دبیر انجمن فضای کار اشتراکی: قطعی اینترنت و افزایش هزینهها اصلیترین چالش ما در جنگ بود
دبیر انجمن فضای کار اشتراکی، قطعی دسترسی به اینترنت بینالملل و در ادامه آن بهم…
۱۶ خرداد ۱۴۰۵
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۱۰ دقیقه

هوشمندسازی معادن بار دیگر به حاشیه رفته است؛ گویی با فاصله گرفتن از حوادث مرگبار سالهای اخیر، ضرورت استفاده از فناوری برای افزایش ایمنی معادن نیز به فراموشی سپرده شده است. در حالی که انفجار معدن طبس در شهریور ۱۴۰۳ با بیش از ۵۰ کشته و حادثه معدن زغالسنگ مهماندویه دامغان در فروردین ۱۴۰۴ که جان هفت معدنکار را گرفت، زنگ خطر جدی برای صنعت معدن کشور بود، روند حرکت به سمت معادن هوشمند همچنان کند و پراکنده پیش میرود. این در حالی است که بسیاری از معادن جهان با اتکا به حسگرهای هوشمند، سامانههای پایش لحظهای گاز، نگهداری پیشبینانه و اتوماسیون صنعتی تلاش میکنند احتمال وقوع چنین حوادثی را به حداقل برسانند. با این حال، در ایران مسیر هوشمندسازی معادن همچنان با موانعی مانند نبود استاندارد مشخص، ضعف زیرساختهای ارتباطی، اختلالهای مکرر اینترنت و مهمتر از همه نبود اراده مدیریتی برای پذیرش این تحول روبهرو است؛ چالشهایی که به گفته فعالان این حوزه، توسعه فناوری در معادن را کند کرده و بخشی از ظرفیتهای پایش و کنترل هوشمند را بلااستفاده گذاشته است.
بهگزاش پیوست، نگاهی به وضعیت کنونی معادن کشور نشان میدهد شرکتهای بزرگ معدنی که از پشتوانه مالی بیشتری برخوردارند، در حوزههایی مانند اینترنت اشیا معدنی و تحلیل دادههای عملیاتی جلوتر هستند اما شرکتهای کوچک و متوسط بهدلیل کمبود نقدینگی و هزینههای بالا هوشمندسازی عمدتا در همان سطح سنتی فعالیت میکنند. البته وضعیت اقتصادی و نوسانهای قیمتی متاثر از جریانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در سطح کلان خود به عامل دیگری تبدیل شده تا تصمیمگیری درباره موضوع سرمایهگذاری روی هوشمندسازی معادن تحت تاثیر قرار بگیرد.
کارشناسان حوزه هوشمندسازی معادن معتقدند آغاز و استمرار روند هوشمندسازی در کشور مسیری است که بخش بزرگی از آن به پذیرش ذهنی و توافق در سطح مدیریتی بازمیگردد. بهگفته آنها هنوز اهمیت و تاثیر هوشمندسازی معادن آنطور که باید و شاید درک نشده و این علت در کنار سایر موارد منجر شده تا روند هوشمندسازی به آرامی طی شود.
کارشناسان همچنین اشاره کردند که توان دیجیتالی و داخلی کشور برای پیشبرد این فرآیند قابل اتکاست و بهعبارتی ۷۰ درصد این راه به نتایج تصمیمات و رویکرد مدیریتی مربوط است و تکنولوژی و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی باقی مسیر را شامل میشود.
سیدمهدی حسینی، مدیر ارشد صنعت هوشمند فناپ زیرساخت در پاسخ به این سوال که چه تعداد از معادن کشور تا بهامروز هوشمند شدهاند توضیح داد: طبق تعریف استاندارد و مشخصی که از هوشمندسازی وجود دارد از نظر من هیچ معدنی در کشور هوشمند نشده است. اینکه برخی از معادن بسته به بلوغی که دارند سراغ یکسری ماژول یا استفاده از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی رفته باشند را نمیتوان هوشمندسازی دانست.
مدیر ارشد صنعت هوشمند فناپ زیرساخت معتقدست تصمیمات اینچنینی در بهترین حالت اگر پیچیدگی بهوجود نیاورد ممکن است منجر شود حدود ۵ الی ۱۰ درصد بعضی عملیات و کارها در بخشهایی آن هم بهصورت جزیرهای بهبود بیابد.
او اشاره کرد اتفاقاتی که بهنام هوشمندسازی رخ میدهد با اساس هوشمندسازیای که مفاهیم یکپارچگی(integration) و در تعامل بودن تمام سیستمها(connectivity) که تفاوت اصلی انقلاب صنعتی سوم با چهارم شناخته میشود فاصله دارد. اگر از این زاویه به تعریف هوشمندسازی معادن نگاه کنیم میتوان گفت هنوز معدنی در کشور هوشمند نشده است.
از دید حسینی نه تنها در صنعت معدن بلکه در هر صنعت دیگری اگر اتصال به معنای connectivity وجود نداشته باشد قطعا مشکلاتی بهوجود میاید. او با اشاره به تعریف انقلاب صنعتی چهارم گفت: زمانی که از اتصال صحبت میکنیم منظورمان اتصال درون سازمان بهمعنای اینترانت و اتصال بهدنیای بیرون بهمعنای اینترنت است. بنابراین اگر این اتصال دچار مشکل شود یا پایدار نباشد حتما و قطعا بخشی از آن هوشمندسازی کامل نشده و ارتباط با ارکان داخلی و خارج از مجموعه برقرار نمیشود.
او معتقدست قطعی دسترسی به اینترنت بینالملل و ناپایداری اتصالها میتواند روند دریافت آن بخش از اطلاعاتی را که مشخصا از جهان اینترنت میاید تحت تاثیر قرار داده و تحقق آن را دشوار کند.
محمدرضا معبودیان، مدیرعامل صندوق خطرپذیر هومص در گفتوگو با پیوست درباره تاثیر قطعی اینترنت بر صنایع معدنی توضیح داد: قطعی اینترنت و محدودیتهای دسترسی به سرویسهای خارجی، یکی از چالشهای جدی پیشروی هوشمندسازی معادن و صنایع معدنی است. بسیاری از دستگاهها و سنسورهای هوشمند برای تداوم کارایی، نیازمند بهروزرسانی مداوم هستند. وقتی این دسترسی قطع شود، سیستمهای مانیتورینگ، پیشبینی نگهداری (Predictive Maintenance) و اتوماسیون صنعتی مختل میشود.
معبودیان همچنین افزود که علاوهبر این، معادن بزرگ که از پلتفرمهای یکپارچه IT/OT استفاده میکنند، با اختلال مواجه شدهاند. او پیشنهادی را در این راستا ارائه کرد که دولت، اینترنت تخصصی صنعتی (Industrial Internet Access) تعریف کند تا معادن و صنایع به تعداد محدودی از سایتها و سرویسهای ضروری بینالمللی دسترسی داشته باشند.
معبودیان با اشاره به تفاوت سطح هوشمندسازی بین شرکتها افزود: شرکتهای بزرگ معدنی که منابع مالی قویتری دارند، در حوزههایی مانند اینترنت اشیاء معدنی (IIoT)، دیجیتال تویین و تحلیل دادههای عملیاتی جلوتر هستند؛ اما شرکتهای کوچک و متوسط به دلیل هزینه بالای هوشمندسازی و کمبود نقدینگی، عمدتا در همان سطح سنتی ماندهاند.
صنایع معدنی دنیا در حال تجربه یک نوسازی بزرگ (Retrofit) هستند. معادن قدیمی مبتنی بر انقلاب صنعتی دوم و سوم (Brownfield) با عمر بیش از ۴۰-۵۰ سال، باید ابتدا تجهیز شوند و سپس به سمت مدلهای Greenfield مبتنی بر انقلاب صنعتی چهارم و پنجم حرکت کنند. در این مدل جدید، معدن به یک سیستم هوشمند متصل تبدیل میشود که ایمنی بالاتر، بهرهوری بیشتر و مصرف انرژی و آب کمتر دارد این روندی است که معبودیان درباره مراحل هوشمندسازی معادن توصیف کرد .
معبودیان، مدیرعامل صندوق خطرپذیر هومص مهمترین مانع هوشمندسازی معادن کشور را اراده مدیرتی دانست. او تاکید کرد که بدون عزم جدی در سطح هیاتمدیره و مدیران ارشد، هیچ تحول واقعی رخ نمیدهد. همچنین گفت که تحریمهای طولانیمدت نیز باعث شده بسیاری از معادن همچنان با ابزارهای قدیمی و زیرساختهای Brownfield کار کنند. پس از اراده مدیریتی، دو مانع بعدی دسترسی به تجهیزات و فناوری مناسب و سپس مسائل نقدینگی و اولویتبندی هستند.
معبودیان در ادامه افزود که تورم بالا و نوسانات شدید ارزی، تصمیمگیری برای سرمایهگذاریهای بلندمدت را بسیار شکننده کرده است. برای مثال یک پروژه هوشمندسازی که امروز توجیه اقتصادی دارد، ممکن است با جهش ۲-۳ برابری قیمت تجهیزات در کمتر از یک سال، غیراقتصادی شود.
از نگاه حسینی، مدیر ارشد صنعت هوشمند فناپ زیرساخت، بزرگترین مانع پیش روی فرآیند هوشمندسازی معادن کشور مدل ذهنی مدیران ارشد یا درواقع لایه تصمیمگیران این صنعت است. بهگفته او تغییر مدل ذهنی(Paradigm Shift) و نیاز به این هوشمندسازی که تا چه اندازه میتواند پیشبینی، پیشگیری و کاهش هزینهها را بههمراه داشته باشد هنوز احساس نشده است. حسینی معتقدست بخشی از این موضوع را میتوان ناشی از کم و کاستیهای اطلاعرسانی دانست اما قسمت دیگر به خود ذهنیت و مدل کسبوکاری بازیگران این حوزه برمیگردد که بنابه دلایل مختلفی در برابر پذیرش هوشمندسازی مقاومت میکنند.
او معتقدست اگر مدیران و عوامل یک معدن قصد و تصمیم حرکت به سمت هوشمندسازی را داشته باشند ۳۰ درصد مسیر که شامل موارد فنی و تکنولوژیکی میشود قابل دستیابی است و قطعا اگر دسترسی راحتتر و پایدارتری به اینترنت وجود داشته باشد کارها سریعتر و بهتر صورت میگیرد.
مدیر ارشد صنعت هوشمند فناپ زیرساخت درباره توان دیجیتالی داخل کشور گفت: در شرایط اضطراری راهکارهایی از جمله بستههای اینترنتی مختلف برای انواع گروهها ارائه شد که کسبوکارهای این صنعت میتوانند از آنها استفاده کنند. درباره موارد دیگر باید گفت که مدل های هوش مصنوعیکه در داخل وجود دارد و دستیاران هوش مصنوعی از منظر کیفیت در سطح قابل قبولی در کشور توسعه یافتهاند و هماکنون در دسترس هستند.
حسینی درباره نقش دولت تاکید کرد که باید به دولت از منظر تنظیمگری، رگولاتوری و حمایتی نگاه کنیم اما نهایتا این خود بازیگران صنعت هستند که باید به سمت مدل فکری هوشمند روی آورده و به زبدههای دیجیتالی تبدیل شوند. بهعبارتی این عوامل باید شکل بگیرند و همکاری با شرکتهای بزرگ فناوری اتفاق بیفتد تا مجموعه اهدافی که در قالب هوشمندسازی عنوان شده محقق شود. طبق گفته او اکوسیستم وظیفه دارد تا هوشمندسازی را انجام داده و این فرهنگ را شکل دهد، دولت هم در این جا باید وظیفه حمایت و اطلاعرسانی را انجام دهد و هم در جایگاه رگولاتوری ایفای نقش کند.
او همچنین افزود: تا بدین جا نمیتوان گفت که دولت اصلا نقشی نداشته یا پررنگ ظاهر شده است میخواهم بگویم که نباید فکر کنیم هوشمندسازی مربوط به بخش دولتی است و بههمین دلیل صورت نگرفته. همچنان تاکید میکنم که هوشمندسازی برعهده اکوسیستم تشکیل شده از ذینفعان، اتحادیه، صنف، مدیران، معادن و شرکتهای فناوری بزرگ است.
از نگاه حسینی باید به نقش این بازیگران اهتمام داشت تا همکاری این تکههای پازل کنار هم منجر به تکمیل پازل اصلی شود. در واقع همه این بازیگران در یک اکوسیستم، حلقههای یک زنجیره ارزشی را تشکیل میدهند که عملکرد هر یک بهصورت متداول به خلق یک ارزش برای همه ذینفعان تبدیل میشود.
معبودیان درباره نقش دولت نظر صریح او این بود: «اگر منصفانه نگاه کنیم، دولت متأسفانه کار زیادی نتوانسته انجام دهد. صنایع و معادن نباید منتظر حمایتهای دولتی بمانند. بخش خصوصی باید روی پای خود بایستد، سرمایه جذب کند، با شرکتهای دانشبنیان همکاری کند و حتی به سمت صادرات فناوری حرکت کند.»
حسینی معتقدست در فرآیند هوشمندسازی معادن و بهطور کلی روند تحول دیجیتال، فناوری در مرحله آخر قرار میگیرد. از نظر او نخستین و مهمترین گام، تحقق یک تغییر در ذهنیت لایه مدیریتی و تصمیمگیری است. به گفته او، مفاهیمی مانند حکمرانی دیجیتال (Digital Governance)، حکمرانی داده (Data Governance) و دادهمحوری، همگی از جنس نگرش، مدیریت و ارتباط مستقیمی با فناوریهای سختافزاری ندارند. از این رو، پیش از هر اقدامی باید زیرساختهای فرهنگی و مدیریتی لازم برای استقرار حکمرانی داده در سازمانها ایجاد شود.
مدیر ارشد صنعت هوشمند فناپ زیرساخت اشاره کرد که پس از فراهم شدن زیرساختها و شکلگیری فرهنگ دادهمحور، نوبت به انتخاب فناوریهای موردنیاز میرسد. در این مرحله، سکوهای (پلتفرم) اینترنت اشیا صنعتی (Industrial Internet of Things – IIoT)، سامانههای پایش (Monitoring Systems)، داشبوردهای مدیریتی و ابزارهای تحلیل داده که در داخل کشور توسعه یافتهاند، قابلیت استفاده در پروژههای هوشمندسازی را دارند.
به اعتقاد حسینی، ابتدا باید فرهنگ دادهمحوری در معادن شکل بگیرد و سپس فناوری بهعنوان ابزار تحقق این تحول وارد عمل شود. از نظر او، بخش نرمافزاری و سکویی (Platform-based) این حوزه در کشور بهطور کامل بومیسازی شده و قابل اتکاست. همچنین در بخش سختافزاری نیز حسگرها و تجهیزات موردنیاز، اگرچه عمدتا وارداتی هستند، اما فناوری پیچیده یا دستنیافتنی محسوب نمیشوند و امکان تأمین آنها وجود دارد.
از نگاه معبودیان مهمترین مانع، اراده مدیریتی است. معبودیان تأکید کرد: بدون عزم جدی در سطح هیاتمدیره و مدیران ارشد، هیچ تحول واقعی رخ نمیدهد. تحریمهای طولانیمدت نیز باعث شده بسیاری از معادن همچنان با ابزارهای قدیمی و زیرساختهای Brownfield کار کنند. پس از اراده مدیریتی، دو مانع بعدی دسترسی به تجهیزات و فناوری مناسب، و سپس مسائل نقدینگی و اولویتبندی هستند.
معبودیان درباره ظرفیت تولید داخل گفت: هنوز به بلوغ و کیفیت جهانی نرسیدهایم و در برخی حوزههای پیشرفته (مانند سنسورهای دقیق و نرمافزارهای هوش مصنوعی صنعتی) فاصله معناداری وجود دارد. با این حال، محصولات خوبی در حوزههای سختافزاری پایه، اتوماسیون و نرمافزارهای بومی تولید میشود که میتوان با آنها کار را پیش برد.
او همچنین اشاره کرد اگر سازوکاری برای رقابت واقعی نه حمایت رانتی، بین شرکتهای داخلی ایجاد شود، کیفیت محصولات سریعتر بهبود مییابد. در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی، چارهای جز تکیه بر تولید داخل نداریم و این میتواند فرصتی طلایی برای شرکتهای ایرانی و حتی صادرات به کشورهای همسایه باشد.
سنگ بزرگ هوشمندسازی معادن همچنان نوع نگاه و رویکرد مدیریتی این حوزه است. طبق گفته کارشناسان علاوه بر مسائل حائز اهمیت منابع مالی و توانمندیهای داخلی، این فرآیند زمانی شتاب میگیرد که لایه نهادی و تصمیم گیری آن به سمت هوشمندسازی روی بیاورند. در کنار این موضوع، قطعی طولانی مدت اینترنت و ناپایداریهای شبکه توان پیشبرد این مسیر را کاهش داده و از منظر زمانی هم منجر به عقب افتادن روند هوشمندسازی شده است.