و برخی از آنها در مدت کوتاهی توانسته‌اند میلیون‌ها مشتری جذب کنند.

اما در بانکداری، تعداد مشتری تنها بخشی از ماجراست. شاخص مهم‌تر میزان منابعی است که مشتریان حاضرند نزد یک بانک نگهداری کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد میانگین مانده‌حساب کاربران در بسیاری از واحدهای دیجیتال به کمتر از پنج میلیون تومان می‌رسد، رقمی که فاصله معناداری با میانگین مانده‌حساب مشتریان بانک‌های بزرگ کشور دارد.

این شکاف نشان می‌دهد بسیاری از کاربران هنوز این پلتفرم‌ها را به‌عنوان بانک اصلی خود انتخاب نکرده‌اند. آنها برای افتتاح حساب، انتقال وجه یا دریافت بعضی از خدمات اعتباری از این سرویس‌ها استفاده می‌کنند، اما منابع مالی اصلی خود را کماکان در بانک‌های سنتی نگه می‌دارند.

برای تغییر این وضعیت، شماری از بازیگران به‌سمت ارائه اعتبار خرد و وام‌های غیرحضوری سوق یافته‌اند؛ اما حتی این ابزارها نیز نتوانستند به‌طرز معناداری الگوی نگهداری منابع را تغییر دهند.

کاربران به این پلتفرم‌ها آمده‌اند، اما پول‌شان هنوز در بانک‌های سنتی مانده است.

از نئوبانک تا بتابانک؛ بحران هویت بانکداری دیجیتال ایران

شاید بزرگ‌ترین سوءتفاهم در بانکداری دیجیتال ایران این باشد که تصور می‌کنیم نئوبانک داریم. در‌حالی‌که آنچه امروز در ایران فعالیت می‌کند نه نئوبانک به‌معنای شناخته‌شده جهانی است و نه صرفاً یک موبایل‌بانک یا اینترنت‌بانک.

برخی از فعالان صنعت برای توصیف این وضعیت از اصطلاح «بتابانک» استفاده می‌کنند؛ مفهومی که به موجودیتی میان بانک سنتی و نئوبانک اشاره دارد. در این مدل، بانک مادر همچنان مالک مجوز، زیرساخت و منابع مالی است و واحد دیجیتال نقش آزمایشگاهی برای توسعه محصولات جدید را ایفا می‌کند.

شاید نخستین گام برای عبور از این وضعیت آن باشد که خود بانک‌ها نیز بپذیرند آنچه امروز عرضه می‌کنند نئوبانک نیست، شعبه دیجیتال است. پذیرش این واقعیت نه یک شکست بلکه نقطه آغاز گفت‌وگویی جدی‌تر درباره آینده بانکداری دیجیتال کشور خواهد بود.

بانک مرکزی در ضوابط «واحد دیجیتالی ارائه خدمات بانکی» نئوبانک را در جایگاه یک موجودیت مستقل به رسمیت نشناخت و به‌جای آن مفهوم شعبه دیجیتال را تعریف کرد

تا زمانی که بازار بر استفاده از نام نئوبانک اصرار داشته باشد، این تصور ایجاد می‌شود که نیازهای این حوزه برطرف شده و ایران نیز به جمع کشورهای دارای نئوبانک پیوسته است. در‌حالی‌که واقعیت چیز دیگری است. ایران توانسته شعب دیجیتال راه‌اندازی کند، اما هنوز چارچوبی برای شکل‌گیری نئوبانک‌های مستقل طراحی نکرده است.

شاید پس از پذیرش این واقعیت، مطالبه بعدی نیز شکل بگیرد؛ اینکه آیا زمان آن نرسیده است که رگولاتور به‌سمت طراحی مجوزی مستقل برای نئوبانک‌ها گام بردارد؟ مجوزی که بتواند میان یک شعبه دیجیتال وابسته به بانک و یک بانک دیجیتال مستقل تفاوت قائل شود.

آینده؛ نئوبانک یا شعبه دیجیتال؟

نئوبانک‌ها در ایران نتوانستند نقش بانک‌های چالشگری را پیدا کنند که ساختار سنتی بانکداری را به چالش بکشند. با‌این‌حال نمی‌توان آنها را پروژه‌ای ناموفق قلمداد کرد. آنها بانک‌ها را وا داشتند تا به تجربه کاربری فکر کنند، خدمات غیرحضوری را توسعه دهند و نسل جدیدی از مشتریان را وارد فضای بانکداری دیجیتال کنند.

اما در پایان این مسیر، آنچه شکل گرفت نئوبانک به‌معنای جهانی نبود؛ ایران موفق شد شعب دیجیتال بسازد، اما هنوز نتوانسته شرایط ظهور یک بانک دیجیتال مستقل را فراهم کند.

شاید مهم‌ترین گام برای آینده این صنعت آن باشد که ابتدا واقعیت امروز را بپذیریم؛ اینکه آنچه داریم نئوبانک نیست، بلکه شعبه دیجیتال است. پس از آن شاید بتوان درباره ساختن نئوبانک واقعی صحبت کرد.

این مطلب در شماره ۱۴۶ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۴۶ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/oag

مهرک محمودی روزنامه‌نگاری را از حوزه سینما شروع کرد و در مدت کوتاهی پس از آن، با این سودا که روزنامه‌نگار باید در تمامی بخش‌ها فعالیت کند براساس یک اتفاق خیلی ساده وارد حوزه اقتصادی شد و در روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی، همشهری اقتصادی و غیره به عنوان خبرنگار فعالیت کرد. همانطور که زندگی همیشه براساس اتفاق‌های ساده جلو می‌رود، فعالیت خود را به صورت نیمه وقت در در هفته‌نامه عصرارتباط در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی آغاز کرد و پس از مدتی این فعالیت نیمه وقت به یک فعالیت تمام وقت تبدیل و ۹ سال به طول انجامید اما باز هم براساس یک اتفاق آنجا را ترک کرد. حال سال‌هاست که پیوست خانه مهرک محمودی است؛ اما تجارت و بانکداری و دولت الکترونیکی تبدیل به حوزه‌های مورد علاقه او شده‌اند.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو