نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 22 کتابخانه نقد و بررسی صفحه 90

مروری بر آثار یونجی ماسودا

طراح مسیر توسعه فناورانه کشور ژاپن

مانا سراییدبیر بخش کتابخانه

یونجی ماسودا (Yoneji Masuda) تقریبا عمری معادل قرن بیستم دارد. او در جامعه ژاپن رشد کرد و نمونه‌ای برجسته از مفاخر فرهنگ ژاپن شد؛ یکی از برجسته‌ترین پژوهشگران قرن بیستم، معلمی جدی و صبور، مدیری اخلاق‌گرا و شهروندی فروتن که نظریه جامعه اطلاعاتی با نام او گره خورده است. ماسودا طراح مدل استراتژیک جامعه فناورانه ژاپن در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی بود که عملا ژاپن را در جایگاه یک قدرت فناورانه بی‌بدیل قرار داد. او اغلب کتاب‌ها و مقالاتش را به زبان ژاپنی نوشت و علاقه‌ای به انتشار آثارش به زبان‌های دیگر نداشت. کرسی استادی مهم‌ترین دانشگاه‌های ایالات متحده به او پیشنهاد شد اما نپذیرفت و تا پایان عمر در ژاپن ماند. وقتی فوت شد نخست‌وزیر ژاپن در سوگش گفت:«ملت ژاپن به این انسان فرهیخته مدیون است. او در یکی از مهم‌ترین برهه‌های تاریخ ژاپن مسیر درست را به ما نشان داد.» او مردی بود که تنها دو بار مصاحبه کرد، هیچ گاه روی صحنه نرفت و جلو دوربین تلویزیون قرار نگرفت.

اصطلاح «جامعه اطلاعاتی» نخستین بار در اوایل دهه ۶۰ میلادی در چند مقاله مرتبط با علوم انسانی و ارتباطات در ژاپن مطرح شد. پیش از آنکه از ترکیب «جامعه اطلاعاتی» استفاده شود، در سال ۱۹۶۲ میلادی طی گفت‌وگویی میان کیشو کورکاوا (Kisho Kurokawa) معمار و تادائو اومسائو (Tadao Umesao) انسان‌شناس و تاریخدان ژاپنی اصطلاح «مرحله بالاتر تکامل اجتماعی» (Joho Shakai) مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت. این اصطلاح درباره نقش فناوری ارتباطات و کامپیوترها در تغییر جهان مطرح شد. آن دو در سلسله گفت‌وگوهایی تلاش کردند بفهمند فناوری جدید چگونه می‌تواند بر تحولات اجتماعی تاثیر بگذارد. چند ماه بعد، تادائو اومسائو مقاله‌ای با عنوان «نظریه تکامل مبتنی بر صنایع اطلاعات» منتشر کرد که ماحصل مطالعاتش درباره این موضوع بود. نخستین بار اصطلاح «جامعه اطلاعاتی» به صورت مشخص توسط میچیکو ایگاراشی (Michiko Igarashi) جامعه‌شناس مشهور و نویسنده مقالات فراوان درباره تاثیر فناوری ارتباطی و رسانه‌های نوین در تحولات اجتماعی‌فرهنگی طی سال ۱۹۶۴ استفاده شد اما مورد توجه قرار نگرفت.
