آخرین گفتوگوی ما با اسدالله امیراصلانی مدیرعامل اسبق بانک ملی تقریباً به اواخر شهریورماه ۱۴۰۲ بازمیگردد. برای پروژه تاریخ شفاهی بانکداری الکترونیکی با او تماس گرفتیم. گفت ترجیح میدهد در خانهاش او را ملاقات کنیم چون دیگر توان خارج شدن از منزل را ندارد. در چند ساعتی که مهمانش بودیم خاطرات فعالیتش در بانک ملی آنچنان برایش واضح بود که انگار همین دیروز اتفاق افتاده است، اما وقتی با سوالی مواجه میشد که خیلی سیاستمدارانه ترجیح میداد آن را پاسخ ندهد میگفت: «خیلی از آن گذشته، فراموشاش کردهام.» رد پای امیراصلانی در بانکداری الکترونیکی ایران بسیار پررنگ است، درست زمانی که بسیاری از مدیران بانکی از تحول میترسیدند او به پیشواز تحول رفت. او در مقام مدیرعامل بانک ملی ایران اولین کسی بود که اجرای طرح جامع اتوماسیون بانکی را در بانک تحت مدیریت خود پذیرفت. امیراصلانی در سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۸ که روی صندلی مدیرعاملی بانک ملی ایران نشسته بود تمامقد از این پروژه حمایت کرد. هرچند در نهایت پس از خروج او از بانک ملی، این طرح به طور کامل در بانک ملی ایران پیاده شد و بهتدریج بانکهای دیگر نیز به آن پیوستند. او بارها در دورهای که بر صندلی ریاست بانک ملی تکیه داده بود از مصطفی الهی که آن زمان مجری طرح جامع اتوماسیون بانکی ایران بود دفاع کرد. وقتی از او پرسیدیم چگونه به این طرح اعتماد کردید، خیلی صادقانه پاسخ داد: «من مطمئن بودم با وضعیت آن زمان نمیتوان بانک را اداره کرد. کار حسابرسی به صورت دستی مشکل بود و هر روز مشکلتر میشد، من یقین داشتم که باید کاری انجام داد. در اصل اول به تغییر اعتقاد داشتم و بعد به طرح جامع اتوماسیون بانکی اعتماد کردم و پس از آن به دکتر الهی.» او خود را مدیر ریسکپذیری میدانست. البته ریسکپذیری او آن زمان در نظام بانکی موجب شد در...
شما وارد سایت نشدهاید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.
روزنامهنگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامهنگار باید از هر حوزهای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامهنگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامههای صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفهای من کلاً با همین اتفاقهای ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمهوقتی با هفتهنامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمهوقت خیلی زود تماموقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانهای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سالهاست خانه حرفهای من است. بهعنوان یکی از بنیانگذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه میکنم، گزارش مینویسم، سؤال میپرسم و دنبال سوژهای میگردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقههای قدیمی من هستند، اما در این سالها تنظیمگری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شدهاند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیمهایی که درباره آن گرفته میشود چه تغییری در زندگی مردم و کسبوکارها ایجاد میکند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.