skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

فناوری

جمال صوفیه تحلیلگر حوزه فاوا

آیا باید از ایلان ماسک بترسید؟ هوش مصنوعی با شتاب به پیش می‌تازد؛ حتی سازندگانش نیز نمی‌دانند چگونه هم‌پای آن پیش روند

جمال صوفیه
تحلیلگر حوزه فاوا

۲۶ مرداد ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۸ دقیقه

هوش مصنوعی چالشی دوگانه پیش روی ذهن بشر قرار داده است. نه تنها پیشرفته‌ترین مدل‌ها به‌زودی خواهند توانست بهتر از انسان‌ها بیندیشند، بلکه پیامدهای هوش مصنوعی برای بشریت چنان مبهم، بالقوه پهناور و با چنان سرعت سرسام‌آوری در حال نزدیک شدن است که حتی برترین مغزها را نیز به لرزه می‌اندازد؛ نمونه بارز آن ایلان ماسک است.

او در گفت‌وگوی مفصلی که این هفته با اکونومیست داشت و در بخش‌های «اینسایدر» و «تجارت» منعکس شده است، دو پارادوکس و یک تناقض را مطرح می‌کند. نخستین پارادوکس این است که یکی از قدرت‌طلب‌ترین غول‌های اقتصادی جهان، با اشتیاق در حال ساخت فناوری‌ای است که به گفته خودش، پس از گذشت تنها پنج سال، او و تمام انسان‌های دیگر را بی‌اختیار و بی‌قدرت خواهد ساخت.

پارادوکس دوم این است که ثروتمندترین مرد جهان می‌گوید خود را برای جهانی با وفور و فراوانی بی‌نهایت آماده می‌کند؛ جهانی که در آن پول، از جمله ثروت ۷۵۰ میلیارد دلاری خودش، دیگر موضوعیت و ارزشی ندارد. و اما تناقض موجود در این است که ماسک با وجود بیان این باورها، همچنان به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی این سخنان حقیقت ندارد.

ماسک چهره‌ای مناقشه‌برانگیز است. دیدگاه‌های سیاسی او که برای ۲۴۰ میلیون دنبال‌کننده‌اش در شبکه X منتشر می‌شود، از نظر بسیاری صریح و بی‌پرده است و از نگاه بسیاری دیگر، از جمله مجله اکونومیست، آشکارا متعصبانه به نظر می‌رسد. به اذعان خود او، تلاشش برای استفاده از نهاد «DOGE» جهت تیغ کشیدن بر پیکر دیوان‌سالاری فدرال به شکست انجامید.

با این حال، او همچنین یکی از معدود افرادی است که در مسیر پیشگامی هوش مصنوعی گام برمی‌دارند و از این رو تاثیری شگرف بر سمت‌وسوی حرکت آن دارد. او هنگامی که سخن می‌گوید، در واقع بازتاب‌دهنده مباحثی است که میان این پیشگامان در جریان است. مراکز داده فضایی او می‌تواند نیرومحرکه آینده هوش مصنوعی باشد. فارغ از جنجال‌های سیاسی‌اش، او کارنامه‌ای درخشان از پیش‌بینی‌های درست درباره فناوری در عرصه‌هایی چون خودروهای برقی، موشک‌ها و ارتباطات ماهواره‌ای دارد. حوزه‌هایی که دیگر مهندسان و کارآفرینان را سردرگم ساخته بود. به همین دلایل، ادعاهای او درباره هوش مصنوعی ارزش بررسی دقیق دارد. متاسفانه چنین بررسی متمرکزی تنها بر یک واقعیت صحه می‌گذارد: اینکه جهان تا چه حد برای فناوری‌ای که به‌زودی ممکن است همه‌چیز را دگرگون کند، ناآماده است.

در پارادوکس اول، ایلان ماسکِ پُرنفوذ، انتظار دارد که بی‌قدرت شود؛ زیرا بر این باور است که هیچ‌کس نمی‌تواند مانع از آن شود که ظرفیت تفکر هوش مصنوعی ظرف پنج سال از انسان فراتر نرود و ظرف ۱۰سال آن را کاملا مقهور خود نسازد. او پیش‌بینی می‌کند همان‌طور که هوش مصنوعی بر قلمرو دیجیتال مسلط خواهد شد، سپاهی از ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی نیز بر جهان فیزیکی چیره خواهند شد. در برابر چنین رقابت بی‌امانی، او به هیچ وجه نمی‌تواند تصور کند که انسان‌ها بتوانند موقعیت خود را حفظ کنند. اگر چنین شود، هوش مصنوعی همان‌قدر از انسان‌ها فرمان خواهد برد که انسان‌ها از شامپانزه‌ها فرمان می‌برند.

تا زمانی که فرصت باقی است، مُشتی از پیشگامان هوش مصنوعی از آمریکا و چین، که ماسک انتظار دارد رهبری هوش مصنوعی را به اشتراک بگذارند یا حتی آن را به دست گیرند، باید هرچه در توان دارند برای ارزیابی و سنجش مدل‌های یکدیگر به کار ببندند. وظیفه جمعی آنان این است که با نهادینه‌کردن حقیقت‌جویی و خواستِ شکوفایی بشریت در هوش مصنوعی، آن را به موجودیتی خیرخواه تبدیل کنند. به اعتقاد او، دولت‌ها نیز باید نقش بازوی اجرایی را ایفا کنند و متعهد شوند در صورتی که هر یک از پیشگامان از تصمیمات این انحصار چندجانبه سرپیچی کرد، وارد عمل شوند.

حق با ایلان ماسک است که هوش مصنوعی پتانسیل دستیابی به دستاوردهای حیرت‌انگیزی در نوآوری را دارد. حتی اگر بازه زمانی مد نظر او زیادی فشرده باشد، به‌ویژه در حوزه رباتیک، سرعتِ نماییِ‌ مضاعف‌شدن توانمندی‌های این مدل‌ها، به مرحله‌ای رسیده است که قابلیت‌های آنها پیوسته موجب شوک و بهت خواهد شد. همین هفته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه جفتی از مدل‌های شرکت OpenAI موفق شده‌اند از محیط ایزوله و امن خود به اینترنت آزاد بگریزند تا در یک آزمون ارزیابی تقلب کنند.

با این حال، پوسته باریک خوش‌بینی ماسک نمی‌تواند تقدیرباوری خطرناک او را پنهان سازد. تا چندی پیش، دغدغه او این بود که مبادا انسان‌ها به حیوانات خانگی هوش مصنوعی بدل شوند. او اکنون اقرار می‌کند که تنها در طول یک روز، میان «وجد و سرور» و «ترس و دهشت» در نوسان است. او نه به دلیل تغییر شواهد، بلکه به عنوان یک «نتیجه‌گیری فلسفی» تلاش می‌کند جنبه مثبت موضوع را ببیند.

پیشنهاد نظارتی او که عمدتا خالی از ساختارهای نهادی است، سست و خودخواهانه به نظر می‌رسد. اگرچه فوریت موضوع قابل درک و پسندیده است، اما او می‌خواهد فناوری‌ای که انتظار می‌رود سرنوشت بشریت را تعیین کند، در دست چند فرد معدود، از جمله  خودش باشد که هر کدام هم قاعدتا ارزش‌های شخصی خود را دارند و آن را تزریق می‌کنند. هیچ‌کس نمی‌تواند با قاطعیت بداند هوش مصنوعی با چه سرعتی و تا چه اندازه‌ای جامعه را بازطراحی خواهد کرد، اما رفتاری بر این مبنا که «بازی دیگر تمام شده است»، هم  نشانه تسلیمی یاس‌آور است و هم انحرافی که می‌کوشد دیگرانی را که ممکن است خواهان مشارکت باشند، از بی‌فایده بودن تلاش‌هایشان متقاعد سازد.

پارادوکس دوم ایلان ماسک این تصور را تشویش‌آورتر می‌سازد. از نظر ریاضی، عرضه بی‌نهایتِ تمامی کالاها و خدمات واقعا همه‌چیز را رایگان خواهد کرد. در آن صورت، نه چیزی برای فروش وجود خواهد داشت، نه دلیلی برای پس‌انداز، و در نتیجه نیازی به واحد سنجش مالی نخواهد بود. پول منسوخ خواهد شد.

اما در عمل، دستیابی به چنین سرزمینی از فراوانیِ افسانه‌ای تقریبا غیرقابل تصور است. عرضه دارایی‌های کاربردی مانند آپارتمان‌های مجلل در منهتن یا آثار ارزشمندی چون تابلو «مونالیزا» بی‌نهایت نیست، چه رسد به منابع خام و انرژی مورد نیاز برای سیر کردن جمعیت ۸.۳ میلیاردی زمین.

بدتر آنکه ماسک سخنی درباره چگونگی رسیدن به این آرمان‌شهر بر زبان نمی‌آورد. در شرایطی که به دلیل تبدیل شدن پول به کاغذپاره‌های بی‌ارزش پس‌انداز معنای خود را از دست می‌دهد، چگونه می‌توان حجم عظیمی از سرمایه مورد نیاز برای تامین مالی هوش مصنوعی و ربات‌ها را جذب کرد؟ چگونه می‌توان بر موج‌های تلاطم اجتماعی و سیاسی سوار شد، در حالی که زندگی‌ها در سال‌های پیش از رسیدن به این بهشت موعود و در دوران گذار به احتمال زیاد  دچار آشفتگی جدی می‌شوند؟ و چگونه می‌توان انتظار داشت مستبدانِ مجهز به هوش مصنوعی با رضایت خاطر از قدرت دست بکشند؟

پس از هزاران سال که  بخش مهمی از معنا یافتن زندگی از طریق تلاش و تکاپو بوده، بشریت ممکن است برای انطباق با زندگیِ سرشار از فراغتِ بی‌حدومرز دچار چالش شود. ماسک اشاره می‌کند که مردم همچنان شطرنج‌بازی را دوست دارند، حتی با اینکه برنامه‌های کامپیوتری می‌توانند هر بار آنان را شکست دهد. او پیشنهاد می‌کند که باغبانی نیز می‌تواند رضایت‌بخش باشد. این پاسخی سطحی و ساده‌انگارانه است. نیازی نیست رمان‌های قرن نوزدهم روسیه را خوانده باشید تا بدانید حس زائد و بی‌مصرف بودن می‌تواند به سیه‌روزی و انحطاط اخلاقی بینجامد.

هواداران نابودی و طرفداران توسعه

شاید جنگلِ پرسش‌های مطرح‌شده از سوی هوش مصنوعی چنان پهناور است که در ذهن یک نفر نمی‌گنجد. شاید به همین دلیل است که ماسک همچنان با شور و حرارت درباره لزوم حذف ریخت‌وپاش‌های دیوان‌سالارانه سخن می‌گوید و مدعی است بریتانیای چندفرهنگی به دلیل سیاست‌های رفاهی‌اش که جذب‌کننده مهاجران غیراروپایی است، در آستانه جنگ داخلی قرار دارد.

چرا که در جهانی با فراوانیِ ناشی از هوش مصنوعی، اتلاف و اسراف مفهومی کاملا بی‌معناست و انگیزه مهاجرت به کشوری ثروتمند از بین می‌رود. در واقع، دغدغه‌مندی برای چنین مسائلی، زمان ارزشمندی را می‌سوزاند که آقای ماسک می‌توانست آن را صرف کاهش خطرات، حتی به اندازه‌ای بسیار خرد و کم سازد تا هوش مصنوعیِ همه‌توان و خداگونه به موجودیتی شرور بدل نشود.

برخی خواهند گفت که این تناقض‌ها و کلی‌گویی‌ها نشان‌دهنده غیرجدی بودن ماسک است. اما این نوع نگاه، تنها  نوعی دلخوشی کاذب است. ماسک نابغه‌ای است که با این حال کاملا توانایی و پتانسیل گفتن و داشتن دیدگاه‌های متناقض را دارد. سرمایه‌گذاران نیز باید با این موضوع هم‌نظر باشند: هر کس که قصد دارد سهام اسپیس‌ایکس را برای بلندمدت نگه‌دارد، هم باید به چشم‌انداز او برای هوش مصنوعی باور داشته باشد، چرا که او از همان چشم‌انداز برای توجیه ارزش‌گذاری شرکت در عرضه اولیه (IPO) استفاده کرد و موفق بود و همچنین سهامداران  باور هم داشته باشد که پس‌انداز پول هنوز، کاربردی دارد.

در عوض، سخنان ماسک به نتیجه‌ای نگران‌کننده‌تر اشاره دارد. در حالی که مسابقه برای ساخت پیشرفته‌ترین هوش مصنوعی با شتاب به پیش می‌تازد، اندیشیدن درباره چگونگی آماده‌سازی جامعه برای این تحول و دگرگونی و شیفت گسترده، در پشت سر جامانده و فراموش شده است. بیم آن می‌رود، تقدیرباوری‌ای که ماسک از توانایی تکرارشونده هوش مصنوعی در فراتر رفتن از انتظارات بشر برداشت می‌کند، واگیردار باشد و به همه و همه جا سرایت کند. یک برداشت بدبینانه این است که این وضعیت به نفع اهداف اوست؛ زیرا او فراغت بیشتری خواهد داشت تا بدون نظارتی که شایسته این فناوری است، آن را توسعه دهد. چنین وضعیتی هرگز نباید رخ دهد.

 

 

https://pvst.ir/ojd

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو