بازخرید نخستین مرحله توکن «برقتو» در داراوان طبق سپیدنامه انجام شد
نخستین مرحله بازخرید توکن «برقتو» در پلتفرم داراوان طبق سپیدنامه انجام شد و به ازای…
۸ دی ۱۴۰۴
۱۱ دی ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۸ دقیقه

نبود سواد مالی در کنار اقتصاد تورمی و بازاریابی پر سر و صدای صرافیها؛ کاربران رمزارز را، در بازاری که به گفته کارشناسان باید مبتنی بر «صبر» باشد، به سمت تصمیمهای هیجانی سوق داده است. به گفته کارشناسان، در چنین شرایطی انتظار استقبال گسترده از آموزشهای عمیق و پرهزینه واقعبینانه نیست و نتیجه آن به شکلگیری بازاری میانجامد که بیش از آنکه بر آگاهی و فهم مالی استوار باشد، به کارناوالی از رویافروشی شباهت دارد.
به گزارش پیوست، سواد دیجیتال و بهویژه سواد مالی در کشور، امروزه از یک هدف تبدیل به رویایی شده که روز به روز بیش از قبل دور از دسترس به نظر میرسد. این درحالی است که نبود درک پایهای از سازوکارهای مالی میتواند مسیر سرمایهگذاری را بهکلی تغییر دهد و در بسیاری موارد به از دست رفتن سرمایه منجر شود. به گفته کارشناسان، تحلیل بازار نشان میدهد رفتار کاربران در بازار سرمایه، بهویژه در فضایی مثل رمزارز، به شدت تحت تاثیر احساسات است و چه در تلاش برای افزایش سرمایه و چه در حفظ آن، تصمیمگیریها اغلب هیجانی میشود.
حامد صالحی، کارشناس حوزه رمزارز، فضای رمزارز ایران را به سکانسی از انیمیشن پینوکیو تشبیه میکند. شهربازی پرزرقوبرقی که در آن همهچیز سرگرمکننده و سودآور به نظر میرسد. فضایی که با هیجان، جایزه و وعدههای وسوسهکننده، حس خوشبختی و کنترل میفروشد، اما درباره پیامدهای آن سکوت میکند. در روایت پینوکیو، لذت بیهزینه وجود ندارد و پایان این مسیر، نه آزادی، بلکه حذف شدن از بازی است. به باور این کارشناس، بخش قابل توجهی از بازار رمزارز ایران نیز چنین سازوکاری دارد و بسیاری از کاربران تنها زمانی با واقعیت آن روبهرو میشوند که سرمایه از دست رفته و فرصت جبران باقی نمانده است.
شرایط اقتصادی کشور و افزایش روز افزون تورم از دیگر مواردی است که بر احساسات کاربران و افزایش رفتارهای هیجانی تاثیر میگذارد. تاثیری که بر اساس آن کاربر ناآگاه به امید کسب سود بیشتر حجم و تعداد معاملات خود را افزایش میدهد. در سوی دیگر این اکوسیستم، صرافیهای رمزارزی فعالیت میکنند که در نبود چارچوبهای الزامآور و شفاف رگولاتوری برای تبلیغات، با استفاده از طرحهای تشویقی، مسابقات معاملاتی و انواع جوایز در تلاش برای جذب کاربر و افزایش حجم معاملات خود هستند. این رویکردها در کوتاهمدت به افزایش تعامل و گردش مالی کمک میکند، اما همزمان زمینه تقویت رفتارهای هیجانی و پرریسک را در میان کاربرانی فراهم میآورد که هنوز شناخت دقیقی از ماهیت بازار و ریسکهای آن ندارد.
حامد صالحی، پژوهشگر حوزه رمزارز، معیار اصلی رشد هر صرافی را «حجم معاملات» میداند. او در اینباره توضیح میدهد: کاربری که آموزش دیده باشد و «سواد مالی» داشته باشد، صبور است و کم معامله میکند. اما کاربر ناآگاهی که هیجانزده است، شاید تا روزی ۵۰ بار هم خرید و فروش کند. با توجه به کارمزدی که از هر معامله به صرافی پرداخت میشود، کاربرِ بازنده ولی پرمعامله برای صرافی سودآورتر از کاربر برنده ولی کممعامله است.

صالحی بر این باور است که بیزینس مدل صرافیهای ایرانی شبیه به «کازینو» شده است، نه نهاد مالی. او با تاکید بر اینکه صرافی محل تبادل است، نه شهربازی، میگوید: وقتی به کاربر جایزه میدهید که اهرم ۱۰ بزند، او را به لبه پرتگاه هل میدهید.
پرهام لیلیان، پژوهشگر حوزه رمزارز، با توضیح اینکه بازار رمزارز در ایران همچنان چندین میلیارد دلار گردش مالی دارد و در مقیاس جهانی بازاری فعال و قابل توجه است میگوید: منطق کسبوکاری صرافیها بازگشت سریع سرمایه است و این هدف از طریق ورود کاربران جدید محقق میشود. کاربرانی که غالبا دانش محدودی از مدیریت سرمایه دارند، با نوسانهای بازار به سرعت وارد معامله میشوند و همانقدر سریع هم سرمایه خود را از دست میدهند. این گروه از کاربران، به نوعی قلب تپنده پلتفرمهای ایرانی هستند و بدون آنها مدل اقتصادی بسیاری از این کسبوکارها با چالش جدی روبهرو میشود.

کارشناسان صرافیهای رمزارز نیز بر این باورند که بخش معناداری از شکایتها و نارضایتیها نه از خطای فنی یا تخلف پلتفرم، بلکه از سوءبرداشت کاربران نسبت به ریسک بازار، درک ناقص از ابزارهای معاملاتی یا انتظارات نادرست از سازوکار سود و زیان ناشی میشود. این موضوع یک الگوی تکرارشونده رفتاری در دادههای پشتیبانی و تجربه کاربری است که بهطور مستمر رصد میشود. از همینرو بسیاری از صرافیها بخشهای آموزشی را به مجموعه خدمات خود اضافه کردند تا در غالب مسئولیت اجتماعی از رفتارهای هیجانی جلوگیری کنند.
ثنا شمسافر، راهبر محصول والکس با تایید نقد تعارضی بالقوه میان حجم معاملات و رفتار هیجانی میگوید: پلتفرمها بهصورت مستقیم از افزایش حجم معاملات منتفع میشوند، حتی اگر بخشی از این حجم ناشی از رفتارهای هیجانی یا کمدانش باشد. با این وجود رشد کوتاهمدت مبتنی بر رفتار پرریسک و ناپایدار، در نهایت به زیان بازار، کاربر و خود پلتفرم تمام میشود.
شمسافر در خصوص راهکارهای والکس برای این مساله نیز میگوید: ما در طراحی محصول و سیاستهای عملیاتی خود در برخی نقاط آگاهانه اصطکاک ایجاد کرده و سرعت یا شدت فعالیت کاربر را محدود کردهایم. همچنین دسترسی به ابزارهای پرریسک نیز منوط به شرایطی مشخص شده است. این تصمیمها ممکن است در کوتاهمدت به کاهش بخشی از حجم معاملات منجر شود، اما در بلندمدت به اعتماد، ثبات و کاهش ریسک سیستماتیک کمک میکند.

به گفته کارشناسان صرافیهای رمزارز بازاری که کاربرانش آگاهترند، هم پایدارتر است و هم احتمال شکلگیری سوءتفاهم و پروندههای حقوقی کاهش پیدا میکند و در نهایت رابطه بلندمدتتری بین کاربر و پلتفرم میسازد. از همینرو ارتقای سواد مالی کاربران یک سرمایهگذاری بلندمدت برای کاهش ریسکهای حقوقی، افزایش اعتماد کاربران و تضمین پایداری بازار است، نه هزینهای اضافی.
عارفه رهبری، سرپرست آکادمی بیتپین نیز در اینباره میگوید: بیتپین از طریق آکادمی بیتپین همواره سعی دارد که دانش و سواد مالی کاربران را بیشتر کند. این کار نه به عنوان تضمین سود و منفعت صرافی، بلکه برای اینکه کاربر بداند چگونه فعالیت کند و همینطور اینکه دارد با چه ابزار و چه ریسکی کار میکند. اما در نهایت، تصمیم سرمایهگذاری و پذیرش ریسک بازار در اختیار کاربر است. ما تلاش میکنیم انتخاب آگاهانهتر باشد، نه اینکه انتخاب را به جای کاربر انجام دهیم.
اما پرهام لیلیان، پژوهشگر حوزه رمزارز بر این باور است که که بسیاری از کاربران اساسا به دنبال مسیرهای سریعاند و نه یادگیری تدریجی و پرزحمت. از همین رو ترکیبی از شرایط اقتصادی، رفتار کاربران و منطق سودآوری پلتفرمها باعث شده آموزش، حتی وقتی وجود دارد، در حاشیه بماند و تبلیغات نقش اصلی را بازی کنند.
او تاکید میکند که جذب کاربران با بازاریابی پر سر و صدا و وعدههای جذاب بسیار سادهتر و کمهزینهتر از سرمایهگذاری بلندمدت روی آموزش است.
حامد صالحی، پژوهشگر حوزه رمز ارز نیز در اینباره میگوید: صرافیهای رمزارزی در ایران آموزش واقعی نمیدهند، چون آگاهی باعث میشود کاربر آرام بگیرد و کمتر کلیک کند و کلیک کمتر یعنی کارمزد کمتر.

