skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

اقتصاد دیجیتال

جمال صوفیه تحلیلگر حوزه فاوا

گزارش شرکت آنتروپیک درباره پیش‌بینی آینده اقتصاد در افق ۲۰۳۰

جمال صوفیه
تحلیلگر حوزه فاوا

۴ مهر ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۵ دقیقه

ما هنوز دقیقا نمی‌دانیم هوش مصنوعی چگونه ساختار اقتصاد را دگرگون خواهد ساخت. آیا این فناوری به رشدی بی‌سابقه منجر خواهد شد؟ یا به بیکاری گسترده؟ یا شایدم به هیچ‌کدام و  ممکن است کلا منجر به مسیری دیگر شود؟ چگونه می‌توانیم این آینده را ارزیابی کنیم؟

تیم اقتصاد شرکت آنتروپیک، الگویی تحلیلی طراحی کرده است تا چگونگی تاثیر هوش مصنوعی بر مشاغل، رشد اقتصادی و نرخ بیکاری در ایالات متحده را در سال‌های پیش‌رو بررسی کند.

ما چگونگی بازآفرینی اقتصاد توسط هوش مصنوعی را مطالعه می‌کنیم، زیرا متعهدیم اطمینان حاصل کنیم که این گذار تاریخی برای کل جامعه، از جمله نیروی کار، سودمند خواهد بود. با ایجاد چشم‌اندازی روشن‌تر از آینده‌های اقتصادی محتمل، می‌توانیم گام‌هایی عملی برداریم تا مطمئن شویم همگان از مزایای آن بهره‌مند می‌شوند.

در حالی که «شاخص اقتصادی» ما چگونگی به‌کارگیری هوش مصنوعی را در حال حاضر در سراسر اقتصاد می‌سنجد، این کاوشگر سناریوها، بر آینده تمرکز دارد. این ابزار بر پایه گزارش فنی ما با عنوان سناریوهای اقتصادی برای هوش مصنوعی تحول‌آفرین (کورینِک و همکاران، ۲۰۲۶) طراحی شده است و این امکان را فراهم می‌سازد تا درکی شفاف از سیمای اقتصاد، همزمان با رشد روزافزون قابلیت‌های هوش مصنوعی، به دست آورید.

در سناریوهایی که طیفی از «تداوم روند معمول کسب‌وکار» تا «اقتصادی که هوش مصنوعی نرخ رشد آن را به حدود ۲ برابر حد معمول می‌رساند» را شامل می‌شود، نرخ بیکاری در محدوده شاخص‌های تاریخی باقی می‌ماند و دستمزدها بسته به نوع صنعت، ثابت مانده یا افزایش می‌یابد. اما در سناریوهایی که رشد اقتصادی،  شتابی فراتر از هر زمان دیگری در تاریخ اقتصاد پیدا می‌کند، پیامدهای ناگواری بر دستمزدها و فرصت‌های شغلی دانش‌ورزان وارد می‌شود. در این سناریوها، جامعه در مجموع بسیار ثروتمندتر خواهد بود؛ از این رو، چالش اصلی این است که اطمینان حاصل شود منافع حاصل به صورتی عادلانه و فراگیر میان همگان توزیع می‌شود.

با مرور متن زیر، نمایی کلی از چگونگی تاثیر هوش مصنوعی بر اقتصاد را مشاهده خواهید کرد.

اقتصاد از وظایف کاری تشکیل شده است

این الگو تمامی مشاغلی را که افراد در سطح اقتصاد انجام می‌دهند، به صورت مجموعه‌ای از «وظایف کاری» یا تسک های کاری، بازنمایی می‌کند. هوش مصنوعی می‌تواند به افراد کمک کند تا یک وظیفه مشخص را بهتر یا سریع‌تر انجام دهند؛ می‌تواند آن وظیفه را به طور کامل خودکار (اتوماتیک) کند؛ ممکن است هیچ تاثیری بر آن نداشته باشد؛ و همچنین می‌تواند به پیدایش وظایف کاری جدیدی بینجامد.

پاسخ به این پرسش کلیدی، به نحوه تاثیر هوش مصنوعی بر تمامی وظایفِ سازنده‌ی کلِ اقتصاد، وظایف جدیدی که خلق می‌کند و سرعت واگذاری این امور به هوش مصنوعی بستگی دارد. آیا هوش مصنوعی بیشتر به «تکمیل و تقویت وظایف انسانی» منجر می‌شود یا به «خودکارسازی و اتوماسیون کامل» آنها؟ این فناوری تا چه میزان بهره‌وری ما را افزایش خواهد داد؟ شاغلان و بنگاه‌های اقتصادی با چه سرعتی آن را به کار خواهند گرفت؟ پاسخ این پرسش‌ها تاثیر مستقیمی بر تولید ناخالص داخلی(GDP)، بازار کار و سهم نیروی کار از کیک درآمد ملی دارد.

آینده‌های محتمل متعددی وجود دارد، اما ما سه سناریوی کلیدی را برجسته می‌کنیم

مسیر آینده به چگونگی پیشرفت قابلیت‌های هوش مصنوعی و نحوه پذیرش و به‌کارگیری این قابلیت‌ها از سوی صنایع و نیروی کار بستگی خواهد داشت. سه سناریویی که در ادامه ارائه می‌شود، ابعاد و گونه‌های متفاوتی از این تاثیرگذاری را تصویر می‌کند.

در سناریوی خفیف، ردپای تاثیر هوش مصنوعی در داده‌های اقتصاد کلان به سختی قابل تشخیص است؛ اثر اقتصادی آن چیزی در حدود اثرگذاری ظهور اینترنت خواهد بود.

در سناریوی چشمگیر، هوش مصنوعی تاثیری گسترده‌تر از اینترنت یا حتی پیدایش شبکه راه‌آهن بر جای می‌گذارد.

و در سناریوی افراطی، هوش مصنوعی پیشرانِ شکل‌گیری اقتصادی کاملا دگرگون‌شده و بی‌سابقه می‌شود. وضعیتی که احتمالا ناشی از ظهور سامانه‌های هوش مصنوعی با قابلیت «خودبهبودبخشی بازگشتی» و نرخ بالای پذیرش هوش مصنوعی در سطح جامعه خواهد بود.

دستاوردهای اقتصادی محدود

در سناریوی خفیف، هوش مصنوعی کمابیش تاثیری مشابه با ظهور اینترنت دارد. این فناوری منافع اقتصادی واقعی و ملموسی به همراه می‌آورد، اما این منافع در محدوده هنجارهای تاریخی فناوری‌های نوظهور جای می‌گیرد و به صورت تدریجی محقق می‌شود.

انقلابی در مشاغل دانشی

در سناریوی چشمگیر، هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ توانایی انجام نصف تمامی فعالیت‌های حوزه دانش را داراست که بخش اعظم آن به صورت خودمختار انجام می‌شود. با این حال، فراگیری آن تمام این مشاغل را پوشش نمی‌دهد و بیشتر وظایف دانشی همچنان بدون هوش مصنوعی صورت می‌پذیرد. در این حالت، اقتصاد با سرعتی ۲ برابر نرخ معمول خود رشد می‌کند. دستمزد دانش‌ورزان افزایش نمی‌یابد، اما سایر گروه‌های شغلی شاهد رشد درآمد خود خواهند بود.

تحول عمیق اقتصادی

در سناریوی افراطی، بهره‌وری هوش مصنوعی در اکثریت قاطعِ وظایف دانشی، از انسان فراتر می‌رود. این فناوری تقریبا تمام این وظایف را به طور خودمختار انجام می‌دهد و أساسا هیچ وظیفه دانشی جدیدی برای انسان‌ها ایجاد نمی‌کند. تحقق این سناریو مستلزم وجود هوش مصنوعی با قابلیت خودبهبودبخشی بازگشتی است که با سرعتی بالا در تمامی حوزه‌های دانشی به کار گرفته شود.

با نفوذ و فراگیری هوش مصنوعی، نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی در آمریکا  به ۱۵ درصد در سال می‌رسد که باعث می‌شود حجم اقتصاد هر ۴.۵ سال یک‌بار ۲ برابر شود. در این حالت، ما به عنوان یک جامعه، بسیار ثروتمندتر از هر زمان دیگری در تاریخ خواهیم بود، اما تعداد بسیار کمتری از نیروهای کار در مشاغل دانشی اشتغال خواهند داشت و نرخ بیکاری از سطوح معمول در دوران‌های رکود اقتصادی نیز فراتر خواهد رفت.

 

https://pvst.ir/orl

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

✖ برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو