بنبست صیانت و بازخوانی ریشههای فرهنگی فیلترینگ در ایران
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۱۰ دقیقه
شماره ۱۴۴
ایران یکی از محدودترین اینترنتهای جهان را دارد که سختگیرانهترین سازوکار فیلترینگ را به کار گرفته است. این گزارش در پی آن است که با بهرهگیری از چارچوب نظری هافستد، لایههای فرهنگی زیربنایی این سیاستها را آشکار سازد. درحالیکه بسیاری فیلترینگ را صرفاً ابزاری سیاسی برای بقای قدرت میبینند، نگاهی عمیقتر به زیرساختهای جامعهشناختی نشان میدهد ریشههای کنترلگری دیجیتال در لایههای پنهان فرهنگی نهفته است. گزارش پیش رو با تکیه بر مدل مشهور ابعاد فرهنگی گرت هافستد، دنبال پاسخ یک پرسش بنیادین است: آیا مدل حکمرانی اینترنت در ایران، بازتابی از ارزشهای نهادینهشده در فرهنگ ملی ماست؟ سنجهای برای سنجش روح ملی مدل ابعاد فرهنگی گرت هافستد یک چارچوب تحلیلی قدرتمند است که با استفاده از شش شاخص کمّی شامل فاصله قدرت، فردگرایی در برابر جمعگرایی، مردانگی در برابر زنانگی، اجتناب از ناقطعیت، گرایش بلندمدت و خویشتنداری، تفاوتهای ساختاری فرهنگهای ملی را کالبدشکافی میکند. این مدل به پژوهشگران اجازه میدهد رفتار دولتها در حوزه سیاستگذاری و واکنش شهروندان به محدودیتها را پیشبینی و تحلیل کنند. امتیاز این سنجهها از پایگاه اینترنتی کالچر فکتور استخراج شده است. در واقع، فیلترینگ نه یک واکنش سیاسی گذرا، بلکه مکانیسمی دفاعی برای مهار آنتروپی یا بینظمی و برقراری نظمی تصنعی در اتمسفر اطلاعاتی است میراث پدرسالار در حکمرانی دیجیتال ایران در بعد فاصله قدرت (Power Distance Index) امتیازی بالا، حدود ۵۸ تا ۶۵ از ۱۰۰، به خود اختصاص میدهد که نشاندهنده تمایل نسبتاً قوی جامعه به پذیرش سلسلهمراتب اجتماعی و اقتدار نهادی است. در نتیجه مداخله دولت در حوزههای گوناگون زندگی اجتماعی، از جمله فضای اطلاعاتی، کمتر با مقاومت بنیادین از سوی بخش محافظهکار جامعه مواجه میشود. پیامد مستقیم این بعد فرهنگی در حوزه دیجیتال آن است که سیاستهای فیلترینگ اغلب با استناد به اقتدار نهادی و منافع عمومی توجیه میشوند و بخش چشمگیری از جامعه این توجیهها را بهمثابه اعمال مسئولیت حفاظتی دولت...
شما وارد سایت نشدهاید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.
وارد شویدعضو نیستید؟ عضو شوید