وزیر ارتباطات: فرایند بازگشایی اینترنت از دیروز آغاز شده است
«اگر گفته شود که به اینترنت بینالمللی نیاز نداریم یک شوخی تلخ است» وزیر ارتباطات…
۸ بهمن ۱۴۰۴
۹ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۱۱ دقیقه

ظهور مفهوم جستوجوگرهای داخلی، بخشی از یک ایدئولوژی راهبردی برای دستیابی به «استقلال دیجیتال» و «حاکمیت بر دادهها» در فضای مجازی است که ریشههای آن به میانه دهه ۱۳۸۰ بازمیگردد. این موضوع که در اسناد بالادستی با عنوان «جویشگر بومی» شناخته میشود، فراتر از یک ابزار فنی برای یافتن وبسایتها است و به عنوان یکی از ستونهای اصلی «خدمات پایه کاربردی» در لایههای شبکه ملی اطلاعات تعریف شده است.
بهگزارش پیوست، تضاد میان تصورات و آرزوها با واقعیتهای اقتصادی و فنی سرنوشت عبرتآموزی برای جویشگرهای داخلی رقم زده است. توسعه سرویسهای بومی از قبیل پیامرسان، ایمیل و موتور جستوجو، «تکلیفی انکارناپذیر» است و برنامههای دهه هشتاد همچنان به قوت خود باقی هستند با این تفاوت که تحقق آنها اکنون در فرایمرزها جستوجو میشود، مثلا در توافقنامه ۲۵ ساله ایران و چین بر راهاندازی و توسعه جویشگر بومی تأکید شده است.
واکاوی دو دهه فعالیت در این حوزه نشان میدهد که ایران مسیری پرفراز و نشیب را از مدلهای دولتی و دانشگاهی مبتنی بر خزشگرهای اختصاصی تا جستوجوگرهای تحت حمایت اپراتورهای بزرگ طی کرده است. در این مسیر، مفاهیمی چون صیانت از فرهنگ ایرانی- اسلامی، نگرانیهای امنیتی، جلوگیری از هدررفت سرمایههای ملی و حتی ایجاد زیرساختی امن برای زمانهای بحرانی (نظیر قطع اینترنت)، همواره محرک اصلی سیاستگذاران بودهاند.
ایده اولیه ایجاد یک زیرساخت کاملاً داخلی برای جستوجو و تبادل اطلاعات در دولت اول احمدینژاد تحت عنوان «اینترنت ملی» توسط عبدالمجید ریاضی، معاون وقت وزارت ارتباطات مطرح شد. در آن دوره تمرکز بر ایجاد شبکهای بود که درخواستهای داخلی برای دسترسی به اطلاعات به خارج از کشور منتقل نشود. اگرچه در این دوره موتور جستوجوی عملیاتی خاصی رونمایی نشد، اما اسناد راهبردی که بعدها پایه قانونی پروژههایی چون پارسیجو و یوز شدند، در همین سالها تدوین شد.
در سال ۸۹ که اینترنت ملی تبدیل به شبکه ملی اطلاعات شد، ردیف بودجه اختصاصی هم در برنامه پنجم به آن اختصاص پیدا کرد و چند سال بعد در سال ۱۳۹۲، با تصویب سند «تبیین الزامات شبکه ملی اطلاعات»، موتور جستوجو رسماً به عنوان یک خدمت پایه اجباری تعریف شد که باید با مدیریت مستقل داخلی فعالیت کند.
با گذشت چند سال، شکاف عمیقی میان هزینههای صرف شده و استفاده کاربران مشخص شد. در آبان ۱۳۹۸ در پی قطع گسترده اینترنت بینالمللی، موتورهای جستوجوی بومی نظیر یوز و پارسیجو فرصتی تاریخی برای اثبات کارایی خود پیدا کردند که نتیجه آن در بهترین حالت یک شکست مفتضحانه بود.
محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت دوازدهم خیلی صریح از مردود شدن در این پروژه گفت و شورای عالی فضای مجازی به وزارت ارتباطات مهلت داد تا طرح تکمیلی شبکه ملی اطلاعات را با تمرکز بر خدمات پایه کاربردی ارائه کند.
مسئولان پیشین وزارت ارتباطات مخصوصاً در دولت دوم احمدینژاد و دولت اول روحانی، هزینه ساخت یک موتور جستوجوی ملی را بسیار کمتر از هزینه خرید پهنای باند خارجی میدانستند و تأکید میکردند بدون وجود موتورهای ایرانی، نهضت تولید محتوا و نرمافزار به درستی پیش نخواهد رفت.
