اختلالهای اخیر در ارائه خدمات برخی از بانکها، صرفاً یک رخداد فنی نبود؛ بلکه بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که هسته بانکی (Core Banking) امروز به یکی از زیرساختهای حیاتی اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است. در اقتصادی که میلیونها تراکنش مالی، پرداخت حقوق، خرید کالا، تجارت الکترونیکی، خدمات دولت، بازار سرمایه و حتی بسیاری از خدمات عمومی بر بستر شبکه بانکی انجام میشود، ازکارافتادن هسته یک بانک دیگر صرفاً مشکل فناوری اطلاعات نیست بلکه میتواند بهصورت مسالهای اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی درآید. سالهاست بانکها سرمایهگذاری هنگفتی بر مراکز داده پشتیبان، مراکز عملیات امنیت، امنیت سایبری و تداوم کسبوکار انجام دادهاند؛ اما سوال اساسی این است که آیا این اقدامات برای بانکداری آینده کافی است؟ به اعتقاد من، پاسخ منفی است. آنچه امروز نیازمند بازنگری است صرفاً برنامههای بازیابی در زمان بحران نیست، که فلسفه طراحی هسته بانکی و سیاستهای حاکم بر آن است. چندی پیش، ایده ارزشمندی به نام مرکز تداوم خدمات بانکی (Banking Continuity Hub) مطرح شد. ایدهای که پیشنهاد میکند بهجای آنکه هر بانک تنها مسئول بازیابی خدمات خود باشد، کل شبکه بانکی بتواند در زمان از دسترس خارجشدن یک بانک، حداقل خدمات حیاتی آن را برای مشتریان ادامه دهد. در چنین مدلی، مشتری برای مشاهده موجودی، برداشت وجه، انتقال وجه یا انجام بعضی از خدمات پایه مجبور نخواهد بود تا بازگشت بانک خود منتظر بماند. این ایده یک تغییر پارادایم مهم یعنی حرکت از بازیابی در دوره بحران در سطح بانک بهسمت سطح شبکه بانکی را نشان میدهد. این نگاه کاملاً با روندهای جهانی همسوست. طی سالهای اخیر، نهادهای ناظر مالی از جمله Bank for International Settlements (BIS)، Financial Stability Board (FSB)، Bank of England و European Banking Authority (EBA)، مفهوم «تابآوری عملیاتی» را به یکی از الزامات اصلی نظام بانکی تبدیل کردهاند. در این رویکرد، دیگر هدف صرفاً بازگرداندن سامانهها پس از وقوع...