اینترنت؛ زیرساخت اقتصادی تا مساله امنیتی
میزان روزهای قطعی اینترنت را اگر از خرداد سال گذشته تا امروز روی هم بگذاریم،…
۵ خرداد ۱۴۰۵
پروژه توسعه فیبر نوری را نمیتوان در زمره طرحهای نمایشی یا صرفاً تبلیغاتی به شمار آورد. شواهد میدانی بهویژه در تهران نشان میدهد این بار، برخلاف بسیاری از وعدههای پیشین، اتصال واقعاً در حال گسترش است. تعدادی از کاربران به شبکهای دسترسی پیدا کردهاند که از نظر فنی، ظرفیت تغییر تجربه اینترنت در ایران را دارد.
اما این پروژه، درست در لحظهای که باید به نقطه بهرهبرداری برسد، با تناقضی بنیادین روبهرو شده است: اینترنت نیست.
کاربر ایرانی شاید بیش از هر زمان دیگری به اینترنت پرسرعت نیاز داشته باشد، اما آیا برای اینترنتی که خروجی آن محدود، ناپایدار و تا حدی پیشبینیناپذیر است، حاضر به پرداخت هزینه سنگین است؟
هزینه ورود به شبکه فیبر نوری امروز بهطرز محسوسی افزایش یافته است. قیمت مودمهای سازگار با این فناوری بسیار بالاست و کاربر فقط هنگامی حاضر به هزینهکرد خواهد بود که بتواند از آن به نحو احسن استفاده کند.
اگر کاربر با شبکهای مواجه باشد که در آن دسترسی به اینترنت بینالملل محدود، کیفیت اتصال دچار نوسان و تجربه استفاده از سرویسهای جهانی با اختلال همراه است، در عمل آنچه خریداری میکند «پهنای باند بالا برای یک دامنه محدود از خدمات» خواهد بود. در چنین شرایطی کاربری برای استفاده از این سرویس وجود ندارد زیرا کسی حاضر نیست بابت سرویسی که امکان دسترسی به اینترنت جهانی را ندارد هزینه هنگفتی بپردازد.
در اصل دولت از یک سو و اپراتورهای مجری این طرح از سوی دیگر با یک ریسک سیاستی مواجه هستند. پروژهای که با هدف افزایش کیفیت زندگی دیجیتال طراحی شده، اگر نتواند مصرفکننده را متقاعد کند، بهتدریج از یک مزیت رقابتی به یک بار مالی تبدیل خواهد شد؛ شبکهای گسترده، با ظرفیت بالا، اما با ضریب استفاده پایین.
نکته کلیدی این است که فیبر نوری، بهخودیخود ارزش تولید نمیکند؛ ارزش آن از دل «کاربرد» بیرون میآید. و کاربرد، تابع مستقیم کیفیت دسترسی، آزادی استفاده و پایداری خدمات است.
با این تفاصیل، ادامه توسعه فیبر نوری بدون حل مساله دسترسی بهمعنای گسترش زیرساختی است که مصرفکنندهای برای آن وجود ندارد. اگر سیاستگذار نتواند این شکاف میان «اتصال» و «اینترنت» را پر کند، پروژهای که قرار بود موتور توسعه ارتباطی کشور باشد، بهسادگی میتواند به یکی از پرهزینهترین نمونههای شکست در سیاستگذاری دیجیتال تبدیل شود.