مدیرعامل چینووا: تا پنج سال آینده بسیاری از شتابدهندهها از بین میروند
شتاب دهندهها امروز با مشکلاتی روبهرو هستند که سالها درباره آنها به استارتآپهای تحت حمایت…
۴ مرداد ۱۴۰۵
۶ مرداد ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۷ دقیقه

بازیگران بزرگ بازار BNPL و لندتک ایران همچنان بر سر به اشتراکگذاری اطلاعات مشتریان بدحساب با یکدیگر و سامانه اعتبارسنجی ایران به توافق نرسیدهاند. ملاحظاتی مانند ارزش تجاری دادهها و نگرانی از افشای نرخ نکول، از مهمترین دلایل مقاومت آنها است. در مقابل، کمیل شاعری، عضو هیاتمدیره شرکت اعتبارسنجی ایران، معتقد است تنها برندگان این وضعیت، مشتریان بدحسابی هستند که میتوانند از خلا اطلاعاتی میان لندتکها برای دریافت اعتبار از چندین پلتفرم استفاده کنند و هزینه نهایی تداوم این وضعیت در نهایت بر دوش خود لندتکها و کل اکوسیستم اعتبار کشور خواهد بود.
به گزارش پیوست، سالهاست برخی بازیگران بزرگ صنعت لندتک و BNPL ایران از به اشتراکگذاری مشتریان بدحساب خود با سایر پلتفرمها یا سامانه اعتبارسنجی سرباز میزنند. آنها معتقدند هر مشتری خوشحساب یا بدحساب، حاصل دهها تصمیم اعتباری، آزمون و خطا و تحلیل رفتار بازپرداخت است که برای رسیدن به آن هزینه کردهاند و طبیعی میدانند که تمایلی به واگذاری این سرمایه به سایر بازیگران نداشته باشند.
از نگاه آنها، اطلاعات مربوط به رفتار اعتباری کاربران بخشی از رابطه میان پلتفرم و مشتری است و اشتراکگذاری آن، علاوه بر از بین بردن یک مزیت تجاری، پرسشهایی درباره حریم خصوصی کاربران نیز ایجاد میکند. آنها معتقدند اگر قرار است تصویر کاملتری از رفتار مالی افراد برای اعتبارسنجی شکل بگیرد، دولت و نهادهای حاکمیتی که به دادههای گستردهتری مانند تراکنشهای بانکی، پرداخت قبوض و سایر سوابق مالی دسترسی دارند، باید نقش پررنگتری در این زمینه ایفا کنند؛ نه اینکه از پلتفرمها داده بخواهند.
در کنار این استدلالها، یک عامل دیگر نیز وجود دارد که کمتر درباره آن صحبت میشود. نرخ نکول. در بازار لندتک و BNPL، میزان نکول مشتریان یکی از مهمترین شاخصهای عملکرد هر شرکت محسوب میشود. هرچند هیچیک از بازیگران بزرگ این صنعت بهطور رسمی اعلام نکردهاند که به دلیل بالا بودن نرخ نکول حاضر به اشتراکگذاری دادههای خود نیستند، اما آشکار شدن اطلاعات مربوط به مشتریان بدحساب، میتواند تصویری از کیفیت مدل اعتبارسنجی، سیاستهای پذیرش ریسک و سلامت پرتفوی اعتباری هر شرکت ارائه دهد. به همین دلیل، برای برخی شرکتها، انتشار این دادهها صرفا به معنای از دست دادن یک مزیت رقابتی نیست، بلکه میتواند بخشی از واقعیت عملکرد آنها را نیز نمایان کند.
از سوی دیگر برخی از فعالان این بازار معتقدند بخشی از مشتریان ممکن است در یک مقطع زمانی به دلیل شرایط اقتصادی یا مشکلات مقطعی از بازپرداخت اقساط بازمانده باشند، اما در آینده دوباره به مشتریان خوشحساب تبدیل شوند. از این منظر، اشتراکگذاری بلکلیستها میتواند انعطاف شرکتها در بازنگری سیاستهای اعتباری را کاهش دهد. به بیان دیگر، ممکن است شرکتی امروز تصمیم بگیرد به بخشی از مشتریان نکولکرده دوباره اعتبار بدهد یا استراتژی پذیرش ریسک خود را تغییر دهد.
