«دیجیکارت» به سبد خدمات مالی دیجیپی اضافه شد
دیجیپی، از «دیجیکارت» بهعنوان جدیدترین محصول خود رونمایی کرد؛ کارتی که برای استفاده در خریدهای…
۵ خرداد ۱۴۰۵
۶ خرداد ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۸ دقیقه

قطعی اینترنت در روستاها؛ گاهی کل امکان حضور اقتصادی و آموزشی را از بین میبرد. حالا که از روز گذشته ۵ خرداد ماه اینترنت بینالملل دوباره در حال بازگشت است، اثر ماههای محدودیت و قطعی بیشتر از هر جا در مناطق دور از مرکز دیده میشود؛ جایی که اینترنت قرار بود فاصله تاریخی شهر و روستا را کمتر کند اما اختلالهای طولانی، دوباره همان شکاف را عمیقتر کرده است.
به گزارش پیوست، در روستاها اینترنت؛ زیرساخت معیشت، آموزش و دسترسی به بازار است. سه ماه محدودیت اینترنت، علاوهبر آسیب به کسبوکارهای خرد و آموزش مجازی، شکافی را که اینترنت تا حدی میان مرکز و پیرامون کاهش داده بود دوباره پررنگ کرد؛ شکافی که بیش از همه، روی شانههای زنان و جوانان روستایی سنگینی میکند.
قطع اینترنت در کلانشهرها زنجیره کسبوکارهای دیجیتال را مختل میکند و چرخه آموزش را آسیب میزند. حالا اگرچه اینترنت دوباره در حال اتصال است، اما تجربه ماههای گذشته نشان داد حذف یا محدودشدن اینترنت، همان شکافی را که قرار بود فناوری کاهش دهد، دوباره باز میکند؛ شکافی میان شهر و روستا، میان مرکز و حاشیه، میان کسانی که دسترسی پایدار دارند و کسانی که با هر بحران دوباره حذف میشوند.
در یکی از چادرهای عشایر بختیاری در ییلاق شوشتر، چند دانشآموز دور یک گوشی خاموش جمع شدهاند. گوشی آنتن دارد، اما اینترنت نه. یکی از دخترها گفت: «معلممون فایل فرستاده بود ولی دانلود نشد.» پسر نوجوان دیگری که امسال کنکور دارد، آرامتر حرف میزند: «اگر همینطور ادامه پیدا کند شاید مجبور شوم سال را دوباره بخوانم.» به گفته آنها، اینترنت کمک میکرد دانشآموزان برخی ویدئوهای آموزشی که به درسشان کمک میکرد را ببینند اما در هفتههای گذشته سادهترین دسترسیها به آموزش برایشان غیرممکن شده بود.
این فقط روایت چند دانشآموز عشایر نیست. در ماههایی که اینترنت در ایران دچار اختلال، محدودیت و قطعی شد، برای بسیاری از ساکنان روستاها و مناطق عشایری، اینترنت از یک فناوری ارتباطی به مسئلهای معیشتی، آموزشی و حتی هویتی تبدیل شد. مسئله فقط سرعت پایین یا نبود دسترسی نیست؛ مسئله این است که در شرایط بحران، نخستین گروههایی که از چرخه ارتباط حذف میشوند، همانهایی هستند که پیشتر هم در حاشیه بودهاند.
دسترسی نابرابر اینترنت برای بخشی از جامعه روستایی، زنان خانهدار، صاحبان کسبوکارهای خرد و دانشآموزان مناطق محروم، نوعی امکان اجتماعی ساخته بود؛ امکانی برای دیدهشدن، یادگیری، فروش و مشارکت اما محدودیتهای گسترده اینترنت نشان داد همین امکان حداقلی نیز چقدر شکننده است.
امیر پیشجو، همبنیانگذار «چولی قوزک»، کسبوکاری اجتماعی که بر بستر اینترنت شکل گرفته است به پیوست گفت: ما یک کسبوکار اجتماعی نوپا هستیم که فعالیتمان را بر مبنای اینترنت و فروش آنلاین بنا کردیم و تجربه فروش قبل از اینترنت را نداریم. بنای فروش ما اینترنت است اما بعد از قطعیهای اخیر، همهچیز تغییر کرده است. قطعی اینترنت برای ما مثل موشکی بود که به خانه کسبوکارمان برخورد کرد. عملا فلج شدیم و همچنان هم شرایط بسیار سختی داریم.