سال‌های پایانی دهه ۶۰ میلادی دو کتاب با عنوان «جامعه اطلاعاتی» در ژاپن و به زبان ژاپنی منتشر شد: کتاب «مقدمه‌ای بر جامعه اطلاعاتی» نوشته مشترک یونجی ماسودا و کونچی کویاما (Konichi Kohyama) سال ۱۹۶۸ میلادی و کتاب «جامعه اطلاعاتی: از جامعه سخت به جامعه نرم» از یوجیرو هایاشی (Yujiro Hayashi) سال ۱۹۶۹ میلادی منتشر شدند. هر دو کتاب تاثیری عمیق بر سیاستگذاری‌های مدیریتی درازمدت در کشور ژاپن داشتند. از این زمان نام یونجی ماسودا بیش از همیشه بر سر زبان‌ها افتاد. این استاد ۶۵ساله دانشگاه در مدتی کوتاه مدیر پروژه جامعه اطلاعاتی ژاپن شد و نقشی غیرقابل تصور در توسعه سریع و شگفت‌انگیز ژاپن بازی کرد. ماسودا اعتقاد داشت فناوری اطلاعات جهان را تغییر می‌دهد و اگر یک انسجام مدیریتی در سطح کلان کشور وجود داشته باشد و برنامه‌ای دقیق و عالمانه تدوین و اجرا شود، می‌توان از مسیری غیر از مسیر صنعتی شدن و از راه میانبر به یک کشور توسعه‌یافته تبدیل شد. او باور داشت جامعه اطلاعاتی یک جامعه چندوجهی است که همه عناصر و سطوح آن نیازمند استفاده از اطلاعات هستند.
به پیشنهاد دولت ژاپن موسسه توسعه کاربرد کامپیوتر ژاپن با همکاری گروهی از پژوهشگران و استادان دانشگاه مطالعه‌ای درباره تاثیر فناوری جدید بر صنعت و کسب و کار انجام داد. گزارش نهایی این پروژه سال ۱۹۷۱ میلادی منتشر شد. یونجی ماسودا مدیر این پروژه بود. درگیر شدن در این مطالعه و سابقه پژوهش‌ها و مطالعات قبلی ماسودا باعث شد او «طرح جامعه اطلاعاتی: برنامه ملی ژاپن سال ۲۰۰۰» را به وزارت صنعت و تجارت ژاپن ارائه دهد. از این زمان تا دو دهه بعد او مهم‌ترین نقش را در توسعه فناورانه و اقتصادی ژاپن بر عهده دارد.
سال ۱۹۷۰ میلادی مقاله «جامعه اطلاعاتی» را طی کنفرانسی در نیویورک ارائه کرد. این نخستین متن به زبان انگلیسی است که دقیقا از اصطلاح جامعه اطلاعاتی (Information Society) استفاده می‌کند. در این مقاله از تولد عصر اطلاعات سخن می‌گوید و با تمرکز بر فناوری ارتباطات و کامپیوترها استدلال می‌کند ما در حال ورود به عصری جدید هستیم و جامعه در حال تغییر به جامعه‌ای نوین با نام جامعه اطلاعاتی است. او می‌نویسد:«اطلاعات هر روز اهمیت بیشتری می‌یابد و ارزش آن از سخت‌افزار بیشتر می‌شود.» ماسودا از تعبیر «مرحله بالاتری از تکامل اجتماعی، از منظر تکامل بیولوژیک» برای توصیف جامعه اطلاعاتی استفاده می‌کند. او به این موضوع اشاره می‌کند که نظریه‌های ارتباطی و نظریه‌های اطلاعاتی اکنون بر هم منطبق شده و همگام شدن الگوهای رسانه‌ای و ارتباطی با فناوری اطلاعات و کامپیوترها ما را با شرایط جدیدی مواجه کرده است. یکی از نکاتی که ماسودا به آن اشاره می‌کند جایگاه کلیدی دانایی در جامعه اطلاعاتی است. او می‌نویسد:«توسعه جامعه وابسته به دانایی‌محور بودن حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و صنعتی است که ریشه در گسترش ارتباطات و اطلاعات دارد… اطلاعات مهم‌ترین شاخصه یک جامعه است که می‌تواند منجر به دانایی شود.»
