اعتبار مالیاتی قانون جهش به ۱۷.۲ همت رسید
اسفندیار اختیاری، معاون سیاستگذاری و توسعه معاونت علمی ریاستجمهوری، گفت: مجموع اعتبار مالیاتی تخصیصیافته در…
۸ مهر ۱۴۰۵
۹ مهر ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۱۰ دقیقه
تجربه محدودیت و قطعی اینترنت در سالهای اخیر نشان داده است که هر موج محدودیت، به گسترش ابزارهای گریز از سیاستهای حاکمیت منجر شده و اکنون استارلینک میتواند این معادله را پیچیدهتر کند. به این معنا که ممکن است در صورت تکرار بحرانی دیگر، راه حل مدیریت کشور، به جای قطع شبکه، قطع برق باشد. از همین رو معاون وزیر ارتباطات میگوید استارلینک آخرین میخ بر تابوت حکمرانی فضای مجازی جمهوری اسلامی است.
به گزارش پیوست، محمد حافظ حکمی، معاون فناوری، نوآوری و امور بینالملل وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، در نشست «آسیبشناسی ساختار و افقهای بازآرایی حکمرانی فضای مجازی کشور» به تحولات فضای مجازی در دهه ۹۰ و استفاده تدریجی مردم از ابزارهای گریز از سیاستهای حاکمیت پرداخت.
او گفت: «در دهه ۹۰ سلسله انتخاباتی در کشور داشتیم که نتایج آن برای همه غیرمنتظره بود. جریانهای سیاسی به جای پذیرش مسئولیت، به دنبال علت بودند و مهمترین دلیلی که پیدا کردند فضای مجازی بود. فرایند دوقطبیسازی و تعصب کورکورانه از همین نقطه شروع شد و همه موضوعات به دعوای صفر و صدی تبدیل شد. در نتیجه نتوانستیم وارد موضوع شویم و برای آن سیاستگذاری کنیم.»
او ادامه داد: «هرچند اتفاقات پیشرفتهای در حوزه فضای مجازی افتاده است، اما یکی از دلایلی که نتوانستیم این پدیده را آنطور که باید سیاستگذاری کنیم، ورود سیاستزده به این حوزه بود. در جمهوری اسلامی یکی از مهمترین مولفههای قدرت، قدرت مردم است. امنیت ملی در جمهوری اسلامی از افکار عمومی جدا نیست، اما نتوانستیم در همراهسازی مردم با سیاستهای کلان جمهوری اسلامی توفیق داشته باشیم.»
او با اشاره به اینکه در اندیشه امام شهید، نگاه توسعهای به شبکه ملی اطلاعات وجود دارد و این شبکه یک ابرپروژه توسعهای است، ادامه داد: «بحث این است که ما در مساله فضای مجازی میخواهیم ایجابی وارد شویم یا سلبی. کسانی که توان اجرا دارند، ایجابی وارد میشوند و کسانی که خودشان را ناتوان میبینند، با رویکرد سلبی وارد میشوند.»

حکمی با اشاره به بحرانهای سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ ادامه داد: «تمام اعمال حکمرانی در سال ۱۳۹۶ این بود که یک پلتفرم را برای حدود دو هفته مسدود کنیم تا آرامش به کشور برگردد. اما در سال ۱۳۹۸ دیگر نتوانستیم این کار را انجام دهیم و مجبور شدیم اینترنت را قطع کنیم. چون در سال ۱۳۹۷ یک سکوی پرطرفدار را بدون کارشناسی و بدون رعایت ساختار نهادی درست، در مرکز تخصصی خودش بستیم و اولین موج ابزارهای گریز از سیاستهای حاکمیت ایجاد شد. این موج آنقدر گسترده شد که ما را به سمت بستن کل شبکه برد.»
او اضافه کرد: «چون همان سطح از محدودیت را نگه داشتیم، در سال ۱۴۰۱ نیز با همان سیاستهای قبلی از بحران عبور کردیم و این موضوع موجب شد ابزارهای گریز از حاکمیت در میان حدود ۷۵ درصد کاربران عمومی و بیش از ۹۰ درصد اقشار جوان، تاثیرگذار و فعال ایجاد شود. با عدم بازگشاییها، همین مساله باعث شد در سال ۱۴۰۴ حتی مجبور شویم پیامک را هم قطع کنیم و پریز ارتباطات را بکشیم.»
حکمی ادامه داد: «اگر این روند ادامه پیدا کند و بحران دیگری در کشور ایجاد شود، ناچار به قطع برق خواهیم بود. چرا که موج بعدی ابزارهای گریز از اعمال حکمرانی حاکمیت در فضای مجازی، دیگر مبتنی بر شبکه نیست و مبتنی بر استارلینک خواهد بود.»
به گفته او همزمان با فراگیری استارلینک، دلسوزان زیادی میگویند استارلینک آخرین میخ بر تابوت حکمرانی جمهوری اسلامی خواهد بود و چیزی برای حکمرانی باقی نخواهد ماند. به باور من شدیدترین شکل استعمار شاید استارلینک باشد.
حکمی با اشاره به ابعاد فنی استارلینک گفت: «وقتی از استارلینک صحبت میکنیم، درباره ۱۳ هزار ماهواره صحبت میکنیم که ۱۶۰۰ تای آن فید شده است و این تعداد از مجموع ماهوارههای چین، هند، روسیه و اروپا بیشتر است.»
او تاکید کرد: «اگر نتوانیم نیازهای جامعه را تامین کنیم، یک شبکه فاقد تبعیض، حکمرانیپذیر، مقرونبهصرفه، حامی خانواده و حافظ حریم خصوصی ایجاد کنیم و در عین حال شبکهای مروج فرهنگهای ایرانی و اسلامی داشته باشیم که تنگنظر هم نباشد، هیچ چیزی از حکمرانی ما باقی نخواهد ماند. بنابراین مساله امروز ما نه ساختار، بلکه این است که قرار است به کدام سمت برویم.»
محمدصادق فراهانی، معاون حقوقی و امور مجلس مرکز ملی فضای مجازی، نیز در بخشی دیگر از این نشست گفت: «به نظر میرسد اصلیترین چالش، سه مساله جدی در ساختار فضای مجازی کشور بوده که اخیرا با اتفاقاتی که افتاده، تشدید شده است.»
او ادامه داد: «مساله اول، تعدد نهادی است. بعد از اینکه رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۰ حکم تشکیل شورای عالی فضای مجازی را صادر کردند و حتی در حکم بعدی تاکید کردند که تمامی نهادهای موازی شورای عالی فضای مجازی منحل شوند، در دولتهای متعدد شاهد ایجاد ساختارهای جدید از سوی مقامات تصمیمگیری هستیم. کارگروه ویژه اقتصاد دیجیتال، ستاد افتا، ستاد هوش مصنوعی، ستاد ویژه راهبری شبکه ملی اطلاعات و ستاد ویژه ساماندهی فضای مجازی از جمله این ساختارها هستند. یک اشتهای ویژه در دولتها برای تعدد و تکثر نهادها و ساختارها وجود دارد و این مساله جدی است.»

فراهانی دومین چالش را همپوشانی صلاحیتها دانست و گفت: «یک زمان شما نهادی دارید، اما تقسیم کار مشخص است و هر کسی میداند در چه حوزهای چه فعالیتی باید انجام دهد. متاسفانه در اینجا با چالش ساختاری دوم هم مواجه هستیم. برای مثال، موازی با کمیسیون عالی تنظیم مقررات، در زمان آقای دکتر فیروزآبادی کارگروه ویژه اقتصاد دیجیتال شکل گرفت.»
او اضافه کرد: «مساله سوم و چالش کلیدی، تشتت راهبردی است. ممکن است تعدد نهادی و همپوشانی صلاحیتی وجود داشته باشد، اما اگر راهبردها یکی باشد، برای نظام و سیستم حکمرانی مشکل ایجاد نمیشود. در حالی که میبینیم مثلا در ساحت تصمیمگیری، شورای عالی امنیت ملی درباره نحوه مدیریت اینترنت در شرایط جنگ تصمیم میگیرد، اما ستاد راهبری فضای مجازی مصوبه شورای عالی امنیت ملی را نقض میکند.»
به گفته فراهانی این شرایط در حالی است که از نظر اسناد بالادستی هیچ نقصی در این حوزه وجود ندارد. او اضافه کرد: «از صدر تا ذیل نظام حقوقی، از سیاستهای کلی نظام و احکام رهبری گرفته تا قانون اساسی، مصوبات شورای عالی امنیت ملی، مصوبات شورای عالی فضای مجازی و قانون برنامه، تعیین تکلیف شده است.»
او ادامه داد: «به عبارت بهتر، استهزای نظام عمومی اتفاق افتاده و این اشتها نیز توقفناپذیر است. بنابراین تا زمانی که چالش ساختاری در حکمرانی فضای مجازی را تعیین تکلیف نکنیم، همچنان در حوزههای دیگر اقتصادی و امنیتی دچار چالش خواهیم بود.»
فراهانی در پایان گفت: «در دولت جمهوری اسلامی ارادهای برای حکمرانی قانونمند در فضای مجازی وجود ندارد. این وظیفه قوه قضاییه است که اگر نهاد اجرایی کشور نتواند کار خود را خوب انجام دهد، ورود پیدا کند.»
ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی، گفت: «من فضای مجازی را ادامه نظام سرمایهداری میبینم. این فضا ابتدا به عنوان بازاری برای تحول در نظام سرمایهداری شکل گرفت، اما پس از ۱۱ سپتامبر و با نقش پلتفرمها در خدمترسانی به نظام امنیتی آمریکا، از یک پدیده اجتماعی و اقتصادی به یک پدیده امنیتی تبدیل شد. در ادامه نیز مفاهیمی مانند قدرت نرم، قدرت سایبری و امنیت سایبری در این فضا شکل گرفت و با ظهور هوش مصنوعی، تحول دیگری در حوزه امنیت سایبری در پیش است.»
او با اشاره به تحول رویکرد شورای عالی فضای مجازی ادامه داد: «در فرمان دوم تشکیل شورا، در کنار جنبه امنیتی، موضوع توسعه نیز به شکل جدی مطرح شد و از آنجا بحث شبکه ملی اطلاعات و نگاه ایجابی در کنار نگاه سلبی شکل گرفت.»
فیروزآبادی یکی از اشکالات اساسی حکمرانی فضای مجازی را ضعف دولت دانست و گفت: «شورای عالی فضای مجازی با وجود تاکید رهبری، هنوز جایگاه مشخصی در نظام حکمرانی کشور ندارد. شورا نه نظام بودجهای مشخصی دارد، نه امکان جریمه و حکم قضایی و قانونگذاری در حوزههای حقوقی و جزایی را دارد. رابطه شورا با دولت نیز به دلیل تناسب نداشتن ظرفیت اعضای شورا با نقش دولت، با مشکل مواجه است.»

به گفته او ما در حکمرانی کلان کشور با مساله بیقدرتی مواجهیم و باید به تقویت دولت در حوزه فضای مجازی توجه کنیم.
فیروزآبادی با اشاره به تغییر ماهیت مسائل فضای مجازی گفت: «مساله ما دیگر پلتفرم نیست. از پلتفرم عبور کردهایم و امروز با پلتفرمهای هوشمند، هوش مصنوعی، الگوریتمها و مدلها مواجهیم. در کنار نگاه امنیتی، نگاه اخلاقمحور نیز در سیاستگذاری هوش مصنوعی در اروپا و آمریکا تقویت شده و مداخله دولتها در این حوزه افزایش یافته است.»
به باور او ما باید به تقویت دولت در فضای مجازی و تقویت جایگاه شورای عالی فضای مجازی در نظام قدرت توجه کنیم.
فیروزآبادی با اشاره به اینکه در ساختار فعلی کشور نمیتوان تنظیمگری شبکهای را با رویکرد همنوایی ایجاد کرد، گفت: «رویکرد اختلافی در سیاستگذاری و تنظیمگری فضای مجازی پیشاپیش شکستخورده است. باید بنا را بر همنوایی بگذاریم و ساختار حکمرانی کشور را اصلاح کنیم.»
او در پایان، ضعف فهم و ظرفیت اجرایی را از موانع حکمرانی فضای مجازی دانست و گفت: «هم فهم ما از فضای مجازی کامل نبوده و هم ظرفیت پیادهسازی نداشتهایم. بنابراین باید ظرفیتسازی را فراتر از خود فضای مجازی در کشور دنبال کنیم.»
احسان کیانخواه، دبیر سابق شورای اجرایی فناوری اطلاعات، نیز در بخشی دیگر از این نشست گفت: «اگر قرار است درباره فضای مجازی کار کنیم، باید بگوییم مجموعه فناوریهایی که دارند عالم جدیدی را خلق میکنند و وقتی به فضای مجازی به مثابه عالم نگاه کنیم، در مورد تدوین یک نظام جامعه جدید حرف میزنیم. بنابراین نیازمند تدبیری منسجم هستیم که مبتنی بر نگاه تمدنی و عمیق به مسئله جامعه باشد.»
او ادامه داد: «ما صرفا تدبیر فناوری نمیکنیم. مساله اصلی، خلق جدیدی در تعاملات انسانی است که قرار است شکل بگیرد و این خلق جدید باید در سیطره انقلاب اسلامی باشد. وقتی وارد شورا میشویم، باید از این منظر به موضوع نگاه کنیم.»

کیانخواه با اشاره به پیوستگی حوزههای مختلف فضای مجازی گفت: «از سوی دیگر، وقتی درباره فضای مجازی صحبت میکنیم، باید فضای مجازی را به مثابه یک عالم به هم پیوسته ببینیم که سیاستگذاری در یک موضوع به سرعت در دیگر حوزهها تاثیر میگذارد. بنابراین اگر قرار است درباره فضای مجازی صحبت کنیم، حتما باید در لایه قدرت و سیاست صحبت کنیم.»
کیانخواه در نقد صحبتهای حکمی درباره استارلینک نیز گفت: «تهدید بودن استارلینک، به معنای رها کردن فضای مجازی نیست. آن چیزی که ما از شورا توقع داریم، ایجاد ظرفیتی برای سیاستگویی، گفتوگو و اجماعی است. با این وجود مرکز ملی فضای مجازی نتوانسته فضای گفتوگو با دولت را شکل دهد که به سمت همگرایی برود.»