صبح یک روز سرد در آوریل سال ۱۸۴۹، یک جوینده طلا در رودخانه بسیار سردی در کالیفرنیا خم میشود و درحالیکه انگشتانش بیحس شده، بهدنبال تکههای طلا میگردد. او همهچیز خود را پای این لحظه گذاشته، از پسانداز خود و خانهاش در سوی دیگر آمریکا گرفته تا حتی آینده خانوادهاش؛ فقط به خاطر داستانهای یکشبه ثروتمندشدن در کالیفرنیا که او را به وسوسه انداخته است. حالا میرویم به سال ۲۰۲۵: زن جوانی در آپارتمانی کوچک دهمین ویدئوی یوتیوب خود را منتشر میکند با این امید مشابه که این ویدئو سکوی پرتابش شود. طی قرنها موقعیت و ابزارها دستخوش تغییر شده اما رویا همان است که بود: رسیدن به ثروت و رفاه از راهی که احتمال موفقیت آن بسیار اندک است. ظهور اقتصاد خلق محتوای دیجیتال (Digital Creator Economy) در دنیای امروز به تب طلای مدرن میماند که هدف از آن نه دستیابی به پیشرفتهای آهسته و پیوسته، بلکه رویای سرمستکننده رسیدن به موفقیتی است که زندگیتان را زیرورو کند. درست مانند سال ۱۸۴۹ که سیلی از جویندگان ثروت بهرغم اندکبودن احتمال موفقیتشان به غرب آمریکا هجوم بردند، امروزه نیز میلیونها تولیدکننده محتوا با هدف رسیدن به شهرت در فضای مجازی و ثروت، به یوتیوب، تیکتاک و اینستاگرام هجوم میآورند. آنهایی که واقعاً موفق میشوند اندکاند و خیالپردازهای امیدوار فراوان. در اینجا با اکوسیستمی روبهرو هستیم که از فروش رویایی که اغلب دستنیافتنی است سود زیادی میبرد. رویای یکشبه ثروتمندشدن تب طلا از آرمان آمریکایی «ثروت خودساخته» نشأت میگرفت. در اواسط قرن نوزدهم هزاران نفر از مردم زندگی عادی خود را رها کردند و عازم غرب وحشی شدند. آنها مطمئن بودند اگر شانس یارشان باشد، میتوانند فوراً به ثروت برسند. گاریهای سرپوشیده که جادههای کالیفرنیا را بند آورده بود مملو از کشاورزان، کاسبان و کارمندان سابقی بود که همگی یکشبه تبدیل به معدنچی شده بودند. این شور و هیجان امیدوارانه کاملاً...