پژوهشی در بنیادهای حقوقِ هوشِ مصنوعی (۲۴)؛ حقوق بهمثابه ایدهای برای آینده در تنظیمگری هوش مصنوعی
۸ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۴ دقیقه
شماره ۱۴۲
و سرانجام، در دیماه سال هزاروچهارصدوچهار، که رساندن یک جستار مختصر و چندکیلوبایتی با مشقات فراوان میسر شد تا بتوانم در لابهلای انواع محرومیتها و مسدودیتها، یادداشت اینماه را به تحریریه پیوست برسانم، میرسیم به بیستوچهارمین ماه پیدرپی از سلسلهجستارهایم در بنیادِ حقوقِ هوشِ مصنوعی. در یادداشت پیشین (بند ۲۵۰ الی ۲۶۳) از «تصمیم عادلانه» نوشتم و سخن با این تیتر آغاز شد که تصمیم عصاره تنظیمگری است. برای شماره اخیر هم یادداشتها و دستنوشتههایی آماده داشتم که بماند به وقت دیگری. شوقِ سخن مفصل نیست گفتنیهای متداول این سلسلهیادداشتها را موکول میکنم به ماههای بعد و صرفاً به چند بند کوتاه اکتفا میکنم. استقبال از معاصرنبودن مارتین هایدگر جایی مینویسد متفکر نمیتواند به «معاصربودن» اکتفا کند. این نقل قول دقیق نیست (به آرشیو الکترونیکی یادداشتهایم دسترسی ندارم که بتوانم ارجاع دقیق بدهم) اما مضمون با وفاداری به متن منتقل شده و غرض این است که بههرحال اگر بنا باشد متفکر در حصار دغدغههای پیرامون خود به گزارشگری بپردازد، آنگاه حرکتی ایجاد نخواهد شد. آیا سخنِ هایدگر، دعوت به انتزاع است؟ یعنی متفکر کسی است که بیتوجه به پیرامون خود به خیالبافی بپردازد و گسیخته از واقعیت بیندیشد؟ اگر این تعریف را درست بدانیم که دیگر مرزی میان خیالپردازی و تفکر باقی نخواهد ماند. شرح مفصلتر از موضوع این یادداشت خارج است اما میدانیم که در نگرشِ پدیدارشناسانه هایدگر، تفکر همواره تنیده با «پیرامون» است و هیچ متفکری نمیتواند بریده از جهان و بیاعتنا به واقعیت به «تفکر» بپردازد. اگر بنا باشد روی بردار زمان سخن بگوییم، متفکر کسی است که پای در «اکنون» دارد و چشم بر «آینده» و مخاطب تفکر آنان هستند که «اکنونی» زیست میکنند و دشمنان تفکر آنان که پسمانده در دیروزها هستند. این مقدمه را به همین مختصر تمام میکنم تا درآمدی باشد برای افزودن چند بند (از بند ۲۶۴ به بعد) بر سلسلهیادداشتهای دو...
شما وارد سایت نشدهاید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.
وارد شویدعضو نیستید؟ عضو شوید