پایداری زیرساختها برای بقای کسبوکارهای آنلاین ضروری است
سخت شدن دسترسی به اینترنت صرفا یک مسئله فنی نیست. این موضوع، چه در سمت…
۸ بهمن ۱۴۰۴
۲۹ آذر ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۴ دقیقه
اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر بهعنوان خالقان محتوای دیجیتال جایگاه ویژهای در اقتصاد خلاق به دست آوردهاند. آنها دیگر صرفاً بازنشرکننده یا مصرفکننده محتوا نیستند، بلکه با تکیه بر مهارتهای خلاقانه، روایتهای شخصی و بهرهگیری از ابزارهای چندرسانهای، تولیدکنندگانی هستند که هم ارزش فرهنگی و هم ارزش اقتصادی خلق کردهاند.
برند شخصی و هویت دیجیتال مهمترین سرمایه آنهاست که محتوا را از سرگرمی فراتر برده و به کالایی در اقتصاد دیجیتال بدل میکند. نقش اینفلوئنسرها را میتوان در چارچوب اقتصاد خلاق بهتر درک کرد؛ اقتصادی که بر پایه فرهنگ، نوآوری و تولیدات فرهنگی و هنری شکل گرفته و با گسترش فناوریهای دیجیتال شتابی مضاعف یافته است. اینفلوئنسرها در این عرصه نقشی همافزا ایفا میکنند؛ آنها با پیوند دادن صنایع فرهنگی و خلاق، از مد و موسیقی گرفته تا گردشگری و بازیهای ویدئویی، با جامعه مصرفکنندگان، به تقویت زنجیره ارزش این صنایع کمک میکنند. بدین ترتیب، هم به بازاریابی و ترویج محصولات فرهنگی کمک میکنند و هم در بازتعریف الگوهای مصرف فرهنگی و سبک زندگی مخاطبان اثرگذارند.
از منظر اقتصادی، فعالیت اینفلوئنسرها به صنعتی سودآور و سنجشپذیر تبدیل شده است. درآمدزایی از تبلیغات، قراردادهای اسپانسری، فروش مستقیم کالا و خدمات دیجیتال و حتی تأسیس کسبوکارهای نوآورانه، جایگاه آنان را در اقتصاد خلاق و دیجیتال تثبیت کرده است. ویژگی برجسته این صنعت، امکان سنجش اثربخشی آن از طریق شاخصهایی همچون نرخ تعامل است؛ شاخصی که نشان میدهد فعالیت اینفلوئنسرها نهتنها بر خلاقیت، بلکه بر کارآمدی اقتصادی نیز استوار است. به همین دلیل، همکاری با آنها برای برندها به مزیتی عملیاتی بدل شده است.
یافتههای گروه مشاوره کلر در سال ۲۰۲۴ نیز این ادعا را تایید میکند؛ بر اساس نظرسنجی این گروه، ۸۰ درصد از مصرفکنندگان پس از مشاهده محتوای تولیدشده توسط یک خالق محتوا و اینفلوئنسر اقدامی تکمیلی انجام دادهاند و ۵۵ درصد مستقیماً به وبسایت برندها مراجعه کردهاند. این آمار بیانگر آن است که اینفلوئنسرها نقشی تعیینکننده در فرایند تصمیمگیری مصرفکنندگان ایفا میکنند. در همین حال، تخمین زده میشود که ارزش بازار جهانی اینفلوئنسرها در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۴ میلیارد دلار است؛ رقمی که بیانگر افزایش روزافزون اتکای برندها به این بازیگران، بهویژه برای دسترسی به مخاطبان جوانتر و دیجیتالمحور است. با این حال تأثیر اینفلوئنسرها تنها به عرصه اقتصاد محدود نمیشود، بلکه ابعاد فرهنگی و اجتماعی نیز در آن نقش اساسی دارد. آنها بر سلیقهها و هویتهای فردی و جمعی تأثیر گذاشته، ارزشها و سبکهای جدیدی را ترویج میکنند و حتی به بازتعریف زیباییشناسی روزمره میپردازند.
اینفلوئنسرها با ایجاد شبکههای ارتباطی و جوامع آنلاین، سرمایه اجتماعی قابلتوجهی به دست میآورند که رابطهای نزدیک و مبتنی بر اعتماد با مخاطبان ایجاد میکند. این سرمایه اجتماعی نقشی تعیینکننده در اثرگذاری فرهنگی و تداوم فعالیت آنها دارد. در ایران نیز اقتصاد اینفلوئنسری در بستر تحولات دیجیتال و همسو با منطق اقتصاد توجه گسترش یافت. از یکسو، نفوذ وسیع اینترنت و شبکههای اجتماعی امکان دسترسی مستقیم خالقان محتوا به جامعهای گسترده از مخاطبان را فراهم کرد؛ و از سوی دیگر، سرمایهگذاری برندهای داخلی و ورود شرکتهای بازاریابی دیجیتال، سازوکارهای همکاری را حرفهایتر ساخته و فعالیت اینفلوئنسرها را از حالت فردی و پراکنده به صنعتی سازمانیافته ارتقا داد.
بررسیها نشان میدهد که با وجود محدودیتهایی همچون فیلترینگ و دشواری دسترسی به پلتفرمهای بینالمللی، ایران پس از برزیل، هند و آمریکا در رتبه چهارم جهانی از نظر تعداد اینفلوئنسر قرار دارد. برزیل با حدود ۱۰۶ میلیون تولیدکننده محتوا و ۲۵ میلیون اینفلوئنسر پیشتاز است و ایران نیز با سه میلیون اینفلوئنسر، معادل ۱.۹۳ درصد از جمعیت شاغل کشور، جایگاهی قابلتوجه به دست آورده است. این وضعیت نهتنها ظرفیت گسترده نیروی انسانی در حوزه اقتصاد خلاق را نشان میدهد، بلکه گویای آن است که اقتصاد اینفلوئنسری در ایران بهعنوان یک زیربخش پویا از اقتصاد خلاق تثبیت شده است.
با وجود گسترش این پدیده، فعالیت اینفلوئنسرها در ایران هنوز جایگاه حقوقی و نهادی مشخصی نیافته و سیاستگذاران نسبت به آن بیتوجهی نشان دادهاند. این در حالی است که در بسیاری از کشورها، فعالیت اینفلوئنسرها بهعنوان یک شغل یا فعالیت اقتصادی به رسمیت شناخته شده و در حال نهادینهسازی و تنظیمگری این حوزه هستند. برای نمونه، دولت هند، صندوقی یک میلیارد دلاری ایجاد کرده است تا از طریق حمایت مالی، آموزش تخصصی و توسعه زیرساختها در درجه اول برای اینفلوئنسرهای مناطق روستایی و کمتر توسعهیافته، زمینه شکوفایی استعدادهای دیجیتال را فراهم سازد. چنانچه در ایران نیز چنین رویکردی اتخاذ شود، میتوان از ظرفیت گسترده این حوزه برای تقویت سایر بخشهای صنایع فرهنگی و خلاق بهره گرفت. از سوی دیگر، رسمیتبخشی به فعالیت اینفلوئنسرها و ایجاد چارچوبهای حمایتی میتواند بسیاری از چالشهای موجود، از جمله نبود شفافیت مالی، بیثباتی شغلی و وابستگی شدید به پلتفرمها را کاهش دهد و این بخش نوظهور را به یکی از موتورهای محرک توسعه اقتصادی و فرهنگی کشور بدل سازد.