skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

جشنواره نوروزی آنر

کسب‌و‌کار

محمد پیروی پژوهشگر حوزه فناوری و نوآوری

اقتصاد دیجیتال در وضعیت اضطرار؛ تحلیل پیامدهای قطعی طولانی‌مدت اینترنت

محمد پیروی
پژوهشگر حوزه فناوری و نوآوری

۱ بهمن ۱۴۰۴

زمان مطالعه : ۵ دقیقه

قطعی یا اختلال طولانی‌مدت اینترنت در ایران را باید نه به‌عنوان یک مسئله فنی یا مقطعی، بلکه به‌مثابه یک شوک ساختاری به اقتصاد دیجیتال و به‌طور کلی اقتصاد کشور نگاه کرد. در اقتصاد امروز، اینترنت دیگر یک ابزار جانبی یا مزیت رقابتی نیست، بلکه زیرساختی حیاتی است که بخش قابل توجهی از تولید، اشتغال، آموزش، نوآوری و تعاملات اقتصادی بر بستر آن شکل می‌گیرد. بنابراین هرگونه قطع یا بی‌ثباتی در این زیرساخت، پیامدهایی فراتر از اختلال در چند کسب‌وکار آنلاین به همراه دارد و آثار آن به‌صورت زنجیره‌ای در کل نظام اقتصادی و اجتماعی خودش را نشان می‌دهد.

قطعی اینترنت در جنگ ۱۲ روزه و حوادث اخیر دی‌ماه ۱۴۰۴، اگرچه از نظر شدت و گستره شباهت‌هایی دارند، اما از نظر زمینه، منطق اعمال و پیامدها متفاوت‌اند. در جنگ ۱۲ روزه، قطع تقریبا کامل اینترنت در واکنش به یک تهدید خارجی و با اهداف امنیتی و دفاعی انجام شد، هرچند به اختلال گسترده در زندگی دیجیتال و فعالیت‌های اقتصادی انجامید. در مقابل، قطعی اینترنت در حوادث اخیر در بستر بحران داخلی و برای کنترل جریان اطلاعات و ارتباطات اجتماعی اعمال شده و نه‌تنها ارتباط با جهان خارج، بلکه ارتباطات داخلی را نیز مختل کرده است. تجربه اخیر به‌دلیل طولانی‌تر بودن، الگوی نامشخص و اختلال هم‌زمان در خدمات بانکی، آموزشی و کسب‌وکارهای دیجیتال، پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر بوده است. در مجموع، تفاوت در نوع بحران و هدف‌گذاری سیاستی باعث شده آثار اقتصادی و اجتماعی قطعی اینترنت در حوادث اخیر عمیق‌تر و پایدارتر از تجربه جنگ ۱۲ روزه باشد.

در گام نخست، اقتصاد دیجیتال به‌طور مستقیم و فوری آسیب می‌بیند. پلتفرم‌های خدماتی، فروشگاه‌های آنلاین، شرکت‌های فین‌تک، استارت‌آپ‌های حوزه آموزش، سلامت و حمل‌ونقل و حتی کسب‌وکارهای سنتی که به فروش آنلاین، بازاریابی دیجیتال یا پرداخت الکترونیکی وابسته‌اند، با افت شدید یا توقف کامل فعالیت مواجه می‌شوند. ویژگی مهم این وضعیت آن است که هزینه‌های ثابت این کسب‌وکارها، از حقوق نیروی انسانی گرفته تا اجاره، زیرساخت و تعهدات مالی، همچنان پابرجاست، در حالی که جریان درآمدی آنها قطع یا به‌شدت محدود می‌شود. این نداشتن توازن، تاب‌آوری بنگاه‌ها را کاهش داده و بسیاری از آنها را در معرض ورشکستگی یا کوچک‌سازی اجباری قرار می‌دهد. نمونه انرا در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه شاهد بودیم.

در سطح بعدی، اثرات این اختلال به بازار کار و معیشت خانوارها منتقل می‌شود. اقتصاد دیجیتال ایران طی سال‌های اخیر، به‌ویژه برای جوانان، زنان و نیروهای متخصص، فرصت‌های شغلی گسترده‌ای ایجاد کرده است؛ از رانندگان و فروشندگان پلتفرمی گرفته تا فریلنسرها، تولیدکنندگان محتوا و متخصصان فناوری. قطعی اینترنت به معنای قطع درآمد بخش بزرگی از این گروه‌هاست؛ درآمدی که غالباً روزانه و مبتنی بر فعالیت آنلاین است. در نتیجه، فشار معیشتی به‌سرعت افزایش می‌یابد و نااطمینانی شغلی، امنیت اقتصادی خانوارها را تضعیف می‌کند. این پیامد اجتماعی، یکی از جدی‌ترین و در عین حال کم‌دیده‌شده‌ترین آثار قطعی اینترنت است.

