skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

جشنواره نوروزی آنر

پرونده‌ای درباره دیپلماسی فناوری؛ زبان سیاست در دنیای دیجیتال

مینا پاکدل تحریریه

۸ آذر ۱۴۰۴

زمان مطالعه : ۲ دقیقه

شماره ۱۴۰

پرونده‌ای درباره دیپلماسی فناوری
در جهان امروز، فناوری فقط ابزاری برای ارتباط یا تولید نیست و به یکی از زبان‌های اصلی قدرت بدل شده؛ از سیلیکون‌ولی تا پکن، از بروکسل تا دوبی، دولت‌ها و شرکت‌ها در رقابتی پنهان و آشکار برای «نفوذ دیجیتال» و «استانداردگذاری جهانی» هستند. در این میان، مفهومی تازه وارد واژگان سیاست جهانی شده است: دیپلماسی فناوری (Tech Diplomacy). اما دیپلماسی فناوری دقیقاً چیست؟ چه تفاوتی با دیپلماسی دیجیتال (Digital Diplomacy) یا دیپلماسی سایبری (Cyber Diplomacy) دارد؟ اگر دیپلماسی دیجیتالی به استفاده‌ دولت‌ها از ابزارهای آنلاین برای ارتباط و نفوذ سیاسی اشاره دارد و دیپلماسی سایبری به حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و امنیت شبکه می‌پردازد، دیپلماسی فناوری گامی فراتر است: گفت‌وگویی میان دولت‌ها و غول‌های فناوری درباره‌ «ساختار قدرت دیجیتال»، از داده و الگوریتم گرفته تا اخلاق هوش مصنوعی و حاکمیت اطلاعات. در یک دهه‌ اخیر، کشورهایی مانند دانمارک، فرانسه و ژاپن منصب‌های رسمی «سفیر فناوری» ایجاد کرده‌اند تا رابطه‌ میان دولت و شرکت‌هایی چون گوگل، متا و مایکروسافت را سامان دهند؛ شرکت‌هایی که امروز عملاً از بسیاری دولت‌ها اثرگذارترند. اما در کنار این موج، نگرانی‌هایی نیز ابراز می‌شود: دیپلماسی فناوری ممکن است به ابزاری تازه برای استعمار داده بدل شود؛ جایی که برخی از کشورها تنها نقش مصرف‌کننده و منبع داده پیدا می‌کنند و سیاست‌های فناوری از کشورهایی معدود دیکته می‌شود. در این پرونده می‌خوانیم که چگونه از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، کشورها برای نخستین ‌بار «سفیر فناوری» منصوب کردند. چطور شرکت‌ها به قدرت‌های فراملی بدل شدند و باعث شدند سیاست جهانی در مرز میان دیپلماسی و داده بازتعریف شود. در این پرونده روایت‌ها و تحلیل‌هایی از پژوهشگران، سیاست‌گذاران و ناظران جهانی گرد آمده تا تصویری چندلایه از آینده‌ روابط بین‌الملل در دوران فناوری ترسیم کنیم، جایی که مرز میان «قدرت نرم» و «کد سخت» روزبه‌روز باریک‌تر می‌شود.

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۱۴۰ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۴۰ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/n1f
مینا پاکدلتحریریه

    کارشناسی ادبیات انگلیسی را که گرفتم دیگر مطمئن بودم کلمه‌ها را اگر در گفتار شفاهی کم می‌آورم، در نوشتار توی مشتم هستند و از لای انگشت‌هایم لیز نمی‌خورند. در آن سال‌ها ترجمه می‌کردم و ویرایش. در گیرودار پایان‌نامه ارشد فلسفه بودم که برای یکی از ویژه‌نامه‌های پیوست چند گزارش ترجمه کردم و قرار شد پاره‌وقت کار کنم. آن‌موقع‌ها دفتر پیوست خانه دوطبقه قدیمی‌ای بود که حیاطش درخت داشت، ایوانش بزرگ بود و آسمان معلوم. جای‌گیر شدم طبقه هم‌کف در اتاق میثم. در واقع او و مهرک بودند که به من چم‌وخم روزنامه‌نگاری را یاد دادند؛ اینکه چطور باید یادداشت و گزارش نوشت یا کنداکتور بست؛ چطور نباید ترسید و از قالب سفت‌وسخت آکادمیک بیرون آمد. حالا تقریبا ده سالی از آن روز اول می‌گذرد. در این سال‌ها با چند ماهنامه و فصل‌نامه دیگر و نشرهای مختلف همکاری کرده‌ام و همچنان و همیشه در پیوست مشغول بوده‌ام. اینجا محل کار من نیست؛ خانه من است و آدم‌هایش کسانی‌اند که تو را همان شکلی که هستی، می‌پذیرند، با همه ضعف‌ها و قوت‌ها، با همه روشنایی‌ها و تاریکی‌ها.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *

    برای بوکمارک این نوشته
    Back To Top
    جستجو