سوگیری در گردآوری دادهها و گزارشهای دولتی هم این تفکر را تقویت میکرد. مثلاً گفته میشد زبان فارسی رتبه ششم و بالاتر از آلمانی و فرانسوی را در میان بازدیدکنندگان گوگل دارد. یا اینکه همیشه به عملکرد بایدو در چین، یاندکس در روسیه و ناور در کره جنوبی اشاره میشود اما هیچوقت نمیگویند کجای زیرساختها، اقتصاد و ظرفیتها مشابه آن کشورها است که باید انتظار عملکرد مشابه داشت. این فرضیهها سپس بنیان یک تصمیمگیری میشوند و در نهایت یک رویکرد حکمرانی دیجیتال را رقم میزنند.
در سالهای اخیر، رویکرد حمایتی دولت از خزشگرهای مستقل به سمت حمایت از «فراجستوجوگرها» (Meta-search engines) تغییر پیدا کرده است. پروژههایی مانند «ذرهبین» و «گردو» هم به نظر میرسد به جای رقابت فنی با رقیب اصلی خود یعنی گوگل در بخش ایندکس وب، تلاش میکنند با استفاده از نتایج گوگل و افزودن لایههای محتوای محلی و البته مزیتهای ترافیکی مثل اینترنت نیمبها، کاربران را جذب کنند.
بررسی موتورهای جستوجوی ملی نشان میدهد که هر یک با اهداف و ساختارهای متفاوتی پا به عرصه گذاشتهاند، از موتورهای دانشگاهی پارسیجو (دانشگاه یزد) و یوز (دانشگاه امام حسین) گرفته تا پروژههای مختلف خصوصی و خصولتی دیگر مانند پارسیک، سلام، گرگر (که بعدها به یوز تبدیل شد) و جستوجوگرهای وب و موبایلی امروزی مانند گردو ادامه پارسیجو) و ذرهبین در همراه اول، در مواجهه با چالشهای بازار و تکنولوژی به سرنوشت مشابهی دچار شدهاند.
در عمل، تاکنون چندین موتور جستوجوی بومی در ایران راهاندازی شده است که مهمترین آنها موارد زیر هستند:
پارسیجو جویشگر متنی فارسی است که توسط گروهی در دانشگاه یزد طراحی شد. این موتور در اوج فعالیت خود در سال ۱۳۹۳، از حمایت ۱۵۰ سرور اختصاصی برخوردار بود و ادعا میکرد بیش از یک میلیارد صفحه وب را پوشش میدهد. با این حال دادههای آن با تاخیر بهروز میشد و حتی به منابعی مثل ویکیپدیا وابستگی شدید داشت. پارسیجو سرویسهای جانبی مختلفی نظیر جستوجوی تصویر، موسیقی، خبر و نقشه (اولین نقشه هوایی بومی ایران) را ارائه میکرد. بر اساس گزارشهای سازندگان، پارسیجو در سال ۱۴۰۰ روزانه حدود ۶۰۰ هزار بازدید و ۱۲۰ هزار جستوجو داشته است. با این حال در مرداد ۱۴۰۱ رسماً غیرفعال شد. دلیل توقف را هم ضعف در تأمین زیرساخت، محدودیت دسترسی به منابع داده و مشکلات اقتصادی مطرح کردند.
یوز موتور جستوجوی دیگری است که شهرت زیادی کسب کرد اما چندان دوام نیاورد. پروژه اولیه آن با سرمایه اولیه ۷ میلیارد تومان به طور رسمی رونمایی شد. منابع فارسی در وب هدف اصلی یوز بود و گفته شد حدود ۲۰۰ سرور برای آن اختصاص یافته است. بعد از خاموشی اینترنت در آبان ۱۳۹۸ و عملکرد فاجعهبار جویشگرهای ملی، رئیس سازمان فناوری اطلاعات وقت، این عملکرد ضعیف را تائید کرد و با انتقاد از حمایتهای بینتیجه گفت یوز متعلق به گروهی در دانشگاه امام حسین است و مجموعه سپاه باید درباره ادامه فعالیت این جویشگر تصمیمگیری کند. یوز نیز در سال ۱۴۰۰ تعطیل شد.
موتور جستوجوگر ذرهبین در اسفند ۱۳۹۹ توسط اپراتور همراه اول معرفی شد. برای جلب کاربران، هزینه ترافیک استفاده از ذرهبین برای وبسایتهای ایرانی نیمبها و بستههای هدیه ترافیکی نیز در نظر گرفته شد. با این حال بررسیها نشان داد ذرهبین عملاً نتایج گوگل را نمایش میدهد و تنها اقدام به حذف یا سانسور برخی نتایج میکند. ذرهبین در خاموشی اینترنت در دیماه ۱۴۰۴ طی چند روز اول عملا در دسترس نبود اما بعد از چهار روز با حمایتهای دولتی تقویت شد و توانست خدمات دهد.
این موتور توسط مرکز تحقیقات دانشگاه یزد توسعه داده شده و نسخهای آزمایشی از پارسیجو محسوب میشود. پروژه گردو نیز در سایه مشکلات فنی و مالی در مرحله آزمایشی عملا متوقف شده بود. نتایج جستوجو در خاموشی دی ماه ۱۴۰۴ که این ابزار را در یک آزمون عملی واقعی قرار داد مشخص کرد نه دادهها کامل هستند و نه نتایج دقت دارند. البته ستار هاشمی وزیر ارتباطات دولت اعلام کرده است که «ذرهبین و گردو» با حمایت مجلس تقویت خواهند شد تا «سکوهای موفق داخلی» پاسخگوی کاربران باشند.
شادبین روی کودکان و نوجوانان متمرکز است چون توسط شرکت نویان راهاندازی شده که ملکیت اپلیکیشن پرحاشیه شاد را در اختیار دارد و همراه اول هم روی آن سرمایهگذاری کرد. به این ترتیب دومین پروژه همراه اول در زمینه موتورهای جستوجو با حمایت آموزش و پرورش در اپلیکیشن شاد رشد کرد.
علاوه بر موارد فوق، طرحهای کوچکتر دیگری نیز وجود داشته یا دارند که حداقل خاموشی اخیر نشان داد بیشتر در قالب آزمایشگاهی به بقا ادامه میدهند. موتور جستوجوی پارسیک قدیمیترین مثال ایرانی مبتنی بر متاسرچ که از دهه هشتاد کار خود را آغاز کرد، سلام پروژه مرکز فناوری اطلاعات شرکت بیان بود که جستوجو را در جستوجوگرها انجام میداد و زال هم پروژه دوم بیان در زمینه موتورهای جستوجو بود که نتایج خود را از طریق سلام عرضه میکرد. چند موتور اینترنتی یا موبایلی کوچک دیگر مانند پارسگرد، کاوش، ریسمون و غیره هم در زمره جویشگرهای بومی قرار میگیرند. بسیاری از این طرحها به فاز عملیاتی نرسیدند یا به دلیل بودجه محدود، دسترسی پایین به دادههای وب و رقابت با خدمات رایگان خارجی متوقف شدند.
تخصیص بودجه برای موتورهای جستوجوی ملی همواره مبهم بوده است و ارقام متناقضی در گزارشها دیده میشود که اغلب ناشی از تفکیک بودجههای مستقیم (پرداخت به مجریان) و بودجههای غیرمستقیم (تأمین سرور، پهنای باند، معافیتهای مالیاتی، طرحهای پژوهشی، لجستیک و منابع انسانی) است.
دولتهای مختلف از دهه ۱۳۸۰ تلاش کردهاند تا با مشوقهای مالی و قانونی، توسعه موتورهای بومی را تسریع کنند. وزیر وقت ارتباطات (محمود واعظی) در بهمن ۱۳۹۳ اعلام کرد برای حمایت از محصولات بومی امسال ۹۰ میلیارد تومان هزینه کردهایم و سال آینده هم ۱۲۰ میلیارد تومان سرمایهگذاری خواهیم کرد. با دلار ۳۱ تومان آن روز طی دو سال حدود ۶۵ میلیون دلار قرار بود برای محصولات بومی هزینه شود یا هزینه شد.
برای ایجاد انگیزه در استفاده از نتایج بومی، دولت دستورالعملهایی هم صادر کرد مثل تخصیص یارانه یا الزام دستگاهها به استفاده که طبیعتا دستاوردی نداشت. البته در دولت هم صداهایی بود که این کار باید به بخش خصوصی واگذار شود تا نتیجهای شبیه کافه بازار داشته باشد. مثلاً امیر ناظمی رئیس سازمان فاوا گفته بود اگر به جای کمکهای مستمر مالی، رقابت شکل میگرفت احتمالاً با نتیجه بهتری روبهرو میشدیم. او همچنین انتقاد کرد که دولت با فیلتر سرویسهای مشابه خارجی و اعطای سوبسید (پهنای باند رایگان و وام) خواستار حمایت از جویشگرهای بومی بود اما این رویکرد در نهایت به شکست منجر شد.
این سرمایهگذاریها در مقایسه با بودجههای جهانی مانند پروژه Quaero اروپا با بودجه بیش از ۶۰۰ میلیون دلار، ناچیز به نظر میرسد، اما باز هم در مقیاس اقتصاد فناوری ایران، مبالغ کلانی بودند.
رویکرد اغلب مجریان پروژههای جویشگر همان استراتژی ایرانخودرو و سایپا بود. ادعا شد این پروژهها ۱۰۰ نفر را بهکار گرفتند و توسعه بیشتر آنها (با حمایت بیشتر دولت) میتواند هزاران فرصت شغلی ایجاد کند. بهطور کلی ادعاهایی که در مورد این پروژهها مطرح میشد میشد اگرچه همگی اشتباه نبود اما نتیجهای هم نداشت به عنوان مثال گفته میشد برنامههایی نظیر «گراف دانش زبان فارسی»، «بانک درختی فارسی»، «فرهنگ لغت آزاد فارسی» و «جویشگر تصویری مبتنی بر برچسب» به واسطه جویشگرها پیشرفتهای قابل توجهی داشتهاند در حالی که مشخص نشد این پیشرفت کجا دست مردم را گرفت.
دلایل شکست جویشگرهای بومی زیاد است، آنها مقیاسپذیر نیستند؛ به عنوان نمونه زمانی که اینترنت قطع میشود آنها هم توان خدمات ندارند. جویشگرها میتوانند از برتری زبانی استفاده کنند اما مزیتی در الگوریتم ایجاد نکردهاند، در تحلیل معنایی کلمات فارسی ضعیف هستند، تجربه کاربری مطلوبی ندارند و مهمتر از همه با شکاف اعتماد در زمینه حریم شخصی روبرو هستند. حتی در آن زمان که یوز معرفی شد، واعظی، وزیر وقت ارتباطات به صراحت به این مساله اشاره کرد که دادهها امن هستند و فیلتر (سانسور) نمیشوند.
یکی از آخرین اظهارنظرها در مورد دلایل شکست پروژه موتور جستوجوی ملی به اظهار نظر رسول جلیلی، عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی و رئیس پیشین دانشگاه شریف برمیگردد. او در پاییز ۱۴۰۳ گفت: نمیتوان موتور جستوجوی گوگل را حتی برای لحظهای از دسترس مردم خارج کرد و در پاسخ به این سوال که چرا تا به حال نتوانستهایم یک موتور جستوجوی داخلی قوی داشته باشیم که جایگزین گوگل شود، عنوان کرد: «این موضوع، از جمله کوتاهیهای ما بوده است. ما تاکنون در توسعه یک موتور جستوجوی داخلی قدرتمند که بتواند در سطح گوگل رقابت کند، موفق نبودهایم. ایجاد چنین سیستمی به دلایل مختلف از جمله پیچیدگی فنی و محدودیتهای زیرساختی در حال حاضر برای ما امکانپذیر نیست.»
رویکرد حمایتهای حاکمیتی مهمترین دلایل شکست پروژه جویشگرها است که سرنوشت مشابهی با رایانامه ملی (ایمیل) و سیستم عامل ملی دارند و در آینده هم احتمالاً موبایل ملی و اندروید ملی به آنها خواهد پیوست. موتورهای جستوجوی ملی درآمدزا نیستند و نیاز به حمایت مداوم دارند. در نتیجه تا وقتی جیب دولت پر است این پروژهها سر پا هستند و بدون یک طرح کسبوکار مناسب، به سرعت به طرحهای «پرخرج و بینتیجه» تبدیل میشوند. حتی همراه اول در مورد ذرهبین و شادبین از عبارت مسئولیت اجتماعی به عنوان مدل درآمد آنها استفاده میکند.
رفتارهای دولتی هم به این ضعف کمک میکنند؛ مثلاً طرح جویشگرها همیشه به عنوان یکی از افتخارات پژوهشگاه فناوری اطلاعات مطرح میشد که برای آن همایش برگزار میکردند. اما به جای یک فرآیند سنجش عملکرد داخلی جویشگر، یک پروژه دیگر در پژوهشگاه به نام وبآزما طراحی کردند که عملکرد خدمات بومی وب را ارزیابی کند. وبآزما هم گزارش داد جویشگرها تا ۸۰ درصد رضایت کاربران را بهدست آوردهاند.
این حمایتها فرصت رقابت را از بخش خصوصی میگرفت و بخش خصولتی هم توان اجرا نداشت.
حال اما با توجه به قطعی اینترنت از ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ و از دسترس خارج شدن موتور جستجوی گوگل و در نهایت غیر قابل اتکا بودن موتورهای جستجوی داخلی از قبیل گردو و ذرهبین به نظر میرسد حمایت از جویشگر بومی بار دیگر روی میز تصمیمگیران قرار گرفته است.