با تمام این تفاسیر سرپرست آکادمی بیتپین بر این باور است که رشد سالم و پایدار، در بلندمدت به نفع پلتفرم است؛ نه رشد کوتاهمدت و هیجانی که میتواند به نارضایتی کاربران، افزایش ریسکهای حقوقی، خروج کاربر و بیاعتمادی منجر شود. او اضافه میکند: به همین دلیل، در نقاطی که احتمال میدهیم کاربر تحتتاثیر نوسانات بازار دچار رفتارهای هیجانی شود، تلاش میکنیم از کانالهای مختلف با او وارد گفتوگو شویم.
به اعتقاد کارشناسان فضای رمزارزها علاوه بر دانش پایه مالی، به سطح بالاتری از درک تکنولوژی نیاز دارد. در سالهای اخیر آموزشهای متعددی ارائه شده، اما محتواهای پرریسک و اغواکننده همواره مخاطب بیشتری دارند. به گفته آنها وعده سودهای صد یا دویست درصدی بهمراتب جذابتر از صحبت درباره بازدهی منطقی و محدود است و این فقط مختص ایران هم نبوده و در همه دنیا چنین رفتاری دیده میشود.
به گفته آنها تا زمانی که اقتصاد کشور با تورم مزمن و بیثباتی ساختاری روبهروست، انتظار ارتقای جدی سواد مالی عمومی چندان واقعبینانه نیست. چراکه باید ابتدا بررسی کرد که چه کسانی مخاطب آموزش هستند و چه کسانی در چنین شرایطی اصلا فرصت و انگیزه انتخاب مسیر درست را دارند. پرهام لیلیان، پژوهشگر حوزه رمزارز با اشاره به اینکه آموزش عمیق و اصولی موانعی جدی دارد، توضیح میدهد: در فضای تورمی، از منظر اقتصاد رفتاری، انتظار این که کاربران حوصله کارگاههای طولانی و آموزشهای پیچیده مدیریت سرمایه را داشته باشند، واقعبینانه نیست. چنین آموزشهایی اغلب با هشدار و محدود کردن انتظارات همراه است و به جای امید، حس ناامیدی ایجاد میکند.
حامد صالحی، پژوهشگر حوزه رمزارز نیز تاکید میکند که برای حل این مشکل نیازمند عبور از کلیگوییهای بیفایده و حرکت به سمت شوک درمانی هستیم. او در اینباره توضیح میدهد: برای مثال باید صریحا به مردم گفت که تتر (USDT) قراردادی هوشمند است که تابعی به نام addBlackList دارد. شرکت تتر میتواند با یک کلیک، دارایی هر ایرانی را در هر مکانی فریز و نابود کند. بر این اساس نگهداری بلندمدت تتر، نوعی خودکشیِ مالی است و سواد مالی یعنی درک اینکه «تتر، دلار کاغذی نیست».
ضعف سواد مالی کاربران رمزارز در ایران بیش از آنکه مسالهای آموزشی باشد، مسالهای اجتماعی و اقتصادی است. تورم مزمن و بیثباتی ساختاری، کاربران را به سمت ریسکپذیری سوق میدهد و همزمان فضای غیر رسمی تولید محتوا، با وعده سودهای سریع، میدان را از آموزشهای مسئولانه میگیرد. در این میان، منطق سودآوری صرافیها که بر حجم معاملات تکیه دارد، با رفتارهای هیجانی کاربران همافزا میشود و در نبود نظارت موثر، شرایطی شکل میگیرد که در آن تصمیمهای مالی کمتر بر آگاهی و بیشتر بر هیجان استوار هستند.