skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

قبیله‌های ما؛ جزیره‌های من

۲۸ شهریور ۱۳۹۶

زمان مطالعه : ۲ دقیقه

شماره ۵۰

صحبت نکردن یکی از خصوصیات بارز زندگی روزمره است. البته این بدان معنا نیست که ما انسان‌هایی عملگرا هستیم و چندان تئوری‌پردازی نمی‌کنیم بلکه برعکس، بیشتر دوست داریم در مورد موضوعی حرف بزنیم تا آن را اجرایی کنیم. این امر در تمامی بخش‌های زندگی‌مان خودش را نشان می‌دهد، از زندگی خانوادگی گرفته تا کار و سیاست‌گذاری‌های کلان؛ مثلاً همه در مورد اینکه روابط خانوادگی باید چگونه باشد خوب سخنرانی می‌کنیم، اما بسیاری از ما هیچ‌کدام از حرف‌هایمان را اجرایی نمی‌کنیم. یا بسیار راحت در مورد همه چیز و جزئی‌ترین موضوعات و بی‌اهمیت‌ترین آنها با یکدیگر ساعت‌ها حرف می‌زنیم، اما حاضر نیستیم برای برطرف شدن یک مشکل یک کلمه با یکدیگر حرف بزنیم و به صورت مشارکتی مشکل را برطرف کنیم. یک «من» در شخصیت همه ما پنهان شده است.

این رفتار فردی در روابط میان سازمان‌ها نیز نمود یافته است، چرا که روابط بین سازمان‌ها را بی‌شک مدیران آن شکل می‌دهند. بسیار اتفاق افتاده است که پای صحبت مدیری نشسته‌ام و پس از مطرح کردن مشکلات پیش روی اجرای پروژه‌اش از او پرسیده‌ام که آیا با فلان سازمان یا وزارتخانه همکاری کرده‌اید؟ جواب بسیار مشخص است: خیر.

در همین مدت اخیر حداقل با چند موضوع اساسی مواجه شده‌ام که اجرایی شدن آن یا چگونگی اجرایش کل ساختار اقتصادی کشور را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، اما جالب اینجاست که وزارتخانه مربوطه یا قوه مورد نظر نخواسته بود بخش دیگری را به کمک بگیرد.

خبر بازنگری در قانون تجارت الکترونیکی شنیده می‌شود و برگزاری حداقل ۳۰ جلسه برای بازنگری در آن، اما اصلی‌ترین بخش در اجرایی کردن و مسئول مستقیم آن به هیچ‌کدام از آن جلسات دعوت نشده است. جالب این است که مرکز توسعه تجارت الکترونیکی مرتب با مرکز ملی فضای مجازی در ارتباط است و در جلسات مختلفی شرکت می‌کند، اما هیچ‌کدام از این جلسات مربوط به قانون تجارت الکترونیکی نبوده است.

از این دست اتفاقات بسیار است. نمونه دیگری که این روزها بسیار در مورد آن شنیده‌ایم راه‌اندازی مرکز ریشه است. همه بخش‌ها به‌ خاطر آن من بزرگ درون‌شان می‌خواهند برای خود مرکز ریشه مستقلی ایجاد کنند، اما هیچ‌کدام اطلاعات‌شان را با یکدیگر به اشتراک نمی‌گذارند تا لااقل از استانداردهای یکسانی پیروی کنند و در سال‌های پیش رو با مشکلی مواجه نشوند.

در بیشتر مواقع دوست نداریم صحبت کنیم، فقط دوست داریم به گونه‌ای عمل کنیم تا صورت‌مساله را پاک کنیم و مساله‌ای جدید تعریف کنیم. در اصل از گفت‌‌وگو گریزانیم و دوست داریم مسیر خود را برویم

این مطلب در شماره ۵۰ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۵۰ پیوست
دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/o9

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو