skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

اخبار

سمیرا ابراهیم‌نیا نویسنده میهمان

اینترنت دو بار فروخته می‌شود؛ اقتصاد پنهان فیلترشکن

سمیرا ابراهیم‌نیا
نویسنده میهمان

۲۷ خرداد ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۱۰ دقیقه

بازاری که نه مجوز دارد، نه آمار رسمی و نه حتی نامی در طبقه‌بندی‌های اقتصادی، امروز به یکی از بزرگ‌ترین کسب‌وکارهای پنهان ایران تبدیل شده است. در شرایطی که بیش از ۸۰ درصد کاربران اینترنت برای دسترسی به بخش مهمی از خدمات و پلتفرم‌های آنلاین به فیلترشکن نیاز دارند، بازاری چندمیلیونی شکل گرفته که از فروش دوباره «دسترسی» درآمد کسب می‌کند. بازاری که نه حاصل یک نوآوری فناورانه، بلکه محصول مستقیم محدودیت‌های اینترنتی است و هرچه دامنه فیلترینگ و اختلال گسترده‌تر می‌شود، بزرگ‌تر و سودآورتر می‌شود.

اگر استارت‌آپ را پاسخی مقیاس‌پذیر به یک نیاز گسترده بدانیم، بازار فیلترشکن‌ها بسیاری از ویژگی‌های یک کسب‌وکار بزرگ را دارد؛ از مشتریان پرتعداد و درآمد تکرارشونده گرفته تا رقابت شدید، نوآوری فنی و سازگاری سریع با تغییرات محیطی. با این تفاوت که این بازار برای حل یک مسئله تازه شکل نگرفته، بلکه برای جبران یک اختلال مزمن رشد کرده است.

بر اساس پیمایش ملی انجمن تجارت الکترونیک تهران و ایسپا، ۸۲.۴ درصد کاربران اینترنت در ایران برای استفاده از اینترنت به فیلترشکن نیاز دارند. این رقم نشان می‌دهد فیلترشکن به یکی از ملزومات دسترسی عادی به اینترنت تبدیل شده است. در همین گزارش، ۹۳.۸ درصد جوانان زیر ۳۰ سال و حتی ۳۰ درصد کودکان و نوجوانان نیز از فیلترشکن استفاده می‌کنند یا به آن دسترسی دارند؛ آماری که نشان می‌دهد اقتصاد فیلترشکن‌ها دیگر یک پدیده موقت نیست، بلکه به بخشی از واقعیت ساختاری اینترنت در ایران تبدیل شده است.

وقتی دسترسی دوباره فروخته می‌شود

در بسیاری از کشورها اینترنت زیرساختی عمومی تلقی می‌شود؛ چیزی شبیه برق، آب یا حمل‌ونقل. خانوار و بنگاه اقتصادی هزینه دسترسی را می‌پردازند و انتظار دارند به اینترنت جهانی متصل باشند. اما در ایران، بخشی از همین دسترسی به کالایی ثانویه تبدیل شده است: کاربر ابتدا هزینه اینترنت را می‌دهد و بعد برای دسترسی به بخش مهمی از همان اینترنت، دوباره پول پرداخت می‌کند.

در این وضعیت، فیلترشکن یک «هزینه اجباری دسترسی» است. این هزینه برای برخی کاربران ممکن است ماهانه چند صد هزار تومان باشد و برای برخی کسب‌وکارها، با توجه به تعداد کارکنان، دستگاه‌ها و نیاز به پایداری اتصال، بسیار بیشتر. آنچه در ظاهر خرید یک اپلیکیشن یا اشتراک ساده به نظر می‌رسد، در مقیاس کلان به بازاری بزرگ و مداوم تبدیل می‌شود؛ بازاری که از محدودیت تغذیه می‌کند.

نکته مهم این است که تقاضای این بازار از جنس تقاضای لوکس یا تفریحی نیست. بسیاری از کاربران برای ارتباطات کاری، آموزش، فروش، بازاریابی، ارتباط با مشتری، دریافت خدمات بین‌المللی، استفاده از شبکه‌های اجتماعی و حتی دسترسی به منابع علمی به فیلترشکن نیاز دارند. به همین دلیل، این بازار با حذف یک برند یا مسدود شدن یک پروتکل از بین نمی‌رود؛ فقط شکل عرضه آن تغییر می‌کند.

بازاری که شناسنامه ندارد

در اقتصاد رسمی، هر بازار بزرگ معمولاً ردی از خود به جا می‌گذارد: شرکت‌های ثبت‌شده، اظهارنامه مالیاتی، گزارش عملکرد، نیروی انسانی رسمی، گردش مالی قابل اندازه‌گیری و مسیرهای مشخص پرداخت. اما بازار فیلترشکن‌ها عمدتاً در حاشیه اقتصاد رسمی فعالیت می‌کند. فروش آن در کانال‌ها، گروه‌ها، سایت‌های موقت، شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات فردبه‌فرد انجام می‌شود. بخشی از پرداخت‌ها ریالی است، بخشی ارزی، بخشی از طریق واسطه‌ها و بخشی با روش‌هایی که ردیابی رسمی دشوار دارند.

ششمین گزارش انجمن تجارت الکترونیک تهران نیز در بررسی بازار فیلترشکن‌ها نشان می‌دهد با مجموعه‌ای متنوع از بازیگران طرفیم؛ از اپلیکیشن‌های رایگان تا فروشندگان خرد و عمده. در این گزارش آمده است که ۵۵ درصد مخاطبان اعلام کرده‌اند از اپلیکیشن‌های عمدتاً رایگان استفاده می‌کنند. همین تنوع نشان می‌دهد بازار فیلترشکن‌ها یک بازار تک‌لایه نیست؛ بلکه زنجیره‌ای از عرضه‌کنندگان، واسطه‌ها، فروشندگان، تبلیغ‌کنندگان و تأمین‌کنندگان زیرساخت را در بر می‌گیرد.

پشت یک اشتراک ماهانه ساده، زنجیره‌ای چندمرحله‌ای قرار دارد: اجاره سرور در خارج از کشور، خرید یا توسعه پنل‌های مدیریتی، استفاده از پروتکل‌های مختلف برای عبور از محدودیت، پشتیبانی کاربران، بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی، دریافت وجه، تمدید اشتراک و تغییر مداوم زیرساخت برای مقابله با اختلال‌ها و مسدودسازی‌ها. این زنجیره، هرچند در اقتصاد رسمی نامرئی است، اما از نظر اقتصادی واقعی است؛ هزینه دارد، نیروی انسانی مصرف می‌کند، پول جابه‌جا می‌کند و درآمد ایجاد می‌کند.

بازار فیلترشکن، محصول شکست دسترسی عادی

بازار فیلترشکن در خلأ شکل نگرفته است. این بازار محصول مستقیم وضعیتی است که در آن دسترسی عادی، پایدار و بدون تبعیض به اینترنت جهانی برای بخش بزرگی از کاربران ممکن نیست. هرچه دایره فیلترینگ گسترده‌تر شود، کیفیت اتصال کاهش یابد یا پلتفرم‌های پرکاربرد بیشتری مسدود شوند، تقاضا برای ابزارهای عبور از فیلترینگ افزایش می‌یابد.

به بیان دیگر، فیلترینگ یک بازار جانبی هم خلق می‌کند. این بازار از نگاه سیاست‌گذار ممکن است ناخواسته باشد، اما از نگاه اقتصادی کاملاً قابل پیش‌بینی است. وقتی میلیون‌ها نفر به کالایی نیاز پیدا کنند و مسیر رسمی دسترسی به آن بسته باشد، بازار غیررسمی شکل می‌گیرد.

در مورد فیلترشکن، تفاوت در این است که کالای مورد تقاضا خود «دسترسی» است؛ یعنی چیزی که باید بخشی از زیرساخت پایه اقتصاد دیجیتال باشد، به یک محصول قابل خریدوفروش تبدیل شده است.

اینستاگرام؛ نمونه روشن اقتصاد فیلترشده

برای درک ابعاد اقتصادی این وضعیت، کافی است به اینستاگرام نگاه کنیم. اینستاگرام در ایران فقط یک شبکه اجتماعی برای سرگرمی نیست. برای صدها هزار کسب‌وکار خرد، فروشگاه خانگی، تولیدکننده محتوا، مدرس، هنرمند و ارائه‌دهنده خدمات، این پلتفرم بخشی از زیرساخت فروش و بازاریابی است.

گزارش انجمن تجارت الکترونیک تهران تصریح می‌کند که اینستاگرام برای میلیون‌ها نفر به زیرساخت اصلی فروش خرد، اشتغال خانگی و درآمد روزمره تبدیل شده است. در همین گزارش، با استناد به برآوردهای پلتفرم پادرو، تعداد فروشگاه‌های فعال اینستاگرامی حدود ۷۰۰ هزار واحد و گردش مالی سالانه این اکوسیستم بین ۷۰ تا ۸۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است.

این عددها نشان می‌دهد فیلتر شدن یک پلتفرم، به معنای حذف اقتصاد آن نیست. در عمل، اقتصاد آن پلتفرم به‌جای خروج از زندگی کاربران، به اقتصاد فیلترشکن گره می‌خورد. کسب‌وکار برای فروش به مشتری باید در پلتفرم فیلترشده حضور داشته باشد؛ مشتری برای خرید باید به همان پلتفرم دسترسی پیدا کند؛ و هر دو طرف برای این ارتباط به ابزار واسطه نیاز دارند. در نتیجه، بخشی از هزینه مبادله در اقتصاد دیجیتال افزایش می‌یابد.

این هزینه فقط مالی نیست. ناپایداری اتصال، ناامن بودن برخی ابزارهای رایگان، کاهش سرعت، قطع‌ووصلی مداوم و خطر از دست رفتن ارتباط با مشتری همگی به هزینه‌های پنهان کسب‌وکار تبدیل می‌شوند. کسب‌وکاری که باید انرژی خود را صرف محصول، بازاریابی، کیفیت خدمات و رضایت مشتری کند، ناچار است بخشی از زمان و منابعش را صرف حفظ اتصال کند.

کیفیت اینترنت و شکل‌گیری دوگانگی دسترسی

بازار فیلترشکن‌ها فقط به فیلترینگ پلتفرم‌ها مربوط نیست؛ کیفیت عمومی اینترنت نیز در گسترش آن نقش دارد. اگر اینترنت کند، ناپایدار و پر از اختلال باشد، کاربران بیشتر به ابزارهایی روی می‌آورند که گمان می‌کنند اتصال بهتری فراهم می‌کند یا مسیرهای محدودیت را دور می‌زند.

گزارش ششم انجمن تجارت الکترونیک تهران، جایگاه ایران را از نظر کیفیت اینترنت ۹۷ از ۱۰۰ کشور اعلام کرده و ایران را در میان کشورهایی با بی‌کیفیت‌ترین اینترنت جهان قرار داده است. شاخص‌هایی مانند سرعت، تأخیر و اختلال در این گزارش مورد توجه قرار گرفته‌اند.

این رتبه پایین فقط یک عدد نیست؛ پیامد اقتصادی دارد. اینترنت بی‌کیفیت یعنی کاهش بهره‌وری نیروی کار، افزایش هزینه ارتباطات، اختلال در فروش آنلاین، کاهش کیفیت آموزش مجازی، افت رقابت‌پذیری استارتاپ‌ها و دشوارتر شدن تعاملات بین‌المللی. وقتی این وضعیت با فیلترینگ گسترده همراه شود، نتیجه آن شکل‌گیری نوعی «دوگانگی دسترسی» است: گروهی از کاربران با ابزارها، منابع و دانش بیشتر می‌توانند راه‌هایی برای دسترسی پیدا کنند؛ گروهی دیگر با اینترنت محدود، کند و ناقص باقی می‌مانند.

این دوگانگی فقط شکاف فنی نیست؛ شکاف اقتصادی و اجتماعی هم هست. کسی که دسترسی پایدارتر دارد، فرصت‌های بیشتری برای آموزش، درآمد، ارتباط و تجارت دارد. کسی که دسترسی محدودتری دارد، از بخشی از اقتصاد دیجیتال عقب می‌ماند. در چنین شرایطی، فیلترشکن از یک ابزار فنی به نوعی «رمز عبور اقتصادی» تبدیل می‌شود.

چرا این بازار حذف نمی‌شود؟

برخلاف تصور رایج، بازار فیلترشکن‌ها با مسدود کردن چند اپلیکیشن یا اختلال در چند پروتکل از بین نمی‌رود. دلیل آن تقاضا ساختاری است. وقتی بیش از ۸۰ درصد کاربران اعلام می‌کنند برای استفاده از اینترنت به فیلترشکن نیاز دارند، عرضه‌کنندگان همواره انگیزه اقتصادی کافی برای بازگشت به بازار خواهند داشت.

این بازار بسیار تطبیق‌پذیر است. یک نام حذف می‌شود، نام دیگری جای آن را می‌گیرد. یک پروتکل مختل می‌شود، پروتکل دیگری رواج پیدا می‌کند. یک کانال فروش بسته می‌شود، کانال دیگری فعال می‌شود. برندها در این بازار ممکن است کوتاه‌عمر باشند، اما خود بازار پایدار است؛ چون نیاز پشت آن پایدار است.

از سوی دیگر، پلتفرم‌های فیلترشده همچنان برای زندگی اقتصادی کاربران اهمیت دارند. وقتی صدها هزار فروشگاه فعال در اینستاگرام حضور دارند و گردش مالی سالانه این اکوسیستم ده‌ها هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود، تقاضا برای دسترسی به آن پلتفرم نیز باقی می‌ماند.

بنابراین بازار فیلترشکن فقط از کنجکاوی یا عادت کاربران تغذیه نمی‌کند؛ از نیاز اقتصادی، شغلی و ارتباطی آن‌ها تغذیه می‌کند.

هزینه فرصت یک اقتصاد معیوب

یکی از پیامدهای کمتر دیده‌شده اقتصاد فیلترشکن، خروج منابع از مسیرهای مولد است. بخش مهمی از زیرساخت این بازار بر سرورهای خارجی، پرداخت‌های بین‌المللی و ابزارهای فنی خارج از کشور متکی است. حتی اگر پرداخت نهایی کاربر به‌صورت ریالی انجام شود، در لایه‌های پشتی هزینه‌هایی وجود دارد که اغلب به ارز یا خدمات بیرونی وابسته‌اند.

از سوی دیگر، بخشی از توان فنی کشور به‌جای توسعه محصول، صادرات نرم‌افزار، بهبود زیرساخت، امنیت سایبری، هوش مصنوعی یا خدمات ابری، صرف طراحی و نگهداری ابزارهای عبور از محدودیت می‌شود. این توان مهندسی ارزشمند است، اما در شرایط فعلی بیشتر برای جبران یک مانع ساختاری مصرف می‌شود تا خلق ارزش افزوده پایدار.

به زبان اقتصاد، این وضعیت هزینه فرصت دارد. هر ساعت کاری که صرف پایداری یک مسیر دور زدن محدودیت می‌شود، می‌توانست صرف توسعه یک محصول رقابتی شود. هر مبلغی که برای دسترسی دوباره به اینترنت جهانی هزینه می‌شود، می‌توانست در مصرف، سرمایه‌گذاری، آموزش یا توسعه کسب‌وکار استفاده شود.

استارت‌آپی که برای جبران محدودیت ساخته شد

اگر بازار فیلترشکن را با تسامح یک استار‌ت‌آپ بدانیم، این استار‌ت‌آپ در نقطه‌ای متفاوت از اغلب کسب‌وکارهای فناوری ایستاده است. استار‌ت‌آپ‌‌ها معمولاً برای حل مسئله‌ای تازه، افزایش بهره‌وری یا خلق ارزش جدید شکل می‌گیرند. اما بازار فیلترشکن در ایران بیش از آنکه مولد ارزش باشد، محصول یک ناکارآمدی است؛ شکلی از اقتصاد که برای بازگرداندن دسترسی به سطحی که باید از ابتدا وجود می‌داشت، انرژی و پول مصرف می‌کند.

از همین رو، فیلترشکن‌ها را می‌توان آینه‌ای از وضعیت اقتصاد دیجیتال ایران دانست. هرچه این بازار بزرگ‌تر شود، لزوماً نشانه رشد فناوری نیست؛ می‌تواند نشانه عمیق‌تر شدن اختلال در دسترسی، افزایش هزینه مبادله و گسترش اقتصاد غیررسمی باشد.

بازار نامرئی

اقتصاد فیلترشکن‌ها در ایران دیگر پدیده‌ای حاشیه‌ای نیست. وقتی ۸۲.۴ درصد کاربران برای استفاده از اینترنت به فیلترشکن نیاز دارند، وقتی ۹۳.۸ درصد جوانان زیر ۳۰ سال از آن استفاده می‌کنند، وقتی حتی ۳۰ درصد کودکان و نوجوانان در معرض آن قرار دارند، و وقتی پلتفرمی مانند اینستاگرام با صدها هزار فروشگاه فعال و ده‌ها هزار میلیارد تومان گردش مالی همچنان بخشی از اقتصاد روزمره کشور است، دیگر نمی‌توان این بازار را نادیده گرفت.

پرسش اصلی این نیست که بازار فیلترشکن وجود دارد یا خیر. واقعیت آن است که این بازار وجود دارد، بزرگ است و فعال و میلیون‌ها کاربر دارد. پرسش اصلی این است که آیا می‌توان چنین بازاری را همچنان نامرئی نگه داشت و هزینه‌های آن را در محاسبات رسمی اقتصاد دیجیتال نادیده گرفت؟

https://pvst.ir/o9a

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو