بازتعریف نقشها در آینده نامعلوم
با یک حساب سرانگشتی میتوان تخمین زد که تعداد افراد راضی از شرایط موجود اینترنت،…
۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
۲۳ فروردین ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۴ دقیقه
تاثیرات و پیامدهای جنگ هیچگاه محدود به میدان نبرد نظامی نمیماند و ضعفهایی را آشکار میکند که تا پیش از این در محاسبات هیچ دولت یا نظامی ابعاد آن دیده نشده است.
کشورهای صاحب فناوریهای دیجیتال، همزمان با تلاشی که برای پیشی گرفتن از یکدیگر در این عرصه دارند، به شکل فزایندهای میکوشند تا آسیبپذیری و نفوذ در زیرساختهای دیجیتال را با هدف جمعآوری اطلاعات حساس و یا خرابکاری شناسایی کنند. بطوریکه در چند سال اخیر حملات سایبری، بخش جدایی ناپذیری از تخاصم کشورها علیه یکدیگر است که در جنگها نقش پررنگتری هم پیدا میکند. همانگونه که در حمله به زیرساختهای دیجیتال بانکهای ایران در جنگ ۱۲ روزه و جنگ کنونی به روشنی بروز پیدا کرد.
اما بهکارگیری فناوری هوش مصنوعی در جنگ، چه در ساخت سلاح و تجهیزات نظامی و چه در طرحریزی و استراتژیهای جنگی، باعث میشود کشورهای درگیر در صحنه نبرد از همان روزهای ابتدایی به فکر آسیبرسانی و از کار انداختن این توان راهبردی و توانمندسازِ در دست دشمن باشند و حمله به زیرساختهای دیجیتال و هوش مصنوعی به اهدافی مشروع در جنگ تبدیل بشود.
همانطور که میدانیم این فناوریها و زیرساختها ستونهای اصلی اقتصاد دیجیتال هستند و از آنجا که اقتصاد دیجیتال، بخش بزرگ و در حال رشدی از اقتصاد کشورهای توسعهیافته یا در حال توسعه را شامل میشود، امنیت و پایداری کامل این زیرساختها به اندازه حفاظت از مرزهای جغرافیایی کشورها از اهمیت بالایی برخوردار شده است.
اما آنچه که در جنگ کنونی برای زیرساختهای هوش مصنوعی در کشورهای حاشیه خلیج فارس با آن حجم از سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی که با منطق انرژی ارزان برای مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی رخ داد، ضعف آشکار و بیدفاع بودن مراکز ابری و زیرساختهای هوش مصنوعی چند صد میلیون دلاری تا چند ده میلیارد دلاری را اینبار نه تنها در برابر حملات سایبری که در برابر حملات نظامی با یک پهپاد چند هزار دلاری را آشکار ساخت. البته در کنار آن نمیتوانیم از این موضوع نیز به سادگی بگذریم که با وجود پتانسیل بالای درگیری روز افرون در این منطقه، در محاسبات اولیه این سرمایهگذاران امکان حمله به این زیرساختها به هیچ عنوان لحاظ نشده بوده است.
در حالیکه بیشتر تمرکزها روی کاهش عرضه نفت و مشتقات آن است و در کنار آن موضوعاتی چون کودهای شیمیایی مرتبط با امنیت غذایی جهانی و محصولات پتروشیمی و یا سقوط احتمالی ارزش دلار (در پشت پرده حذف دلارهای نفتی) هم محور توجه هستند، اما برای مسئولان و راهبران صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات و بهطور خاصتر کسبوکارهای مرتبط با مراکز داده و زیرساخت فناوریهای دیجیتال موضوع امنیت مراکز داده و زیرساختهای ابری در اولویت بالا قرارگرفته است. البته تا پیش از این جنگ نیز تحلیلگران ارشد بین المللی هشدارهایی در زمینه بمباران مراکز داده توسط رقبا در دهه آینده داده بودند بطوریکه اریک اشمیت مدیرعامل سابق یکی از شرکتهای غول فناوری دیجیتال آمریکا یعنی گوگل توضیح داده بود که «اگر یک رقیب نتواند از راه جاسوسی یا خرابکاری فاصله فناورانه را جبران کند، گزینه جایگزین اقدام پیشدستانه برای بمباران مراکز داده خواهد بود.»
با آشکار شدن عینی این ضعف بزرگ در سایه این جنگ، لزوم ارائه راهکار برای امنیت فیزیکی مراکز داده و زیرساختهای دیجیتال بیش از پیش به دغدغه صاحبان امر بدل شده است. ساخت مراکز داده در مکانهای امن کره زمین (در زیرزمین یا اعماق اقیانوسها و…) و یا حداقل تمرکزگرایی و حداکثرسازی توزیعشدگی از راهکارهای مطرح و حتی اجرایی شده هستند اما یکی از پرطرفدارترین راهکارها برای دور نگاه داشتن دائمی و مطمئن این زیرساختهای حیاتی از دست رقیب یا دشمن که در بین اهالی فن در حال تحلیل و تدقیق است انتقال زیرساختهای ابری به جایی در بالای ابرها یعنی فضا است.
تا پیش از جنگ کنونی این راهکار از دید اقتصادی توجیه نداشت اما زمانیکه بحث بقا مطرح باشد از محاسبات معمول اقتصادی پیروی نمیشود، بنابراین میتوانیم شروع رقابتی سخت را برای آمادهسازی و انتقال زیرساختهای ابری و هوش مصنوعی به جایی در فضا، پیشبینی کنیم، گمانهزنیها حکایت دارد که ممکن است این راهکار در پروژههای مدیر عامل بلند پرواز اسپیس ایکس در تسخیر فضا، گنجانده شده باشد.
محتوای جالبی بود