اما کمیل شاعری، عضو هیاتمدیره شرکت اعتبارسنجی ایران تحلیل دیگری از این مقاومتها دارد و میگوید: «مهمترین دلیل، درک نادرست از کارکرد اعتبارسنجی و سازوکار این بازار است. برخی از بازیگران هنوز بهدرستی متوجه نشدهاند که اشتراکگذاری دادهها در بلندمدت به نفع خودشان است و نمیتوانند یا نمیخواهند آثار اقتصادی تصمیم خود را تحلیل کنند. گاهی این تصور میان برخی شرکتها شکل گرفته که چون خودشان برای شناسایی مشتریان بدحساب هزینه کردهاند، دیگران هم باید همان هزینه را بپردازند. یا اینکه میگویند ما زیان کردهایم، پس بقیه هم باید همان زیان را تجربه کنند. در حالی که این نگاه در بلندمدت به خود آنها نیز آسیب میزند.»
شاعری توضیح میدهد: «امروز ممکن است فردی که در یک لندتک بدحسابی کرده، به دلیل نبود اشتراکگذاری اطلاعات، بهراحتی به سراغ لندتک دیگری برود و دوباره اعتبار دریافت کند و همین روند را در سایر پلتفرمها ادامه دهد. اگر اطلاعات این افراد میان بازیگران بازار به اشتراک گذاشته شود، چنین امکانی از بین میرود. نتیجه این اتفاق تنها کاهش زیان شرکتها نیست، بلکه تغییر رفتار مشتریان نیز هست. افراد یا رفتار مالی خود را اصلاح میکنند یا اساسا دیگر امکان سواستفاده از بازار اعتبار را نخواهند داشت و از بازار خارج میشوند. باید از مثال تجربه شبکه بانکی استفاده کنم. حالا برگشت خوردن یک چک، تنها به همان بانک محدود نمیشود و برای فرد در کل شبکه بانکی محدودیت ایجاد میکند. بازار لندتک نیز برای رسیدن به بلوغ، به چنین حافظه مشترکی نیاز دارد.»
شاعری معتقد است بسیاری از مخالفتها با اشتراکگذاری داده، ناشی از نگاه کوتاهمدت به بازار است و میگوید: «یک سناریو همین وضعیتی است که امروز در آن قرار داریم. یعنی هر شرکت اطلاعات را فقط برای خودش نگه میدارد و دیگران هم ناچارند همان هزینهها و خسارتها را دوباره تجربه کنند. اما سناریوی دیگری هم وجود دارد. اینکه بدون تحمیل هزینه اضافی، یک پایگاه مشترک از مشتریان بدحساب ایجاد شود. تصور رایج میان برخی بازیگران بزرگ این است که اگر اطلاعات مشتریان بدحساب خود را به اشتراک بگذارند، تنها رقبایشان از این دادهها منتفع میشوند. اما این تحلیل ناقص است. مشتریان پرریسک در کل بازار پراکندهاند و تبادل اطلاعات باعث میشود همه بازیگران از ورود این افراد جلوگیری کنند، نه اینکه فقط یک شرکت متضرر شود.»
به اعتقاد او، نتیجه چنین همکاری شکلگیری یک «اثر شبکهای» است. وضعیتی که در آن هر بازیگر علاوه بر دادههای خودش، از تجربه سایر بازیگران نیز استفاده میکند. اگر یک لندتک اطلاعات مشتریان بدحساب خود را ثبت کند، سایر لندتکها نیز از آن مطلع میشوند و به همان نسبت، اطلاعات بدحسابهای آنها نیز در اختیار دیگران قرار میگیرد. در نتیجه، یک اثر شبکهای (Network Effect) شکل میگیرد که به مرور زمان باعث پاکسازی بازار از مشتریان پرریسک میشود.
این استدلال شاعری، در واقع پاسخ مستقیمی به همان منطقی است که بازیگران بزرگ بازار بر آن تاکید میکنند؛ اینکه شناسایی مشتریان پرریسک، حاصل هزینه و ریسک خود آنهاست. بله این هزینه واقعی است، اما در مدل همکاری متقابل، همه شرکتها به همان اندازه که داده میدهند، از دادههای دیگران نیز بهرهمند میشوند و در مجموع، هزینه نکول برای کل بازار کاهش پیدا میکند.
شاعری استدلال مربوط به نگرانی از سواستفاده از دادهها را قابل قبول نمیداند و میگوید: « ما هماکنون ماهانه حدود ۱۷۰ میلیون رکورد اطلاعاتی شامل دادههای تسهیلات، ضمانتها و سایر سوابق اعتباری را دریافت و پردازش میکنیم. دادههای شبکه بانکی بهمراتب حساستر از اطلاعات لندتکهاست. هدف سامانه اعتبارسنجی از دریافت این اطلاعات، نه ایجاد یک بانک اطلاعاتی جدید، بلکه کاهش ریسک کل اکوسیستم است. هدف ما این است که بتوانیم به افرادی که دسترسی آسانی به شبکه بانکی ندارند یا به دنبال دریافت سریعتر اعتبار هستند، خدمات بهتری ارائه شود و در عین حال از ایجاد زیان برای لندتکها جلوگیری کنیم. تفاوت اصلی لندتکها با شبکه بانکی، سرعت پرداخت اعتبار است. همین سرعت، اگر با اطلاعات ناقص همراه باشد، احتمال نکول را نیز افزایش میدهد.»
با این حال، شاعری همچنان بر داوطلبانه بودن این همکاری تاکید میکند و میگوید: «هرگز این موضوع بهعنوان یک تکلیف یا الزام مطرح نبوده است. ما نیز در جایگاهی نیستیم که بخواهیم برای شرکتها تکلیف تعیین کنیم. صرفا معتقدیم اشتراکگذاری دادهها، ایدهآلترین وضعیت برای کل اکوسیستم لندتک و فینتک کشور است و به نفع همه بازیگران این بازار خواهد بود. سامانه اعتبارسنجی برای این شرکتها که بهصورت مستمر دادههای خود را در اختیار سامانه اعتبارسنجی قرار میدهند. خدمات ویژهای نیز ارائه میدهد. از جمله ارسال پیامک رسمی به بدهکاران. بر اساس بازخوردی که از شرکتهای همکار دریافت کردهایم، حدود ۱۵ درصد از افرادی که این پیامک را دریافت میکنند، همان زمان بدهی خود را پرداخت میکنند.»
البته اختلاف دیدگاه همچنان پابرجاست. یک سوی ماجرا، بازیگران بزرگی قرار دارند که معتقدند برای شناسایی مشتریان هزینه کردهاند و دلیلی ندارد این سرمایه را در اختیار رقبا قرار دهند. در سوی دیگر، سامانه اعتبارسنجی ایران قرار دارد که باور دارد همین نگاه کوتاه مدت، هزینه نکول را در کل بازار تکرار کرده و مانع شکلگیری یک حافظه اعتباری مشترک شده است.
اما شاید واقعیت، جایی میان این دو نگاه باشد. اشتراکگذاری دادههای اعتباری، صرفا یک تصمیم فنی یا حتی رگولاتوری نیست؛ بلکه به اقتصاد داده، رقابت، اعتماد میان بازیگران و حقوق کاربران گره خورده است و تا زمانی که این شکاف پر نشود، مشتریان بدحساب همچنان میتوانند از خلا اطلاعاتی میان لندتکها عبور کنند و بازی را به نفع خود و به ضرر کل اکوسیستم اعتبار کشور تمام کنند.