این فلجشدن فقط به کاهش درآمد ختم نشده است. «چولی قوزک» ماموریتی اجتماعی نیز داشته است؛ رساندن قصهها و آموزش به کودکان، خصوصا کودکان روستایی. پیشجو گفت که متاسفانه با قطعی اینترنت و کاهش درآمد، این ماموریت اجتماعی مجموعه هم دچار گسست شده است.
اینترنت برای بسیاری از کسبوکارهای روستایی، فقط بازار نبود؛ شبکهای اجتماعی بود که امکان اتصال به جهان بیرون را فراهم میکرد. پیشجو معتقد است اینترنت تا حدی توانسته بود فاصله تاریخی شهر و روستا را کاهش دهد. به گفته او، یکی از پیامدهای اینترنت همین کاهش شکاف شهر و روستا است. اینترنت امکان دسترسی عادلانه در زمینههای مختلف را فراهم کرده که این یکی از دلایل کم کردن این شکاف است. اما حالا تجربه ماههای گذشته نشان داده این شکاف چقدر سریع میتواند دوباره بازگردد؛ شاید حتی عمیقتر از قبل.
در همین خصوص مینا کامران، همبنیانگذار «روستاتیش» از تجربهای مشابه گفت. به اعتقاد او اینترنت برای بسیاری از زنان روستایی، نخستین امکان واقعی ورود مستقل به بازار بود. او گفت: دسترسی عموم به اینترنت باعث شده بود که برخی از نابرابریها کاهش پیدا کند و شکافی که بر اثر این نابرابریها مخصوصا در حوزه تجارت و کسبوکارها بهوجود آمده بود، مرتفع شود.
او در این خصوص مثال زد: وقتی یک زن در یک روستایی در ایران دسترسی به اینترنت دارد، میتواند از همان مسیر محصولاتش را بفروشد و همین به زندگی و پایداری معیشتش خیلی کمک میکند.
در بسیاری از روستاها، زنان پیش از اینترنت، به بازار مستقیم دسترسی نداشتند. فروش محصولاتشان وابسته به واسطهها، بازارهای محلی محدود یا شبکههای خانوادگی بود. شبکههای اجتماعی اما برای بخشی از این زنان، امکان تازهای ایجاد کرده بود؛ اینکه بدون خروج از روستا، مشتری پیدا کنند، تولیداتشان را نمایش دهند و درآمد مستقلی داشته باشند.
اما به گفته کامران، این امکان حالا در معرض نابودی قرار گرفته است. بعد از فیلتر شدن اینستاگرام شوک بزرگی برای کسبوکارهای خانگی بهوجود آمد اما به مرور این کسبوکارها در واتساپ یا حتی در همان اینستاگرام با فیلترشکن فعالیت میکردند. اما با قطعیهای اخیر اینترنت این شکاف بیشتر شده است.
او ادامه داد: بسیاری از افراد حتی دسترسی پایدار برای استفاده از اپلیکیشنهای داخلی ندارند و انتقال کسبوکارها به پلتفرمهای ایرانی هم عملا ساده نیست. برای فعالیت در اپلیکیشنهای ایرانی باید کلی زحمت بکشند. آن هم با هزینههای تبلیغاتی زیاد. مثلا ما برای روستاتیش به «بله» از دو ماه پیش تبلیغ دادیم، اما هنوز تبلیغ ما را منتشر نکردهاند.
در این میان، بحران اقتصادی نیز فشار مضاعفی ایجاد کرده است. به گفته او، کوچکتر شدن سبد خانوار باعث شده خرید محصولات محلی کاهش پیدا کند. شرایط اقتصادی مردم سخت و پیچیده شده است. خرید از این افراد خیلی کمتر شده است. همزمان هزینه مواد اولیه افزایش یافته و واسطهها دوباره نقش پررنگتری پیدا کردهاند. قیمت برخی مواد اولیه تا دو و نیم برابر افزایش پیدا کرده است. از طرفی دسترسی به اینترنت ندارند و همان خرید و فروش هم از بین رفته است.
او تاکید کرد که نتیجه میشود ضربه شدید به کسبوکارهای روستایی. کامران ادامه داد: این گروه قشر آسیبپذیر بودند و در هر بحران بیشترین آسیب را میدیدند اما حالا با جنگ، قطعی اینترنت و افزایش قیمت مواد اولیه، این ضربه چند برابر شده است.
در این میان، زنان بیش از دیگران آسیب دیدهاند. بسیاری از کسبوکارهای خانگی و صنایعدستی در روستاها توسط زنان اداره میشود؛ زنانی که حضور مستقیم در بازارهای شهری برایشان دشوارتر است و اینترنت برای آنها نوعی امکان استقلال اقتصادی ایجاد کرده بود. حالا با حذف این مسیر، دوباره وابستگی به واسطهها و شبکههای مردانه بازار افزایش یافته است.
کامران هشدار داد ادامه این وضعیت میتواند موج تازهای از مهاجرت ایجاد کند. اگر این وضعیت ادامهدار باشد مهاجرت قشر جوانی که در روستاها زندگی میکردند به شهر زیاد میشود.
این مسئله دقیقا در نقطه مقابل برخی نگاههای سیاستگذارانه قرار میگیرد؛ نگاههایی که معتقدند دسترسی روستاییان به اینترنت ضرورتی همسطح شهرنشینان ندارد. ایدهای که در ظاهر درباره مدیریت منابع یا اولویتبندی توسعه حرف میزند اما در عمل، نوعی بازتولید تبعیض دیجیتال است؛ اینکه بخشی از جامعه اساسا کمتر مستحق دسترسی تلقی شود.
در برابر این نگاه اما ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و عبدالکریم حسینزاده، معاون رئیسجمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم، اخیرا بر ضرورت حذف شکاف دیجیتال میان شهر و روستا تاکید کردهاند.
این موضعگیریها نشان میدهد حتی در سطح سیاستگذاری نیز نوعی تناقض وجود دارد؛ از یک سو اینترنت بهعنوان زیرساخت توسعه روستایی به رسمیت شناخته میشود و از سوی دیگر، محدودیتها و قطعیها همان زیرساخت را بیاثر میکند.
در برخی روستاها کلاس موسیقی، برنامهنویسی یا آموزش زبان وجود ندارد. اینترنت این خلا را تا حدی پر کرده بود. نوجوانی در یکی از روستاهای خوزستان میگوید قبلا آموزشهای برنامهنویسی را از یوتیوب دنبال میکرده اما در ماههای گذشته حتی باز کردن ویدئوها هم ممکن نبوده است.
برای بخشی از نسل جوان روستایی، اینترنت فقط تکنولوژی نبود؛ نوعی امکان رشد بود؛ اینکه بتوانند بدون ترک کامل جغرافیای خود، به مهارت و درآمد دسترسی پیدا کنند.
همین مسئله باعث شده بود برخی جوانان نگاه متفاوتی به ماندن در روستا پیدا کنند. امیر پیشجو گفت که وقتی جوانترها میبینند که با اینترنت میتوانند محصولات کشاورزی خود را بفروشند و با درآمد آن چرخ زندگی خود را بچرخانند، زندگی در روستا را ترجیح میدهند و انگیزهای برای ماندن دارند.
اما تجربه ماههای گذشته نشان داد تضعیف اینترنت، عاملی است که میتواند دوباره فاصله شهر و روستا را بیشتر کند. تجربه امروز روستاهای ایران نشان میدهد، حتی دسترسی ناپایدار و محدود نیز میتواند امکانهایی اجتماعی ایجاد کند و حذف همان امکان محدود، پیامدهایی گستردهتر از قطع یک سرویس ارتباطی داشته باشد.
شاید به همین دلیل است که قطعی اینترنت در شهر و روستا، تجربهای یکسان تولید نمیکند. در شهر، اختلال اینترنت ممکن است کیفیت زندگی را کاهش دهد؛ اما در بسیاری از روستاها، همان اختلال میتواند به حذف کامل فرد از چرخه اقتصادی و آموزشی منجر شود.