skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

جشنواره نوروزی آنر

یک روز با روستاتیش در دل تهران؛ به روستا برمی‌گردیم

سمانه سمیع تحریریه

۳ تیر ۱۴۰۲

زمان مطالعه : ۱۱ دقیقه

شماره ۱۱۳

روستاتیش
روستاتیش زمینه کاری: کارآفرینی اجتماعی، تولید و فروش محصولات روستایی نیروی انسانی: ۶ نفر سال تاسیس: ۱۳۹۲   در دل روزهای گرم و پرتب‌وتاب خیابان‌های مرکز شهر جایی در خیابان شریعتی خانه حیاط‌دار دلبازی را تصور کنید که بچه‌گربه‌ها کنار باغچه حیاط لم داده‌اند و میزبان با شربت بهارنارنج و بوی قهوه از شما استقبال می‌کند. ظرف‌های حصیری، سبدهای گل‌نمدی، تابلوهای سوزن‌دوزی‌شده و کوسن‌های گلدوزی‌شده‌... اینجا روستاتیش است. روستاتیش یک استارت‌آپ حوزه کارآفرینی اجتماعی است و مینا کامران و احسان مهتدی بنیان‌گذاران آن هستند که از سال ۹۸ فعالیت رسمی خود را در روستاتیش آغاز کرده‌اند. «رکاب می‌زدیم، شهر به شهر، روستا به روستا، انگار هر بار روی شانه‌هایمان مسئولیت تازه‌ای می‌نشست، دیگر چادر نمی‌زدیم، خانه‌هایشان خانه‌ ما شده بود، ما در برابر خودمان و دنیایی که برای ما ساخته بودند مسئول بودیم.» اینها حرف‌های زن و شوهری است که روستاتیش را خلق کرده‌اند. مینا آغازگر قصه روستاتیش است: «قصه شروع روستاتیش به سال ۸۷ برمی‌گردد، زمانی که من و همسرم با دوچرخه ایران را رکاب می‌زدیم. اوایل برایمان تعداد کیلومترهای بیشتر و رفتن به شهرهای بیشتر ملاک بود اما کم‌کم مسیر دوچرخه سواری ما رنگ‌وبوی دیگری به خود گرفت.» رنگ‌وبویی که مینا از آن صحبت می‌کند ورود آنها به روستاها و آشنایی‌شان با روستایی‌هایی است که کم‌کم بخشی از زندگی مینا و احسان می‌شوند: «کم‌کم از رکاب زدن در دل جاده‌ها به ورود به روستاها و خانه‌های روستایی‌ها رسیدیم. دیگر لازم نبود چادر بزنیم. خانه‌هایشان مثل خانه خودمان شده بود و با پوست و خونْ حرف‌ها، قصه‌ها و غصه‌هایشان را لمس می‌کردیم. هر بار که روستا به روستا در ایران در گذر بودیم توی هر روستا روایت‌ها، محصولات و حتی آدم‌هایی را می‌دیدیم که ما را به وجد می‌آوردند.» احتمالاً آن زمان احسان و مینا تصور نمی‌کردند این ایران‌گردی عاشقانه چگونه روند زندگی شغلی خودشان و میزبان‌هایشان را در...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۱۱۳ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۱۳ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/f7a
سمانه سمیعتحریریه

    همه‌چیز از یک مطلب به اسم «اسپایدرزن» که در دوره ارشدم نوشته بودم شروع شد. درحالی که ۱۰ سال کارمند آژانس هواپیمایی بودم در یک لحظه احساس کردم چقدر نوشتن را دوست دارم. از دی ۹۸ با کار در آژانس روابط عمومی پرسش و تولید محتوا شروع کردم. بعد از مدتی نوشتن بخش شرکت‌گردی پیوست را به عهده گرفتم و حالا خبرنگار ثابت پیوستم و دقیقا اینجا و در همین نقطه احساس می‌کنم چقدر از اینکه به پیوست، پیوستم خوشحالم.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    *

    برای بوکمارک این نوشته
    Back To Top
    جستجو