بخش آموزش نیز به‌عنوان یکی از ارکان سرمایه انسانی، به‌شدت از این وضعیت متأثر می‌شود. آموزش آنلاین، دسترسی به منابع علمی، ارتباطات دانشگاهی بین‌المللی، دوره‌های مهارتی و حتی بسیاری از فعالیت‌های پژوهشی، وابسته به اینترنت است. اختلال طولانی‌مدت در این حوزه، نه‌تنها فرآیند یادگیری را متوقف یا تضعیف می‌کند، بلکه شکاف آموزشی را عمیق‌تر می‌سازد و کیفیت نیروی انسانی آینده را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از منظر اقتصاد دیجیتال، این مسئله به معنای کاهش توان رقابتی کشور در میان‌مدت و بلندمدت است، زیرا توسعه فناوری و نوآوری بدون سرمایه انسانی توانمند ممکن نیست.

در کنار این موارد، یکی از پیامدهای راهبردی قطعی اینترنت، تشدید فرار سرمایه است؛ سرمایه‌ای که صرفاً به منابع مالی محدود نمی‌شود، بلکه شامل سرمایه انسانی و نوآورانه نیز هست. سرمایه‌گذاران، چه داخلی و چه خارجی، بیش از هر چیز به ثبات و پیش‌بینی‌پذیری محیط کسب‌وکار توجه دارند. بی‌ثباتی در زیرساخت ارتباطی، ریسک سیستماتیک اقتصاد دیجیتال را افزایش می‌دهد و انگیزه سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد. هم‌زمان، نیروهای متخصص حوزه فناوری که ارتباط کاری و درآمدی آنها با بازارهای جهانی گره خورده است، در چنین شرایطی یا به مهاجرت فیزیکی می‌اندیشند یا به‌دنبال خروج تدریجی از اکوسیستم داخلی می‌روند. این روند، توان نوآوری کشور را به‌طور خاموش اما مستمر تضعیف می‌کند.

در سطح اکوسیستم نوآوری، قطعی اینترنت به معنای توقف ایده‌پردازی، آزمایش و رشد است. استارتاپ‌ها و شرکت‌های نوپا که ذاتاً بر سرعت، آزمون و خطا و اتصال به بازارهای گسترده متکی هستند، در فضای بی‌ثبات نمی‌توانند برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشند. نتیجه آن است که اکوسیستم نوآوری از یک فضای رشد و خلق ارزش، به فضایی برای بقا و کاهش ریسک تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، عقب‌ماندن از روندهای جهانی فناوری، از هوش مصنوعی گرفته تا خدمات ابری و اقتصاد پلتفرمی، اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. نمونه این بخش در دسترسی به منابع مثل گیت‌هاب است که برای برنامه‌نویسان محدودیت ایجاد کرده است.

در نهایت، قطعی طولانی‌مدت اینترنت به فرسایش اعتماد عمومی منجر می‌شود؛ اعتمادی که سنگ‌بنای حکمرانی دیجیتال و اقتصاد داده‌محور است. کاربران، کسب‌وکارها و فعالان اقتصادی، حتی اگر منشأ اختلال را خارج از کنترل خود بدانند، در نهایت با کاهش اعتماد، رفتارهای محافظه‌کارانه‌تری اتخاذ می‌کنند. این کاهش اعتماد، فاصله میان سیاست‌گذار و بخش خصوصی دیجیتال را افزایش می‌دهد و اجرای هرگونه برنامه تحول دیجیتال را با چالش مواجه می‌سازد.

جمع‌بندی آنکه، از دید اقتصاد دیجیتال، قطعی اینترنت نه یک مسئله مقطعی، بلکه یک خسارت سیستماتیک است که هم‌زمان تولید، اشتغال، آموزش، نوآوری و اعتماد را تضعیف می‌کند. در دنیای امروز، اینترنت هم‌سنگ زیرساخت‌هایی چون برق و حمل‌ونقل است و هرگونه اختلال طولانی‌مدت در آن، هزینه‌ای به مراتب فراتر از آنچه در کوتاه‌مدت دیده می‌شود، بر اقتصاد و آینده توسعه کشور تحمیل می‌کند.

 

https://pvst.ir/nfb

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو