پروژه توسعه فیبر نوری را نمیتوان در زمره طرحهای نمایشی یا صرفاً تبلیغاتی به شمار…
۵ خرداد ۱۴۰۵
میزان روزهای قطعی اینترنت را اگر از خرداد سال گذشته تا امروز روی هم بگذاریم، معلوم میشود که ایران یکچهارم سال را در خاموشی اینترنت بهسر برده است.
در تمام این مدت، هر روز عدد تازهای از خسارتها منتشر شده است؛ از کاهش فروش و توقف صادرات گرفته تا تعدیل نیرو، افت سرمایهگذاری و مهاجرت نیروی انسانی. مدیران بخش خصوصی از خسارتهایی که قطعی اینترنت وارد کرده گفتهاند، برخی از مدیران دولتی بازگشت اینترنت به وضعیت عادی را وعده و فعالان اقتصاد دیجیتال بارها درباره تبعات ادامه این وضعیت هشدار دادهاند.
اما مساله اینجاست که به نظر میرسد اینترنت دیگر در حوزه اقتصادی تعریف نمیشود که خسارت اقتصادی بتواند بر سرنوشت آن اثر بگذارد. اینترنت از یک زیرساخت اقتصادی و توسعهای به موضوعی امنیتی تبدیل شده است و وقتی موضوعی امنیتی شود، تصمیمگیری درباره آن نیز از دست نهادهای اقتصادی، توسعهای و حتی تخصصی خارج میشود و در اختیار نهادهای امنیتی قرار میگیرد.
این بزرگترین تغییری است که طی ماههای گذشته روی داده است، تغییری که بسیار فراتر از کندی یا قطعی اینترنت است. در این وضعیت، دیگر پرسش اصلی این نیست که اختلال اینترنت چه میزان خسارت به کسبوکارها وارد میکند، بلکه باید پرسید آیا اصلاً زیان اقتصادی هنوز در تصمیمگیریها اهمیتی دارد؟
مشکل امنیتیشدن خود موضوع اینترنت نیست بلکه موضوع زمانی اهمیت مییابد که کل زیستبوم متصل به آن نیز بهتدریج از حالت اقتصادی خارج و امنیتی خواهد شد. اقتصاد دیجیتال، پلتفرمها، تجارت الکترونیکی، فینتکها، رسانههای آنلاین، زیرساختهای ابری و حتی استارتآپها دیگر فقط بازیگران اقتصادی نیستند، بلکه بهمرور در چارچوب ملاحظات امنیتی تعریف خواهند شد. نتیجه چنین روندی کاهش شفافیت، کاهش پاسخگویی و ازبینرفتن امکان مطالبهگری است.
در چنین فضایی دیگر کسی توضیح نمیدهد چرا پروژههای اقتصاد دیجیتال به نتیجه نرسیدهاند، چرا سرمایهگذاری کاهش یافته، چرا مهاجرت نیروی انسانی شدت گرفته یا چرا توسعه فناوری متوقف شده است. دیگر خبرنگاران کمتر میتوانند چرایی را مطرح کنند و حتی با مطرحکردن چرایی اتفاقات کسی به آنها پاسخ نمیدهد.
شاید مهمترین سوالی که در موقعیت فعلی باید از مدیران و سیاستگذاران پرسیده شود این است که آیا اینترنت در قالب یک زیرساخت اقتصادی تعریف خواهد شد و به جایگاه گذشته خود بازمیگردد یا اینکه همیشه به چشم موضوعی امنیتی به آن نگاه خواهد شد؟
تا زمانی که تکلیف این پرسش روشن نشود، صحبت از توسعه اقتصاد دیجیتال، جذب سرمایه، گسترش فیبر نوری، دولت هوشمند یا حتی حمایت از کسبوکارهای دانشبنیان، بیشتر شبیه ساختن ویترینی توسعهگرا روی زیرساختی است که منطق تصمیمگیری درباره آن دیگر اقتصادی نیست.