هرچند این مقاله بسیار مهم بود و به زبان انگلیسی در ایالات متحده ارائه شد، با بی‌اعتنایی محافل آکادمیک در ایالات متحده و غرب روبه‌رو شد. تقریبا یک دهه بعد، با مشخص شدن جهش چشمگیر صنعتی ژاپن و جایگاه این کشور در فرآیند جهانی توسعه، توجه متفکران غربی به یونجی ماسودا و نظریه جامعه اطلاعاتی او جلب شد. سال ۱۹۷۸ سایمن نورا و آلن مینک به درخواست نخست‌وزیر وقت فرانسه گزارشی درباره مدل استراتژیک جامعه اطلاعاتی ژاپن تهیه کردند که در واقع ترجمه تلخیص‌شده همان گزارشی بود که ماسودا تهیه کرده بود. از این زمان نظریه جامعه اطلاعاتی ماسودا مورد توجه گسترده قرار گرفت و انبوهی از مقالات در این مورد منتشر شد.
ماسودا سال ۱۹۷۴ میلادی مقاله «جامعه اطلاعاتی از منظر تکامل بیولوژیکی» را منتشر کرد. این مقاله که مانند اغلب آثار او به زبان ژاپنی انتشار یافت، تحلیلی از آینده جامعه اطلاعاتی است و آن را با یک ارگانیسم مقایسه می‌کند. او تاکید دارد جامعه اطلاعاتی یک جامعه کاملا یکپارچه است و همچون یک موجود زنده عمل می‌کند. این جامعه یک جامعه پیچیده چندمرکزی
(Complex Multi-Centered Society) است که در آن انبوهی از سیستم‌ها، به واسطه شبکه‌های اطلاعاتی با هم مرتبط هستند و ساختاری یکپارچه ایجاد می‌کنند.
او در این مقاله استدلال می‌کند فناوری اطلاعات و ارتباطات ساختارهای اجتماعی و اقتصادی را در سه مرحله تغییر می‌دهد: در مرحله نخست فناوری کاری را انجام می‌دهد که پیشتر انسان انجام می‌داد؛ در مرحله دوم فناوری به واسطه خلق دانش جدید کاری را انجام می‌دهد که انسان پیشتر نمی‌توانست انجام دهد؛ و در مرحله سوم ساختارهای اجتماعی‌اقتصادی مسلط پیشین به ساختارهای اجتماعی‌اقتصادی جدیدی تبدیل می‌شوند که بهره‌وری بسیار بیشتری دارند و دانش نامحدودی خلق می‌کنند. مرحله سوم ماحصل گذار از دو مرحله قبل است.
سال ۱۹۷۵ میلادی مقاله «مدیریت و سازمان در جامعه اطلاعاتی» را منتشر می‌کند. این مقاله حاصل ارتباط مستقیم او با مدیران ارشد سازمان‌های خصوصی و نهادهای دولتی در طول اجرای پروژه‌های ارزیابی جامعه اطلاعاتی ژاپن است. تکمیل و گسترش این مقاله منجر به نگارش کتاب «مدیریت در جامعه اطلاعاتی» شد که تقریبا ۱۰ سال بعد انتشار یافت.
دو سال بعد مقاله «سازمان در قرن بیست و یکم» را منتشر می‌کند. در این مقاله معماری سازمانی را در جامعه صنعتی و جامعه اطلاعاتی به دقت مقایسه می‌کند و نشان می‌دهد سازمان‌هایی که معماری سازمانی خود را مطابق با الگوی جامعه صنعتی حفظ کرده‌اند، با شکست مواجه خواهند شد. او می‌نویسد:«ما وارد عصر جدیدی شده‌ایم که کاملا متفاوت با گذشته است… تلفیق و همگرایی کامپیوترها و فناوری ارتباطی ماهیت جهان را تغییر خواهد داد… ما با یک تغییر مبنایی در ماهیت ارزش و تبدیل آن به چیزی که من ارزش‌های اطلاعاتی (Information Values) می‌نامم، روبه‌رو هستیم… ارزش اطلاعاتی جایگزین ارزش مادی شده و نیروی محرکه برای توسعه جامعه است… تغییر جایگاه و تاثیرگذاری اطلاعات باعث تحولی شگفت در اقتصاد خواهد شد و الگوهای کسب و کار را زیر و رو می‌کند.»
سال ۱۹۸۰ میلادی کتاب «جامعه اطلاعاتی به مثابه جامعه پساصنعتی» را منتشر می‌کند. این کتاب تبیین دقیق و عالمانه نظریه جامعه اطلاعاتی است. ماسودا در این کتاب تحت تاثیر دو کتاب «تولید و توزیع دانش در ایالات متحده» فریتز مچلاپ و «ظهور جامعه پساصنعتی» دانیل بل قرار دارد اما این تاثیر را در بستر مطالعات و پژوهش‌هایی که در ژاپن انجام داده است و نقشش به عنوان مدیر موسسه جامعه اطلاعاتی این کشور کاملا درونی و نهادینه می‌کند و به نظریه‌ای متفاوت و منسجم دست می‌یابد. ماسودا می‌نویسد:«جامعه اطلاعاتی شکل جدید جامعه بشری است که مشخصا با جامعه صنعتی متفاوت است. نیروی محرکه جامعه صنعتی ارزش‌های مادی بود اما اکنون نیروی محرکه شکل‌گیری و توسعه جامعه اطلاعاتی، تولید هرچه بیشتر ارزش‌های اطلاعاتی است. فناوری ارتباطات و کامپیوترها چارچوب جدید و متفاوت جامعه اطلاعاتی و تعیین‌کننده ماهیت متمایز این جامعه است… در توسعه درازمدت اقتصادی، قدرمحوریت اقتصاد از حوزه‌های اولیه مانند معادن و کشاورزی و ثانویه مانند تولید و صنعت با رشدی همه‌جانبه و پایدار تغییر می‌کند و به حوزه جدید خدمات که به طور دائم در حال تغییر و توسعه است، تغییر می‌یابد.»
چند ماه پس از انتشار کتاب، مقاله «جامعه اطلاعاتی و کنترل ذهن» را می‌نویسد که تنها مقاله با رویکرد انتقادی نسبت به فناوری اطلاعات و ارتباطات است. این مقاله در عین حال که نگاه خوش‌بینانه ماسودا را به آثار فناوری جدید نشان می‌دهد، پرسشی اخلاقی درباره استفاده از فناوری جدید برای اهداف نادرست و غیراخلاقی مطرح می‌کند. سال ۱۹۷۴ میلادی برای نخستین بار طی یک عمل جراحی، میکروچیپی در مغز یک بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی شدید که چهار نفر را کشته بود، کار گذاشته شد. یک سال بعد ایمپلنت مغزی مشابهی در بیمارستان روانپزشکی استکهلم سوئد انجام شد. هدف اصلاح رفتار فرد با کنترل ذهن بیماران بود. تکرار این اتفاقات توجه ماسودا را به خود جلب کرد و سوال‌هایی برایش به وجود آورد. برای نخستین بار در این مقاله تصویری از کاربردهای نادرست فناوری جدید ارائه می‌کند و هشدار می‌دهد این‌گونه اقدامات می‌تواند ظهور جامعه اطلاعاتی و نتایج و پیامدهای مثبت آن را تحت‌الشعاع قرار دهد. او می‌نویسد:«بدیهی است از نظر تکنیکی ما می‌توانیم با تکیه به فناوری اطلاعات این میکروچیپ‌ها را در مغز بیماران قرار دهیم و اطلاعاتی را که برای ماهواره‌ها می‌فرستند، از طریق ابررایانه‌ها دریافت و تحلیل کنیم. اما پرسشی ذهن مرا درگیر خود کرده: آیا این کار درست است؟ آیا کاربردهای فناوری اطلاعات هیچ محدودیتی نباید داشته باشد؟… می‌ترسم آزادی فردی به شکلی ارولیستی [اشاره به کتاب ۱۹۸۴ جورج ارول] به وسیله فناوری جدید تهدید شود.» ماسودا در این مقاله پیشنهاد می‌کند با آموزش گسترده مردم، وضع قوانین محدودکننده بین‌المللی و ارائه مقاله و سخنرانی در کنفرانس‌های بین‌المللی با این تهدید مقابله شود. او معتقد است «هدف گسترش آزادی انسان و زندگی بهتر است… جامعه اطلاعاتی در این راستا حرکت می‌کند، اگر بتوانیم جلوی خطاها را بگیریم».
سال ۱۹۸۲ میلادی مقاله «سه آلترناتیو برای حل مشکلات جهانی» را در نشست سالانه یونسکو ارائه می‌کند که بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد و منجر به تدوین متون پایه‌ای یونسکو در مورد جامعه اطلاعاتی می‌شود. سال بعد مقاله «خانواده در جامعه اطلاعاتی» را در فصلنامه خانواده آمریکایی منتشر می‌کند. این مقاله نگاهی جامعه‌شناسانه به تغییر ساختار خانواده ژاپنی در جامعه اطلاعاتی است؛ مقاله‌ای که اکنون نیز خواندنی و آموزنده است و به خصوص می‌تواند برای درک تحولات خانواده در کشور ما مفید باشد.
سال ۱۹۸۳ مقاله «جایگاه کتابخانه در جامعه اطلاعاتی» را در فصلنامه کتابخانه الکترونیکی منتشر کرد. در این مقاله تاثیر فناوری اطلاعات در تغییر الگوی کتابخانه‌ها در سه بعد فنی، بعد اجتماعی و بعد انسانی بررسی می‌شود. نویسنده نشان می‌دهد محدودیت‌های زمانی و مکانی در دسترسی به منابع از بین رفته است، کتاب‌ها و اسناد و منابع صوتی‌تصویری در دسترس همه قرار دارد، انبوهی از اطلاعات بدون محدودیت در اختیار کاربران قرار گرفته است. او تاثیر جهانی شدن را بر کتابخانه‌ها مطالعه می‌کند و نتیجه می‌گیرد اکنون هر نویسنده و خالق اثری می‌تواند اثرش را به مخاطب نامحدود ارائه دهد. ماسودا به خوبی گسترش کتابخانه‌های دیجیتالی را پیش‌بینی می‌کند، تغییر ماهیت کتابداری را شرح می‌دهد و تاکید می‌کند در سال‌های بعد رفرنس‌ها و کتاب‌های مرجع به صورت دیجیتالی در اختیار همه قرار خواهد گرفت و دیگر نیازی به انتشار گسترده این رده از کتاب‌ها نخواهد بود. او درباره تصویر کتابخانه آینده به عنوان «یک ماهیت غیرفیزیکی خودکار» و «انبار جامعی از سوابق تاریخی انسان» به نکات جالبی اشاره می‌کند.
سال ۱۹۸۵ میلادی مقاله «فرضیه‌ای در باب ظهور انسان نابغه» را منتشر می‌کند و به تفصیل ادعا می‌کند زمانی که جامعه اطلاعاتی به نهایت پیشرفت خود برسد ما با گونه جدیدی از انسان روبه‌رو خواهیم بود که او آن را انسان نابغه (Homo Intelligence) می‌نامد. به اعتقاد ماسودا همان‌طور که هوموارکتوس چند صد هزار سال قبل در زمین ظاهر شد و هوموساپینس چند ۱۰ هزار سال پیش، در آینده گونه دیگری از انسان پدیدار خواهد شد.
سال ۱۹۸۶ کتاب تاثیرگذار «مدیریت در جامعه اطلاعاتی: هم‌افزایی به شیوه ژاپنی» را منتشر کرد؛ کتابی که چند سال بعد به انگلیسی و شش زبان دیگر ترجمه شد و مورد توجه قرار گرفت. اصطلاح «مدل مدیریت ژاپنی» تحت تاثیر این کتاب متداول شد.
سال ۱۹۸۹ مقاله «جامعه فرصت‌ها: زمانی برای زندگی که ارزش زیستن داشته باشد» را منتشر کرد. در این مقاله مروری بر ویژگی‌های جامعه اطلاعاتی دارد و آثار و نتایج آن را بررسی می‌کند. می‌نویسد:«جامعه اطلاعاتی یک مدل اجتماعی جدید با چارچوب‌های متفاوتی را محقق می‌کند که مبتنی بر استفاده گسترده از اطلاعات به عنوان منبع اصلی نوآوری‌های جدید و توسعه است.» ماسودا اشاره می‌کند کشورهای توسعه‌نیافته می‌توانند از مواهب جامعه اطلاعاتی برای کاهش شکاف بین کشورهای صنعتی توسعه‌یافته و کشورهای توسعه‌نیافته بهره‌مند شوند و زندگی بهتری برای شهروندان‌شان فراهم آوردند. او معتقد است ما در شرایطی قرار داریم که بوروکراسی جای خود را به دموکراسی‌های مشارکتی می‌دهد؛ تضادهای قومیتی و ناسیونالیستی و مذهبی به تدریج کمرنگ می‌شود و جهانی شدن امکان ارتباط مستقیم شهروندان سراسر جهان را فراهم می‌کند. او چنین شرایطی را بسیار بهتر از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت می‌داند و معتقد است:«جامعه اطلاعاتی این فرصت را به ما می‌دهد که به شیوه‌ای زندگی کنیم که ارزش زیستن داشته باشد.»
در تلقی ماسودا، جامعه اطلاعاتی یک مفهوم یکپارچه و به‌هم‌پیوسته است که نمی‌توان آن را به بخش‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فناوری و فرهنگی تفکیک کرد، بلکه اثر فناوری ارتباطات و اولویت یافتن اطلاعات در همه بخش‌ها تاثیری عمیق دارد و در عمل جامعه‌ای جدید به وجود می‌آورد که یک کلیت متفاوت از جامعه پیشینی است. مهم‌ترین ویژگی جامعه اطلاعاتی استفاده مستمر و کارا از فناوری اطلاعات و ارتباطات توسط شهروندان و کاربران نهایی است که منجر به ارتقای کیفیت زندگی افراد می‌شود.
او به شکلی هوشمندانه وجوه مختلف جامعه اطلاعاتی را مورد توجه قرار می‌دهد و بر این موضوع تاکید دارد که هر کشور باید بتواند برنامه ملی جامعه اطلاعاتی خود را تدوین کند. این برنامه در اغلب موارد مشابه برنامه کشورهای پیشرو و موفق است اما در مواردی نیز تفاوت خواهد داشت. او اعتقاد دارد زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات یکسان است اما توجه به ظرفیت‌های فرهنگی و اقتصادی هر جامعه باعث می‌شود مدل اجرایی و عملیاتی متفاوتی برای تبدیل شدن به یک جامعه اطلاعاتی تدوین شود. در نگاه ماسودا نکته کلیدی در کشورهای در حال توسعه، وجود و تکمیل زیرساخت ملی یا منطقه‌ای اطلاعات و ارتباطات پیش از اطلاعاتی کردن جامعه است.
فرآیندهای ورود به جامعه اطلاعاتی نیازمند تدوین استراتژی‌های جدید اقتصادی‌فرهنگی است که باید توسط مراکز پژوهشی و دانشگاهی و بدون توجه به رویکردهای سیاسی تدوین شود. این فرآیند منجر به تغییراتی در حوزه‌های مختلف می‌شود که در کوتاه‌مدت به نظر می‌رسد نظم مسلط به هم خورده و در کشور، رقابتی بی‌نظم و پرآشوب شکل می‌گیرد. این رقابت و بی‌نظمی باعث ناپایداری در عرصه سیاست، اقتصاد و فرهنگ می‌شود. درک این تحول و پیش‌بینی مخاطرات احتمالی و پذیرش این دوره ناپایداری توسط دولتمردان و نخبگان جامعه ضروری است. برای مثال او به حوزه کسب و کار اشاره می‌کند: پس از ایجاد زیرساخت ملی یا منطقه‌ای اطلاعات و ارتباطات، فرآیند اطلاعاتی شدن اقتصاد سبب تغییر مرزهای اقتصاد و صنعت می‌شود و به سازمان‌ها و شرکت‌های تازه‌وارد و نوظهور فرصت فعالیت و رقابت می‌دهد. بدین ترتیب، بازار در دوره زمانی کوتاه با آشفتگی مواجه می‌شود. این آشفتگی در اقتصاد و بازار برای کشورهای توسعه‌نیافته، مهلک و برای کشورهای در حال توسعه، پرفشار است.
امروزه اطلاعات به یک ارزش محوری تبدیل شده و همه وجوه مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی زندگی بشر را تحت تاثیر قرار داده است. جایگزین شدن ارزش اطلاعات (به عنوان یک کالای غیرمادی) به جای ارزش کالاهای مادی با ظهور و گسترش فناوری ارتباطی همراه شد. این همگام شدن منجر به یک انقلاب اطلاعاتی شده که هر روز سرعت بیشتری می‌گیرد و عملا ما را با یک «جامعه اطلاعاتی» روبه‌رو کرده است. در جامعه اطلاعاتی با یک تغییر پارادایمی از فناوری مولد (Productive Technology) به فناوری اطلاعات (Information Technology) مواجه هستیم. نتیجه این تغییر ظهور شکل جدیدی از جامعه است که با جامعه صنعتی و جامعه پساصنعتی (تعریف‌شده توسط دانیل بل) متفاوت است.
ماسودا اعتقاد دارد جامعه اطلاعاتی منجر به بازتعریف چهار عنصر اصلی «مردم، خدمات، فناوری و اطلاعات» می‌شود و این چهار عنصر پایه‌های تحولات جامعه اطلاعاتی هستند. در نتیجه، ارزیابی و سنجش میزان تحقق جامعه اطلاعاتی در یک کشور لزوما باید مبتنی بر این ارکان باشد. ارتباط هر یک از این موارد با هم منجر به هم‌افزایی می‌شود؛ مثلا ارتباط دو عنصر مردم و اطلاعات باعث ارتقای دانش می‌شود، ارتباط دو عنصر فناوری و اطلاعات منجر به کمرنگ شدن الزامات و محدودیت‌های مکانی و زمانی می‌شود، ارتباط عناصر خدمات و فناوری منجر به تغییر ماهیت کسب و کار می‌شود. ماسودا استدلال می‌کند که ارتباط این چهار رکن با یکدیگر باعث «جهانی شدن» شده است.
در جامعه اطلاعاتی مفاهیم «مردم» و «فرد» تغییر می‌کند: هر فرد می‌تواند با افراد بیشتری در ارتباط باشد؛ گروه‌های گسترده‌تری را بشناسد و در هر زمان و از هر مکان با دیگران مرتبط شود. اهمیت مفهوم خدمات نیز تغییر می‌کند و جایگزین تولید می‌شود. اکنون تولید فرع بر خدمات است، هزینه‌ها کاهش می‌یابد، هر کس از هر کجا و در هر زمان می‌تواند محصول و خدمت را خریداری کند، شیوه پرداخت تغییر می‌کند، الگوی کار و فراغت نیز دگرگون می‌شود. از سوی دیگر، اطلاعات در جامعه جدید نقش محوری دارد و بر هر آنچه می‌خوانیم، می‌شنویم، می‌بینیم، می‌دانیم و -از همه مهم‌تر- بر «چگونگی» خواندن و شنیدن و دیدن و دانستن تاثیر می‌گذارد. فناوری جدید نقش مرتبط کردن عناصر مردم، خدمات و اطلاعات را بر عهده دارد و با تکیه بر کامپیوترها بر گستره باورها و عملکردهای روزانه ما (چه فردی و چه اجتماعی) تاثیر می‌گذارد

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz