در شرکتهای زیرساختی، موفقیت همیشه با پایان یک پروژه معنا پیدا نمیکند، بلکه تداوم بیوقفه خدمات و پایداری سامانهها، معیار واقعی عملکرد را شکل میدهد. همین تفاوت، شاخصهای سنتی مدیریت پروژه را دچار چالشی جدی کرده است، زیرا زمان، هزینه و پیشرفت پروژه، دیگر بهتنهایی نمیتوانند تصویری دقیق از عملکرد سازمان به دست دهند. مدیریت عملکرد امروز از کنترل پروژه فراتر رفته و بهسمت حکمرانی عملکرد حرکت میکند. ارزش پس از تحویل پروژه آغاز میشود شرکتهای زیرساختی بیش از آنکه با پروژههای بهپایانرسیده شناخته شوند، با کیفیت خدماتی شناخته میشوند که هر روز عرضه میکنند. اختلالی که رخ نمیدهد، سامانهای که از دسترس خارج نمیشود و خدمتی که بدون وقفه ادامه پیدا میکند، بخش مهمی از ارزش این سازمانها را شکل میدهد. چنین دستاوردی در گزارشهای متداول پروژه بهسادگی قابل اندازهگیری نیست، چراکه اثر واقعی زیرساخت پس از پایان پروژه و در جریان بهرهبرداری آشکار میشود. همین تفاوت، مدیریت عملکرد را از فرایندی کنترلی به موضوعی اصلی تبدیل میکند. شاخصها دیگر روایتگر موفقیت نیستند زمان، هزینه و محدوده پروژه، سالها ستون اصلی ارزیابی عملکرد محسوب میشدند و نقش مهمی در ایجاد نظم اجرایی ایفا میکردند. افزایش پیچیدگی زیرساختهای فناوری، وابستگی روزافزون خدمات به سامانههای دیجیتال و تغییر انتظارات ذینفعان، محدودیت این الگو را آشکار کرده است. پروژهای که مطابق برنامه به پایان میرسد، اگر نتواند کیفیت خدمات، تابآوری عملیاتی یا قابلیت اتکای سازمان را ارتقا دهد، ارزش درخور انتظار را محقق نمیکند. فاصله میان تحویل پروژه و خلق ارزش امروز یکی از مهمترین چالشهای مدیریت عملکرد به شمار میرود. مدیریت عملکرد در آستانه تغییر پارادایم فضای فعالیت شرکتهای زیرساختی با نوسانات اقتصادی، محدودیت منابع، پیچیدگی زنجیره تامین، الزامات امنیتی و ضرورت تداوم خدمات تعریف میشود. چنین محیطی، گزارش وضعیت گذشته را برای تصمیمگیری کافی نمیداند. مدیران امروز به شاخصهایی نیاز دارند که روندها را تحلیل کنند، ریسکها را پیش از...
شما وارد سایت نشدهاید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.