skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

مردم نامحرم‌ هستند

۲۴ خرداد ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۳ دقیقه

ظاهراً در کشور ما نخست باید مردم قربانی یک اختلال شوند تا بعداً از وجود آن باخبر شوند. کارت بانکی کار نمی‌کند، درگاه پرداخت از دسترس خارج می‌شود، سرویس‌دهی در بیمارستان و داروخانه با مشکل مواجه می‌شود، صف‌ها طولانی‌تر می‌شوند و هزاران نفر درگیر مشکلی می‌شوند که هیچ‌کس درباره آن توضیحی نداده است. مردم خودشان اختلال را کشف می‌کنند، بعد شبکه‌های اجتماعی پر می‌شود از گزارش کاربران، رسانه‌ها سراغ ماجرا می‌روند و در نهایت، زمانی که دیگر پنهان کردن موضوع ممکن نیست، اطلاعیه‌ای منتشر می‌شود که «اختلالی وجود دارد و در حال رفع آن هستیم.»

پرسش ساده این است؛ چرا در موضوعی که مستقیماً بر زندگی مردم اثر می‌گذارد، خود مردم آخرین کسانی هستند که مطلع می‌شوند؟

وقتی یک خدمت عمومی و حیاتی از دسترس خارج می‌شود، نخستین وظیفه متولی آن توضیح دادن به مردم است. نه لزوماً توضیح درباره علت فنی، نه تشریح جزئیات امنیتی و نه افشای اطلاعات حساس؛ بلکه صرفاً اعلام این واقعیت که «این سرویس در حال حاضر در دسترس نیست و زمان تقریبی رفع مشکل چه خواهد بود.»

به نظر می‌رسد در نظام اطلاع‌رسانی ما، مردم نامحرم فرض می‌شوند. انگار شهروندی که قرار است از سرویس استفاده کند، نباید بداند چه اتفاقی افتاده است. شاید از نگاه برخی سیاستگذاران ضرورتی نداشته باشد که جزئیات یک حادثه فنی یا امنیتی منتشر شود، اما آیا حتی اطلاع از اصل وقوع اختلال هم باید از مردم پنهان بماند؟ چگونه ممکن است کسی که قرار است هزینه اختلال را در صف پمپ‌بنزین، فروشگاه یا بانک بپردازد، آخرین نفری باشد که از وقوع آن باخبر می‌شود؟

مردم نامحرم نیستند. آنها صاحبان همین خدمات عمومی هستند و حق دارند بدانند سرویسی که زندگی روزمره‌شان به آن وابسته است، چه زمانی از دسترس خارج شده و چه زمانی به مدار بازمی‌گردد.

شهروندان نه از قطع اینترنت پیش از اتفاق افتادن آن مطلع می‌شوند و نه از اختلال در سرویس‌های بانکی.

متأسفانه در کشور ما همچنان نوعی واهمه از اطلاع‌رسانی وجود دارد؛ گویی اعلام وقوع اختلال، خود مشکل بزرگ‌تری از اصل اختلال است. نتیجه اما دقیقاً برعکس است. وقتی اطلاع‌رسانی صورت نمی‌گیرد، شایعه جای حقیقت را می‌گیرد و هزینه اجتماعی حادثه برای رفع مشکل چند برابر می‌شود.

از پایان جنگ ۱۲ روزه تاکنون، شبکه بانکی و برخی زیرساخت‌های مالی بارها با اختلال‌ها و حوادث مختلف مواجه شده‌اند. جز در موارد معدودی، نه توضیح شفافی به افکار عمومی داده شد و نه حتی در بسیاری از موارد اصل ماجرا پذیرفته شد. گاهی سکوت حاکم بود و گاهی تکذیب.

در حالی که تجربه شرکت‌های بزرگ فناوری جهان چیز دیگری را نشان می‌دهد. واتس‌اپ، اینستاگرام، فیس‌بوک، ایکس و بسیاری از سرویس‌های بین‌المللی به محض وقوع اختلال، وضعیت را اعلام می‌کنند، صفحه وضعیت سرویس را به‌روزرسانی می‌کنند و کاربران را در جریان روند رفع مشکل قرار می‌دهند. آنها می‌دانند اعتماد کاربران مهم‌تر از پنهان کردن چند ساعت اختلال است.

حق دانستن، فقط مربوط به آمارهای اقتصادی یا تصمیمات سیاسی نیست. دانستن اینکه یک خدمت عمومی قابل استفاده هست یا نیست نیز بخشی از حقوق شهروندی است.

مردم نباید آخرین کسانی باشند که از اختلالی مطلع می‌شوند که اولین قربانیان آن هستند.

 

https://pvst.ir/o8n

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو