skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

زندگی‌ام را به اشتراک نمی‌گذارم

۲۵ شهریور ۱۳۹۴

زمان مطالعه : ۳ دقیقه

شماره ۱۲

من یک روزنامه‌نگارم، آن هم نه روزنامه‌نگاری که در حوزه فرهنگ و سینما یا اقتصاد کار می‌کند. حوزه تخصصی من آی‌تی است. بیشتر مخاطبانم که با کارم آشنا می‌شوند انتظار دارند آخرین فناوری‌های روز دنیا را بشناسم و بعد از آن دنبال من در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی می‌گردند. همیشه می‌پرسند «در فیس‌بوک که هستید؟» وقتی با جواب منفی من مواجه می‌شوند می‌گویند:«شما چرا؟ شما که باید این فضا را کاملا بشناسید و اصلا بخشی از کار شماست؟» این حرف آنان و انتقادشان را قبول دارم، به خاطر عضو نبودنم بسیاری از مواقع دیرتر از سایرین از اخبار مطلع می‌شوم یا اگر به من بگویند فلان خبر در فیس‌بوک یا در فلان شبکه اجتماعی منتشر شده باید از کسی بخواهم آن را برایم جای دیگری ذخیره یا در نهایت ایمیل کند.
اما من چرا عضو فیس‌بوک نشدم؟
دوست ندارم هر جا می‌روم به تمام دنیا اعلام کنم که کوله‌بار خود را بسته‌ام و به فلان شهر یا فلان کشور سفر کرده‌ام و برای اثبات ادعای خود عکسم را نیز ضمیمه‌اش کنم. اگر به مسافرت می‌روم فقط برای لذت بردن از آن می‌روم، هنوز برایم جا نیفتاده است که بخواهم به همه عالم اعلام کنم من روزهای خوش یا غم انگیزی را پشت سر گذاشته‌ام . چندان علاقه‌ای به کسب اطلاعاتی که تاثیری در زندگی روزمره‌ام ندارد، ندارم. دوست ندارم بدانم فلانی با چه کسانی مشکل دارد و از چه کسانی خوشش می‌آید، دوست ندارم بدانم با کدام یک از دوستانش صمیمی‌تر است و چگونه پاچه‌خواری رئیسش را می‌کند. ترجیح می‌دهم اطرافیانم را به همان اندازه‌ای که آنها دوست دارند بشناسم نه بیشتر و نه کمتر. همچنین دوست ندارم دیگران لایه‌هایی از شخصیت من را بشناسند که دوست ندارم به همه نشان دهم. طبیعی است که من در محیط کارم با محیط خانواده‌ام متفاوت هستم. دوست ندارم دوستانم بدانند که من در خانه چگونه زندگی می‌کنم یا دوست ندارم خانوده‌ام از دوستانم انتقاد کنند. چندان علاقه‌ای به پیدا کردن یا خبر گرفتن از صدها دوستی که شاید فقط برایم پیام تبریک سال نو یا تبریک تولد می‌گذارند، ندارم. دوست دارم فقط با کسانی در ارتباط باشم که واقعا دوست‌شان دارم و اگر چند روزی نبینم‌شان دلم برایشان تنگ می‌شود و این دلتنگی برایم به اندازه‌ای است که ترجیح می‌دهم صدایشان را بشنوم. گذاشتن آیکون دلتنگی یا نوشتن دلم برات تنگ شده یا ‌ I miss you برایم کافی نیست. اگر کسی در عرض یک سال هیچ سراغی از من نگرفت یا من سراغی از او نگرفتم دلیلی ندارد تولدم را تبریک بگوید یا من برای تبریک سال نو به او زنگ بزنم. از سویی محمدجواد ظریف یا اوباما نیستم تا تصمیمات و زندگی شخصی‌ام پر از اتفاقات هیجان‌انگیز و تصمیمات مخاطره‌آمیز باشد یا ستاره سینما نیستم که افراد دوست داشته باشند در موردم بیشتر بدانند. من یک آدم عادی هستم با خواسته‌ها و نیازهای معمولی، پس چندان تفاوتی با دیگران ندارم تا بخواهم دانسته‌ها و زندگی خصوصی‌ام را با آنها به اشتراک بگذارم. با وجود اینکه در این فضا کار می‌کنم هنوز نمی‌توانم خود را مجازی بدانم، هنوز این فضا برایم تعریف کامل و درستی ندارد، حریم خصوصی‌ام را در این فضا نمی‌شناسم و بلد نیستم از آن محافظت کنم. اگر صحبت کردن در مورد زندگی شخصی یا احوالاتم در دنیای واقعی بخشی از حریم خصوصی‌ام است، حتما در دنیای مجازی هم چنین است؛ پس چگونه آنان را با کسانی که حتی ندیدم‌شان به اشتراک بگذارم؟

این مطلب در شماره ۱۲ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۲ پیوست
دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/1qu

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو