زمری احمدی، کارمند یک سازمان مردمنهاد آمریکایی، در روزی که زندگیاش به پایان رسید، تحت نظر یک پهپاد شکارچی بود که از راه دور در آسمان شهر کابل پایتخت افغانستان هدایت میشد. احمدی راهی محل کارش شد و در حالی که برای انجام کارهای روزمره در شهر اینطرف و آنطرف میرفت، اپراتورهای پهپاد برای کشتنش برنامهریزی میکردند. انجام چند کار بیخطر مثل انتقال مخازن آب به درون خودرویش، این تصور را برای اپراتورها به وجود آورد که شاهد مقدمات شرورانه یک بمبگذاری انتحاری هستند. اپراتورهای پهپاد پس از ساعتها زیر نظر گرفتن احمدی، حکم اعدامش را صادر کردند و وقتی در راه برگشت به نزدیکی خانه رسید، یک موشک هلفایر (Hellfire) به سمت خودرو او شلیک کردند، آن هم زمانی که سه فرزند احمدی برای استقبال از پدرشان از خانه بیرون زده بودند. در این حمله که ارتش آمریکا تاکید داشت یک تروریست عضو داعش را هدف قرار داده، در مجموع ۱۰ نفر که همگی آنها غیر نظامی بودند جان خود را از دست دادند. مرگ احمدی و اعضای خانوادهاش با واکنش بیسابقه افکار عمومی مواجه شد. این حادثه اما در مقیاس وسیعتر طی دو دهه جنگهای پهپادی آمریکا، متاسفانه اتفاقی معمولی محسوب میشد. پهپادهای مسلح، اپراتورهای خود را به طرز بیسابقهای از خطر دور نگه میدارند. در عین حال، این پهپادها سوژههای خود را- چه نظامی و چه غیرنظامی- در برابر شکلی از خشونت قرار دادهاند که نه توان دفاع از خود را دارند و نه توان تسلیم. اپراتورهای پهپاد با رهایی از ماهیت دوسویه بودن جنگهای سنتی که در آن هر دو طرف جنگ جان خود را به خطر میاندازند، بیشتر به یک مامور اعدام بدل شدهاند: محاکمه کردن مردم آنسوی کره زمین بدون طی روند قانونی و اجرای حکم اعدام از راه دور. ایالات متحده آمریکا گرچه در این سبک از جنگها پیشگام بود، اما در استفاده...