پس از بروز بحرانهایی در برخی پلتفرمهای گردشگری دیجیتال، از تعلیق مجوز و اختلال در تسویهحسابها تا تغییر رفتار کاربران، کارشناسان معتقدند آنچه امروز در این صنعت دیده میشود بیش از آنکه نشانه فروپاشی باشد، حاصل شکنندگیهای مالی، خطاهای مدیریتی و نگاه کوتاهمدت به مسئله رشد است. نگاهی که با تولید آمارها و روایتهای متناقض از وضعیت بازار و برخی بازیگران همخوانی ندارد و ضرورت بازنگری فوری در استراتژی رشد کسبوکارهای گردشگری دیجیتال را بیش از پیش برجسته میکند.
به گزارش پیوست، پس از بحرانهای اخیر در اکوسیستم گردشگری دیجیتال ایران مانند تعلیق پروانه فلایتیو و ناتوانی در پرداخت بدهیها و مطالبات این شرکت و اعتراض برخی میزبانان به روند با تاخیر پرداخت بدهی توسط برخی پلتفرمها مانند شب، کارشناسان معتقدند این تحولات بیش از هر چیز بیانگر شکنندگیهای مالی و ضرورت تغییر استراتژی شرکتها در این حوزه است.
بابک سهرابی مدیرعامل جاجیگا در این باره توضیح میدهد: «پس از اتفاقات اخیر در اکوسیستم گردشگری دیجیتال، بخشی از کاربران ممکن است به روشهای سنتی یا نیمهسنتی بازگردند و بخشی دیگر همچنان از پلتفرمهای دیجیتال اما با احتیاط و انتخابگری بیشتر استفاده کنند، اما در نهایت بازیگرانی که توانسته باشند اعتماد کاربران را جلب کنند سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص خواهند داد.»
سهرابی میگوید: «در چند ماه گذشته در بازار رزرو آنلاین اقامتگاهها، اصلاح بازار پررنگ بود و برخی بازیگران این حوزه بخشی از سهم بازار خود را از دست دادند و درصورت ادامه این روند آنها محکوم به خروج از بازار خواهند شد. سهم این بازیگران به پلتفرمهایی منتقل خواهد شد که توانستهاند اعتماد کاربران و تأمینکنندگان را حفظ کنند. در مقابل، بخشی از کاربران نیز ممکن است بهطور کلی نسبت به اقتصاد دیجیتال بدبین شوند و به سراغ روشهایی همچون شبکههای اجتماعی برای رزرو اقامتگاه بروند، این اتفاق پس از سالها اعتمادسازی و تلاش برای ارائه سرویس توسط پلتفرمها یک بازگشت به عقب ناگوار است.»
سهرابی بزرگترین چالش امروز گردشگری دیجیتال را شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی ایران میداند و اضافه میکند: «در چنین فضای ملتهبی پلتفرمهای بزرگ باید جاه طلبیهای معمول خود را کنترل کنند و با احتیاط بیشتر و حسابشدهتر گام بردارند. استراتژی جاجیگا از ابتدا تمرکز بر تجربه کاربری و اعتمادسازی و توسعه پایدار بوده و این رویکرد را تنها مسیر رشد در شرایط بحرانی و پرنوسان فعلی ایران می داند.»
بابک سهرابی مدیرعامل جاجیگا
سهرابی توضیح میدهد: «بخش دیگر نگرانکننده ماجراهای اخیر فشار مالی است که به تامین کنندگان از جمله میزبانها و مالکان اقامتگاهها وارد میشود. از ابتدای امسال موارد متعددی مشاهده شده که برخی پلتفرمها تسویهحساب میزبانها را برای ماهها به تاخیر انداختهاند و موجب زیان مالی و اختلال در کسبوکارشان شدهاند. در مقطعی ما در پشتیبانی جاجیگا بصورت روزانه پیامها و تماسهای متعددی از جانب میزبانهای مشترک خود با این پلتفرمها دریافت میکردیم که برای دریافت مطالبات خود از این پلتفرمها تقاضای کمک داشتند. البته بیاعتمادی ایجاد شده گریبانگیر بقیه پلتفرمها هم میشود و نشانههایی دیده شده که این میزبانها نسبت به ادامه کار خود در سایر پلتفرمها هم بدبین شدهاند و در شرایط یکسان ترجیح میدهند در بازار سنتی فعالیت کنند تا پول خود را نقد و بدون ریسک دریافت کنند.»
مدیرعامل جاجیگا دلیل بعضی از اتفاقات اخیر را تلاش موهوم برای رشد سریع و غیرواقعبینانه دانسته و میگوید: «شرکتی که فضای نامساعد کسب و کار در ایران را درک نکرده باشد، وعدههای ناممکن به خود و به سرمایهگذار احتمالی خود میدهد، اما در ادامه با واقعیت سخت بازار مواجه می شود و اگر بهجای واقع نگری و اصلاح روندها بخواهد با پولپاشی سهم بازار بگیرد و رشد کند، درواقع با دست خود بحران را در آغوش می کشد.»
سهرابی با اشاره به نمونههایی از این اقدامات توضیح میدهد: «برای نمونه در روزهای اخیر میبینیم یکی از رقبا که در نتیجه سیاستهای خود سهم بازار از دست داده، هزینه سنگینی را صرف تبلیغات مستقیم گوگل روی برند جاجیگا کرده است. این وضعیت جاجیگا را هم ناچار به اقدام متقابل کرده و در نتیجه همین اقدام ساده چیزی حدود ۵۰تا ۱۰۰ هزار دلار در ماه سوزانده میشود، بدون اینکه ارزش واقعی برای کاربر یا هر دو پلتفرم ایجاد کند. در واقع تنها برنده این اقدام گوگل است. این سبک رقابت نمونهای از اقداماتی است که جز تضعیف اکوسیستم گردشگری دیجیتال حاصلی ندارد.»
سهرابی اضافه میکند: «نگاه کوتاهمدت به رشد، باعث تصمیمهایی میشود که بعدها در آمارها و ادعاهای متناقض خود را نشان میدهد. جایی که یک پلتفرم همزمان از رشد چندبرابری صحبت میکند و در جای دیگر از کوچک شدن بازار خود خبر میدهد. ریشه این تناقضها همان فشار ذینفعان برای نمایش موفقیت کوتاهمدت است.»
از نگاه سهرابی تنها راه خروج از این چرخه، بازگشت به عقلانیت اقتصادی و تمرکز بر منافع بلندمدت و جمعی است و اگر بازیگران بهجای رقابت مخرب، به پایداری، اعتمادسازی و رشد پایدار فکر کنند، در نهایت کل اکوسیستم منتفع خواهد شد.
اینستاگرام، رقیب نامرئی گردشگری دیجیتال
امیر شیبانی، مدیرعامل اتاقک، هم معتقد است یکی از خطاهای تکرارشونده در اکوسیستم گردشگری آنلاین که هنوز به بلوغ نرسیده است، ناتوانی در مدیریت نقدینگیهای ناگهانی و تعهدات پنهان ناشی از آن است.
او ادامه میدهد: «وقتی یک سازمان یا گروه بزرگ با پیشنهادی وسوسهانگیز وارد میشود و حجم بالایی از تقاضا یا منابع مالی را بهصورت یکجا وعده میدهد، این پول در ظاهر فرصت است اما در عمل میتواند به بدهی سنگین و فرساینده تبدیل شود. در چنین مدلهایی، پولی که باید بهتدریج وارد کسبوکار شود، زودتر از موعد به حساب شرکت مینشیند و همین موضوع باعث میشود مدیران، ناخواسته آن را درآمد تلقی کنند، نه بدهی.»
امیر شیبانی، مدیرعامل اتاقک
شیبانی توضیح میدهد: «این خطای محاسباتی، معمولا به خرج شدن زودهنگام پول و از بین رفتن انضباط مالی منجر میشود. در حالی که آن مبلغ در واقع تعهدی است که باید در طول زمان، با ارائه سرویس با کیفیت، تسویه شود. نتیجه چنین وضعیتی، از دست رفتن یکی از مهمترین دارایی پلتفرمهای اقامتگاهی یعنی اعتماد میزبانهاست. در مدلهای سالم بازار، تسویه با میزبان شفاف و بهموقع است. اما وقتی چرخه تسویه عقب میافتد و پرداختها به یک یا دو ماه بعد موکول میشود، حتی اگر بهصورت مقطعی ادامه همکاری حفظ شود، رابطه پلتفرم با میزبان وارد فاز پرریسک میشود.»
مدیرعامل اتاقک تشریح میکند: «۲۰ تا ۲۵ درصد بازار اقامت بهصورت آنلاین انجام میشود و بخش بزرگی از بازار همچنان آفلاین یا مبتنی بر شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام است. تغییر رفتار مصرفکننده از آفلاین به آنلاین، پروژهای بسیار پرهزینه است و از عهده یک بازیگر بهتنهایی برنمیآید. این مسیری است که همه بازیگران باید همزمان روی آن کار کنند.»
او در عین حال تاکید میکند بحرانهایی که در برخی پلتفرمها دیده میشود، لزوما نشانه وجود بحران در کل صنعت نیست و بیشتر ریشه در تصمیمهای داخلی سازمانها دارد. شیبانی یکی از رقبای اصلی پلتفرمهای اجاره اقامتگاه، اینستاگرام میداند.
شیبانی اضافه میکند: «برخی اقامتگاهها ترجیح میدهند در کنار حضور در پلتفرمها یا حتی بهصورت مستقل، از طریق صفحههای اینستاگرامی اقدام به جذب و ثبت رزرو کنند. این فضا با تکیه بر تولید مداوم محتوا شامل عکس، ویدئو و ریلز و همچنین تبلیغات دهانبهدهان، امکان جلب اعتماد مخاطب را فراهم میکند. هرچند این مسیر مستلزم صرف هزینههای قابلتوجهی برای تولید محتوا، تبلیغات و مدیریت صفحه است و در عین حال، مهمان را از دسترسی به خدمات پشتیبانی ساختارمند و تضمینشدهای که پلتفرمها ارائه میدهند، محروم میکند. به هرحال مجموع این عوامل باعث شده بخشی از عرضه اقامتگاهها خارج از پلتفرمها باقی بماند.»
او همچنین به تغییر رفتار سفر اشاره میکند و میگوید: «برخلاف برخی من معتقدم در بازار اقامتگاه از ابتدا هم بخش زیادی از رزروها برای همان روز یا نهایتا چند روز آینده بوده است. روایتهایی که میگویند رزروها از دو هفته به سه روز کاهش یافته، با دادههای واقعی بسیاری از ما پلتفرمها همخوانی ندارد. اگر جایی چنین فاصلهای وجود داشته، بهمعنای آن بوده که آن پلتفرم عملا پول مردم را برای مدت طولانیتری نزد خود نگه میداشته، موضوعی که به خودی خود ریسکزا است.»
او تهدیدهای اصلی صنعت گردشگری دیجیتال را نه فقط در کوتاهتر شدن زمان رزرو، بلکه در کوچک شدن جیب مردم میداند: «افزایش هزینههای سفر، تورم و فشارهای اقتصاد کلان را نمیتوان نادیده گرفت، آذرماه نمونه روشنی از این وضعیت است. ماهی که هزینههای غیرسفری مانند خریدهای مناسبتی، بلک فرایدی و یلدا، سهم بزرگی از نقدینگی خانوارها را بلعید و باعث افت رزرو در کل بازار گردشگری در آذر ماه شد و این محدود به امسال نبوده است. در چنین شرایطی بقای گردشگری دیجیتال نه با تصمیمهای هیجانی، بلکه با مدیریت سالم، اعتمادسازی تدریجی و حرکت واقعبینانه در دل محدودیتهای اقتصادی ممکن میشود.»
بحران صنعت یا خطای مدیریتی؟
پیمان کاظمی، مدیر ارشد اجرایی مستربلیط هم تاکید میکند وضعیت این صنعت لزوما بدتر از سایر بخشها نیست او در این باره میگوید: «گردشگری آنلاین اگرچه بر اثر جنگ دوازدهروزه آسیبهایی دید اما مسیر رشد خود را هرچند دشوارتر ادامه میدهد. جنگ اگرچه تاثیر قابل توجهی بر کیفیت سرویس و در نتیجه اعتماد کاربران گذاشت، اما چالشها و پیچیدگیهای غیرقابل پیشبینی این صنعت از پیشتر آمادگی نسبی به پلتفرمها و بازیگران بزرگ برای کنترل وضعیت داده بود. تسلط به همین پیچیدگیها حداقل در تجربه ما باعث شده است نشانهای از توقف یا افت جدی نسبت به گذشته دیده نشود و حتی پس از جنگ ما توانستهایم رکوردهای پیش از جنگ خود را هم بشکنیم.»
پیمان کاظمی مدیر ارشد اجرایی مستربلیط
کاظمی تأکید میکند که تداوم رشد در چنین فضایی بیش از هر چیز وابسته به پاسخگویی شفاف، ارائه خدمت باکیفیت و حفظ اعتماد کاربران است. مسائلی که باعث میشود اتفاقات منفی محدود به یک یا چند شرکت، به کل صنعت تعمیم داده نشود.
کاظمی در تشریح مهمترین مشکلات صنعت گردشگری دیجیتال به چند محور کلی اشاره کرده و میگوید: «شرایط اقتصادی و تورم که همه کسبوکارها را درگیر کرده اما گردشگری بهدلیل قرار گرفتن در سبد هزینههای غیرضروری حساستر و آسیبپذیرتر است. از سوی دیگر دشواریهای مدیریتی ناشی از آینده غیرقابل پیشبینی کشور که برنامهریزی را برای شرکتها بسیار پیچیده کرده است. مهاجرت نیروی انسانی و کمبود جدی منابع متخصص که فشار مضاعفی به تیمهای اجرایی وارد میکند و البته رگولاتوری پیشبینیناپذیر و تعدد نهادهای تصمیمگیر که هر کدام ممکن است در مقطعی با یک ابلاغیه یا تصمیم جدید، ارائه سرویس را با چالش مواجه کنند. پلتفرمها برای تطبیق با این تصمیمها ناچارند انرژی زیادی صرف کنند تا در نهایت بتوانند با وجود محدودیتها، همچنان سرویس قابل قبولی به مردم ارائه دهند.چالشهایی که شاید برای کاربران نهایی چندان عیان نباشد اما در لایه عملیاتی شرکتها فشار زیادی ایجاد میکند.»
کاظمی اضافه میکند: «چرخه نقدینگی در صنعت گردشگری بهتدریج کوتاهتر شده است. بهطوری که اگر پیشتر مسافران یک ماه یا دو هفته قبل از سفر رزرو انجام میدادند، حالا این بازه در بسیاری موارد به چند روز کاهش یافته است. این روند در سالهای اخیر وجود داشته اما اما در ماههای اخیر پررنگتر شده است. کوتاهتر شدن زمان رزرو، هم روی برنامهریزی پلتفرمها اثر گذاشته و هم تأمینکنندگان خدمات را وادار کرده چرخه تسویه و دریافت پول را سریعتر کنند. مشکلاتی که اخیراً برای برخی پلتفرمهای گردشگری آنلاین رخ داده، بیش از آنکه نشانه بحران کل صنعت باشد، ریشه در مسائل داخلی همان شرکتها دارد. صنعت گردشگری همه بازیگران را تحت فشار قرار داده اما نه به حدی که به خروج گسترده یا فروپاشی بازیگران بزرگ منجر شود. بازیگران بالغ و رهبران این حوزه همچنان میتوانند مسیر خود را ادامه دهند، هرچند مدیریت کسبوکار نسبت به گذشته سختتر شده است.»
در مجموع آنچه از تحولات اخیر اکوسیستم گردشگری دیجیتال ایران برمیآید، نه نشانه فروپاشی صنعت، بلکه هشداری جدی درباره پایان مدلهای رشد شتابزده، رقابتهای پرهزینه و مدیریت مالی پرریسک است؛ واقعیتی که باعث شده برخی پلتفرمها تاب ادامه مسیر را نداشته باشند و از بازار خارج شوند. با این حال، بقای پلتفرمها همچنان ممکن است، اما نه برای همه و نه با منطقهای گذشته. تنها بازیگرانی که بتوانند در شرایط فشار اقتصادی، بیثباتی رگولاتوری و تغییر رفتار کاربران، نقدینگی را بهدرستی مدیریت کنند، به تعهدات خود در برابر تأمینکنندگان پایبند بمانند و اعتماد کاربران را بهعنوان دارایی اصلی حفظ کنند، شانس ماندگاری خواهند داشت. صنعت در حال کوچک شدن نیست، بلکه در حال پالایش است؛ پالایشی که پلتفرمهای مبتنی بر عقلانیت اقتصادی و نگاه بلندمدت را حفظ میکند و مدلهای شکننده و کوتاهمدت را کنار میزند.
همهچیز از یک مطلب به اسم «اسپایدرزن» که در دوره ارشدم نوشته بودم شروع شد. درحالی که ۱۰ سال کارمند آژانس هواپیمایی بودم در همان روزها احساس کردم چقدر نوشتن را دوست دارم. از دی ۹۸ با کار در آژانس روابط عمومی پرسش و تولید محتوا شروع کردم. بعد از مدتی نوشتن بخش شرکتگردی پیوست را به عهده گرفتم و حالا خبرنگار ثابت پیوستم و دقیقا اینجا و در همین نقطه احساس میکنم از اینکه به پیوست، پیوستم خوشحالم.