گسترش شبکه پایانههای فروش یکی از مهمترین راهکارهای توسعه پرداختهای الکترونیکی محسوب میشود. طی سالهای اخیر تعداد پایانههای فروشگاهی فعال با نرخ چشمگیری افزایش یافته است، اما همواره این پرسش در میان بوده که آیا افزایش تعداد پایانههای فروشگاهی به همان نسبت موجب افزایش مبلغ تراکنشها میشود یا خیر؟ پاسخ به این پرسش میتواند در تصمیمگیریهای مرتبط با توسعه شبکه پذیرندگی، ارزیابی اثربخشی سرمایهگذاریها و تخصیص بهینه منابع نقش مهمی ایفا کند. در ادبیات اقتصادی، رابطه میان نهادهها و ستاندهها از طریق تابع تولید تبیین میشود. در صنعت پرداخت نیز میتوان تعداد پایانههای فروشگاهی فعال را یکی از نهادههای اصلی شبکه پذیرندگی و مبلغ تراکنشها را ستانده حاصل از آن قلمداد کرد. بر این اساس، تابع تولید بیان میکند که در سطوح گوناگون پایانههای فروشگاهی، چه میزان مبلغ تراکنش دستیاب است و چگونه تغییر در نهاده بر ستانده اثر میگذارد. یکی از مهمترین مفاهیمی که از تابع تولید استخراج میشود کشش تولید است. کشش تولید در صنعت پرداخت نشان میدهد که افزایش یک درصدی در تعداد پایانههای فروشگاهی، چند درصد تغییر در مبلغ تراکنشها ایجاد میکند. ازاینرو، کشش را میتوان شاخصی برای سنجش ظرفیت رشد شبکه پذیرندگی و ارزیابی میزان اثربخشی توسعه پایانههای فروشگاهی به حساب آورد. مطالعات متعارف معمولاً این رابطه را با استفاده از مدلهای رگرسیونی برآورد میکنند. اگرچه این روشها قادرند رفتار متوسط دادهها را توصیف کنند، اما معمولاً ظرفیت بالقوه بازار و حداکثر عملکرد قابل دستیابی را نشان نمیدهند و در بسیاری از موارد، عملکرد نقاط برتر در میانگین رفتار مشاهدات پنهان میشود. در مقابل، پژوهش حاضر با بهرهگیری از مفهوم منحنی تولید، مرز تولید شبکه پذیرندگی را بر اساس بیشترین مبلغ تراکنش مشاهدهشده در سطوح مختلف پایانههای فروشگاهی استخراج میکند. مرز تولید حاصل، چارچوبی یکپارچه برای سنجش کارایی شبکه پذیرندگی و ارزیابی کششپذیری مبلغ تراکنش نسبت به توسعه پایانههای فروشگاهی مهیا میکند. از این منظر،...