skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

بررسی مصوبه «سیاست‌ها و ضوابط حاکم بر صوت‌و‌تصویر فراگیر و شبکه نمایش خانگی»؛ تنظیم‌گری یا تصاحب

۷ آبان ۱۴۰۴

زمان مطالعه : ۹ دقیقه

شماره ۱۳۹

تنظیم‌گری یا تصاحب
شورای معین انقلاب فرهنگی در خرداد ۱۴۰۴ مصوبه‌ای با نام «سیاست‌ها و ضوابط حاکم بر صوت‌و‌تصویر فراگیر و شبکه نمایش خانگی» تصویب کرد؛ سندی ۲۶ ماده‌ای که به‌ظاهر با هدف ساماندهی محتوای بومی و حمایت از تولیدات داخلی تدوین شده، اما از نگاه بسیاری از فعالان رسانه‌ای، نه‌تنها بحران تنظیم‌گری صوت‌و‌تصویر را حل نمی‌کند، بلکه با گسترش دامنه اختیارات نهادهایی مانند صداوسیما و ساترا، دایره کنترل حاکمیتی بر زیست‌بوم محتوای دیجیتال را نیز بیش از گذشته وسیع می‌کند. هرچند هنوز این مصوبه ابلاغ رسمی نشده اما بررسی متن آن نشان می‌دهد شورای معین عملاً چارچوب تازه‌ای برای تنظیم‌گری همه اشکال محتوای چندرسانه‌ای در فضای مجازی ترسیم کرده است؛ چارچوبی که نه مرز روشنی میان نهادهای تنظیم‌گر قائل می‌شود و نه مدل اقتصادی پایداری برای زیست‌بوم رسانه‌ای کشور در نظر می‌گیرد. تعریف موسع از «صوت‌و‌تصویر فراگیر» شاید نخستین و بنیادی‌ترین نقد وارد به این مصوبه، تعریف گسترده و مبهم آن از مفهوم «صوت‌و‌تصویر فراگیر» باشد. در متن مصوبه آمده است: «صوت‌و‌تصویر فراگیر عبارت است از انواع محتوای صوتی‌و‌تصویری، به‌ویژه با کارکردهای اطلاع‌رسانی، آموزشی و سرگرمی، در همه بسترهای انتشار در فضای مجازی که قابلیت دریافت از سوی مردم از طریق انواع ابزارها را داشته باشد.» به‌موجب این تعریف، تقریباً هر نوع محتوای صوتی یا تصویری که در هر بستری، از پلتفرم‌های VOD و تلویزیون‌های اینترنتی گرفته تا شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها، منتشر شود، تحت نظارت صداوسیما خواهد بود. چنین تعریف موسعی مرز میان رسانه‌های حرفه‌ای و محتوای کاربرمحور را از میان برمی‌دارد و در همان گام نخست، اصل رقابت را زیر سوال می‌برد. در متن مصوبه، صداوسیما یکی از «تنظیم‌گران بخشی» معرفی شده است. این مساله پرسش مهمی را پیش می‌کشد: آیا نهادی که خود بزرگ‌ترین تولیدکننده و پخش‌کننده محتوا در کشور است، می‌تواند بی‌طرفانه نقش تنظیم‌گر و ناظر بر رقبا را ایفا کند؟ تقسیم کار فراموش شد در ماده یک...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۱۳۹ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۳۹ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/msl

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو