بزرگنمایی نقش زیرساخت پردازشی گرافیکی؛ خطایی راهبردی در توسعه هوش مصنوعی ایران
چند وقت پیش، در تماس تلفنی کوتاهی با یکی از مدیران سابق معاونت علمی و…
۸ آذر ۱۴۰۴
۸ آذر ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۴ دقیقه
اگر هنوز تصور میکنید بلکفرایدی یعنی چندتا تخفیف چشمگیر و صف دیجیتالی برای خرید، باید بگویم داستان بسیار عمیقتر و پیچیدهتر از این حرفهاست. آنچه در بلکفرایدی ۱۴۰۴ رخ داد، یک عملیات تمامعیار بازاریابی، مهندسی ترافیک، مهندسی رفتار کاربر و بهرهبرداری اقتصادی در سطح گسترده بود.
بلکفرایدی در ایران، دیگر صرفاً فرصتی برای خرید ارزان نیست؛ برای پلتفرمهای بزرگ به یک ماشین تولید سود غیرمستقیم و دادههای رفتاری تبدیل شده که اغلب کاربران از آن بیخبرند.
در روز اول بلکفرایدی ۱۴۰۴، دیجیکالا موفق شد ۲۲۰۰ میلیارد تومان فروش ثبت کند؛ عددی که در ظاهر تحسینبرانگیز است. اما به عنوان یک تحلیلگر، من نه صرفاً فروش، بلکه لایههای پنهان این رویداد را میبینم.
بیش از ۲ میلیون کالا، ۱۴ میلیون بازدیدکننده یکتا و صدها هزار کلیک در هر ساعت، نه فقط به فروش، بلکه به ارتقاء سئو، جمعآوری داده کاربر و افزایش قدرت برند منجر شده است. هر کلیک، هر جستوجو و هر «افزودن به سبد خرید» ولو بدون خرید، ارزشی دارد که بعداً در قالب جذب تبلیغدهنده، رتبه گوگل، افزایش نرخ تبدیل و فروشهای بعدی تبدیل به پول میشود.
سوال اینجاست: این سود غیرمستقیم که از رفتار میلیونها ایرانی تولید شده، چقدر به خود مردم بازمیگردد؟
برخلاف تصویر تبلیغاتی، همه تخفیفها واقعی نبودند. گزارشهای میدانی و بررسی ابزارهایی مثل ترب نشان دادند که برخی کالاها با افزایش قیمت قبل از کمپین و سپس تخفیف ظاهری، عملاً با همان قیمت یا گاهی گرانتر فروخته شدند.
در واقع، بخشی از رشد آمار فروش، کلیک و بازدید، نه به خاطر تخفیف واقعی بلکه به خاطر طراحی رفتاری کاربران بود.
برخی شرکتها از حجم ترافیک، برای بالا بردن نرخ تعامل و ارائه آمار جذاب به سرمایهگذار و تبلیغدهنده استفاده کردند. این یعنی سود نه فقط از فروش، بلکه از بزرگنمایی مخاطب و آمار هم بهدست آمد. آیا این روند شفاف است؟ خیر.
خرید اقساطی که از سوی دیجیپی و اسنپپی ارائه شد، اگرچه راهکاری برای افزایش توان خرید مردم بود، اما در عمل ابزاری برای افزایش میانگین ارزش سبد خرید و خلق وابستگی مالی کاربران نیز بود. پلتفرمها بهخوبی میدانند که اعتباردهی، برگ قدرت است.
در ظاهر این خدمات برای راحتی مردم است، اما در تحلیل اقتصادی بلندمدت، میتوان آن را مهندسی نقدینگی در خدمت رشد پلتفرم تعبیر کرد. یک کاربر قسطیخریده، احتمال بازگشتش به همان پلتفرم بیشتر است.
از پرفروشترین کالاها مثل خودکار، رب و ماکارونی تا گوشیهای چند ۱۰ میلیونی، همه در سبد خرید بودند. این یعنی حراج بلکفرایدی، بیش از آنکه فقط فروشگاه باشد، به ابزار جهتدهی به رفتار مصرفی جامعه تبدیل شده است. مردم برای صرفهجویی خرید میکنند، ولی در بسیاری موارد در تله طراحی خرید بیشتر گرفتار میشوند. این یعنی مهندسی میل خرید، نه صرفاً ارائه تخفیف.
پلتفرمهایی مثل ترب نقش کلیدی در افشای تخفیفهای صوری ایفا کردند. اگر کاربر آگاه باشد، میتواند متوجه شود بسیاری از تخفیفهای ۵۰ تا ۷۰ درصدی صرفاً تغییر ظاهر قیمتاند. اکالا هم با کمپینهایی مثل سوپرفرایدی به فضای رقابتی وارد شد اما داده فروش آنها شفاف نبود.
بلکفرایدی ۱۴۰۴ نه فقط یک جشنواره فروش، بلکه یک پروژه گستردهی جمعآوری داده، افزایش قدرت برند، تسلط بر رفتار کاربر و خلق سود غیرمستقیم بود. سودهایی که با وقت، کلیک، توجه و دادههای کاربران ایرانی بهدست آمدند و بخشی از آنها به فروش واقعی منجر نشدند.
پلتفرمهایی مثل دیجیکالا، اسنپ، دیجیپی و دیگران، در این بازی بسیار موفق بودند. اما نه بهخاطر صرفاً تخفیف، بلکه بهخاطر شناخت عمیقشان از روانشناسی بازار.
وقت آن است که این سازوکارها شفاف، مردم آگاهتر و نهادهای ناظر دقیقتر شوند. بلکفرایدی سودآور بود اما نه فقط برای مردم؛ بیشتر برای آنهایی که «رفتار مردم» را بهخوبی مهندسی کردند.