skip to Main Content
کانال بله پیوست
دیجی‌پی
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

کسب‌و‌کار

ابوالقاسم رجبی پژوهش‌گر حوزه سیاست‌گذاری فناوری اطلاعات

چالش‌های مدل‌سازی هزینه‌های قطع اینترنت: مساله متغیرهای ناپایا و اثرات آن

ابوالقاسم رجبی
پژوهش‌گر حوزه سیاست‌گذاری فناوری اطلاعات

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۴ دقیقه

قطعی اینترنت و بحث‌های بی‌پایان آن، در جوامع و گروه‌های کارشناسی، ضرورت بررسی و مدل‌سازی علمی اثرات آن را پررنگ‌تر از همیشه کرد. اما تفاوت‌ در جهان‌بینی‌ها و جهت‌گیری‌های متفاوت، مدل‌سازی‌ها را دشوار می‌کند.

از قدیم دو سنت تفکر، شامل تفکر ایستاگرایی و تفکر پویشی وجود داشت. مدل نگاه اکثر انسان‌ها در بیشتر اوقات تفکر ایستاگرایی است. یک ویژگی این تفکر این است که در آن، پدیده‌ها را شی انگاری(thingificate) می‌کنیم. به بیان دیگر از کودکی عادت داریم به پدیده‌های ساده و پیچیده پیرامون خودمان، یک نام نسبت می‌دهیم و از شناخت خودمان در مورد آنها، به رضایت و اطمینان خاطر دست پیدا می‌کنیم.

به دلیل اینکه بسیاری از چیزهای پیرامون ما، مثل قاشق و چنگال پدیده‌هایی با مصادیق مشخص و پرتکرار هستند، وقتی به کودک یاد می‌دهیم اسم چیزی چنگال است و استفاده از آن چطور است، این دانش برای یک عمر، نیازهای زندگی او را تامین می‌کند. در نتیجه تفکر ایستاگرایی در اغلب اوقات باعث می‌شود  تفکر انجام شود و انسان وقت خودش را صرف مسائل مهم‌تر زندگی بکند.

با این وجود وقتی همه چیز اینقدر خوب است، تفکر پویشی به چه دردی می‌خورد؟

در دنیای واقعی، ایستاگرایی احساس رضایت زیادی به انسان‌ها می‌دهد و به همین دلیل سنت تفکر پویشی، نگرشی همیشه در اقلیت و حاشیه‌ باقی ماند. ایستاگرایی کمک می‌کند که علوم و مباحث پیچیده در دسترس همه قرار بگیرند و همه بتوانند در مورد مفاهیم پیچیده نظر بدهند.

خروجی‌های تفکر ایستاگرایی در حوزه فناوری اطلاعات را مانند صنعت نسل چهار، پنج و شش، هوش مصنوعی و رایانش ابری در نظر بگیرید. اینها مثل قاشق و چنگال که وزن و ویژگی‌های مشخص و قطعی دارند، در سخنرانی‌ها و تحلیل‌ها موضوع بحث هستند. در سخنرانی‌ها می‌شنویم که هوش مصنوعی باعث رشد اقتصادی می‌شود یا تعدادی شغل ایجاد می‌کند. وقتی گزاره‌ها و موضوعات به این اندازه شفاف و قابل درک هستند، اقلیت تفکر پویشی چه نکته‌ای می‌تواند به این مباحث اضافه کند؟

با مثال قطع اینترنت سعی می‌کنم این مساله را توضیح دهم. قطع اینترنت با استعاره «بستن شیر» و مسدود کردن راه‌ها، شی انگاری می‌شود. وقتی قطعی اینترنت تبدیل به چیزی می‌شود، می‌توان در مورد زیان‌های ناشی از آن صحبت و اثر آن را تحلیل کرد. اما در عمل برآورد زیان‌های اقتصادی ناشی از قطع اینترنت، موضوعی مناقشه‌برانگیز و نیازمند مدل‌سازی دقیق و بهره‌گیری از داده‌های چندگانه است. در نتیجه یک راه‌حل سریع و ساده برای این محاسبه وجود ندارد. به بیان دیگر گرچه با استعاره بستن شیر آب، قطعی اینترنت در ذهن قابل تصور می‌شود، اما این یک متغیر مستقل ایستا و ثابت نیست. به عبارت دیگر، ماهیت، شدت و دامنه آن در طول زمان به‌طور مداوم تغییر کرده است.

بر این اساس مصداق مفهوم قطع دسترسی از وضعیت «قطع کامل» (حتی مسدودسازی ارسال پیام در پیام‌رسان‌های داخلی) به وضعیت «دسترسی محدود» (بازشدن پیام‌رسان‌های داخلی) و سپس از دوره «فیلترینگ گوگل» به دوران «بازبودن گوگل» تغییر یافت. همچنین فهرست وبگاه‌های در دسترس در بازه‌های زمانی مختلف نوسان داشت و وبگاه‌های مختلفی به تدریج باز شدند. از سوی دیگر وارد شدن خدمت بحث بر انگیز «اینترنت پرو» به بازار، تجربه قطعی را برای بخشی از کاربران تغییر داد. در همین بازه ورود تعداد قابل توجهی از پایانه‌های استارلینک و فعال‌سازی آنها نیز لایه جدیدی به پیچیدگی دسترسی افزود. تمامی این تحولات در یک بازه زمانی نسبتا کوتاه رخ دادند، به این معنا که متغیر مورد مطالعه شی انگاری شده (قطع دسترسی) خود فاقد یک وضعیت ثابت و همگن برای تحلیل است.

اهمیت این موضوع با ناهم‌خوانی در دانه‌بندی داده‌ها(granularity) تشدید می‌شود. داده‌های رسمی که از سوی نهادهای مالی منتشر می‌شوند معمولا به‌صورت ماهانه یا حداکثر روزانه ثبت می‌شوند، در حالی که شدت و الگوی قطع اینترنت می‌تواند به‌طور ساعتی یا حتی لحظه‌ای تغییر کند. این ناهم‌خوانی مقیاس زمانی، تطبیق دقیق علت و معلول را دشوار می‌سازد.

راه حل علمی در این شرایط تعیین کران بالا و کران پایین در تخمین هزینه‌ها است. یعنی یکبار با فرض بدترین حالت قطعی اینترنت و بار دیگر با تخمین کمترین حالت آن محسابات انجام می‌شوند. البته در ایران کسی حوصله مدل‌سازی دقیق را ندارد اما به فرض محال که چنین کاری انجام شود، در اینجا دست سیاست‌مداران و رسانه‌ها باز خواهد بود که کران بالا را انتخاب کنند، یا کران پایین را ملاک ارزیابی خودشان قرار بدهند. نتیجه این است که تفکر پویشی انگاره عدم کفایت بررسی علمی در تبیین مسائل پیچیده اجتماعی را تقویت می‌کند.

https://pvst.ir/o0u

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو