skip to Main Content
کانال بله پیوست
دیجی‌پی
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

مسیرهای دور و دشوار آموزش و پژوهش آنلاین؛ شکاف آگاهی پشت درِ قطعی و اختلال

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۹ دقیقه

پیامدهای اختلال یا قطع اینترنت دیگر تنها به اقتصاد دیجیتال و کسب‌وکارهای این حوزه محدود نمانده و روند آموزش و پژوهش را از مسیر اصلی آن خارج کرده است. هرچند که روش‌های جایگزینی برای آموزش در برهه‌های حساس تعیین شده اما تداوم ناپایداری و طبقاتی شدن دسترسی‌، فضایی را شکل می‌دهد که در آن یادگیری به‌صورت تکه تکه و نامنسجم صورت می‌گیرد، ضریب اطمینان به منابع غیراستاندارد  و فاقد اعتبار افزایش می‌یابد، اضطراب یادگیری شدت یافته  و شکاف آگاهی عمیق می‌شود.

به‌گزارش پیوست، اینترنت و دسترسی دیجیتال در زمینه آموزش و یادگیری به یکی از ارکان اساسی و مهمی تبدیل شده که بروز هرگونه اختلال و قطعی در آن می‌تواند نحوه شکل‌گیری سواد و آگاهی عمومی را تحت تاثیر قرار دهد. مفهوم اینترنت در گزارش برنامه توسعه سازمان ملل(۲۰۲۲-۲۰۲۱) به‌عنوان یک زیرساخت دانشی مدنظر قرار گرفته شده که محدودیت اتصال به آن نه تنها دسترسی به اطلاعات بلکه توانایی تحلیل و مشارکت آگاهانه در جامعه را نیز کاهش می‌دهد. براساس داده‌های این گزارش، نتیجه این روند، سرمایه دانشی را هدف قرار داده و در نهایت افت و کاهش آن را در پی خواهد داشت.

پژوهش‌ بانک جهانی(WB) در حوزه توسعه دیجیتال هم نشان می‌هد جوامعی که با اختلال یا محدودیت در دسترسی به اینترنت مواجه‌اند در شاخص‌های سواد اطلاعاتی، مهارت‌های جست‌وجو و ارزیابی داده از نرخ پایین‌تری برخوردارند.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) با انتشار تحقیقاتی پس از پاندمی کرونا و فراگیری آموزش آنلاین درخصوص سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی اشاره می‌کند که وضعیت ناپایدار دسترسی در بلندمدت باعث می‌شود آگاهی عمدتا سطحی شده و جامعه به‌جای دسترسی مستمر به دانش‌ ساختاریافته به جریان پراکنده‌ای از اطلاعات کوتاه، غیرتحلیلی و غیرقابل اتکا روی بیاورند. همچنین اشاره شده که کاهش دسترسی پایدار به منابع معتبر، ارتباط مستقیمی با افت توانایی ارزیابی اطلاعات دارد.

طبق گزارش یونسکو نیز در شرایطی که دسترسی مستقیم به منابع علمی محدود یا بی‌ثبات شود کاربران به‌ منابع واسطه‌ای و غیررسمی رجوع می‌کنند که اطلاعات این منابع معمولا به‌روز نیست، ناقص‌اند یا از جنبه اعتبار علمی قابلیت سنجش دقیق را ندارد. این نوع جمع‌آوری اطلاعات حرکتی به سمت یادگیری غیرساختاریافته یا Micro-Learning(یادگیری خرد) است که اطلاعات پراکنده‌، کوتاه و از هم جدا را در برمی‌گیرد.

احتیاط؛ احتمال قطع شدن یادگیری!

آموزش مجازی یا آموزش از راه دور در شرایط بحرانی و موقعیت‌های اضطراری، اولین و سریع‌ترین تصمیمی است که اتخاذ می‌شود. این شکل و شیوه از آموزش که پس از همه‌گیری کرونا در روش‌های تدریس جاافتاد همیشه مورد نقد بوده و هست. از دشواری‌های اتصال گرفته تا افت کیفیت یادگیری همگی در زمره چالش‌های آموزش مجازی جای می‌گیرد. اما شاید این سبک از برگزاری کلاس درس در رویارویی با بحران، تنها مسیر دسترس‌پذیرِ امتحان پس داده‌ای باشد که بتوان از آن عبور کرد.

تا پیش از فراگیر شدن ویروس کرونا، موضوع «دسترسی» که پیش‌نیاز آموزش، درآمدزایی، ارتباط و حتی وقت‌گذرانی محسوب می‌شود آنقدرها حائز اهمیت و موردبحث نبود. در مثلث یک کلاس درس مجازی، پلتفرم محل کلاس و آموزگار کاربر ارائه‌دهنده و دانشجو یا دانش‌آموز کاربر دیگرست. زمانی که یکی از این اضلاع دچار اختلال شده یا در مواردی متصل نشوند، عملا چرخه یادگیری دگرگون می‌شود.

بروز این توقف‌ها و دورِ پرشمار خروج و ورود به سامانه، هم از زمان در اختیار کلاس می‌کاهد و هم عمق تمرکز و حواس دیگر اعضای کلاس را برهم می‌زند. پژوهش‌های تجربی مختلف نشان می‌دهد که بازگشت به تمرکز عمیق پس از وقفه‌های دیجیتالی زمان‌برست و طبق مطالعه دانشگاه کالیفرنیا هر کاربر برای بازگشت به تمرکز اولیه پس از یک توقف در روند کلاس دیجیتالی به‌صورت متوسط حدودا به ۲۰ تا ۲۵ دقیقه زمان‌ نیاز دارد.

برای مثال زمانی  که دانشجو یا دانش‌آموز در کلاس آنلاین بخشی از توضیحات مدرس را به‌دلیل اختلال یا قطعی اینترنت از دست می‌دهد برای بازگشت به کلاس حداقل چند دقیقه درگیر طی کردن روند ورود و خروج خواهد بود. در نتیجه یک شکاف مفهومی در یادگیری ایجاد می‌شود که  معمولا در کلاس‌های حضوری با پرسش و تکرار قابل جبران بود.

گزارش بانک‌ جهانی(۲۰۲۳) نیز نشان می‌دهد ناپایداری اینترنت یکی از عوامل کلیدی کاهش کیفیت آموزش آنلاین است. این موضوع به کاهش تعامل آموزگار و دانشجو یا دانش‌آموز، کمرنگ شدن مشارکت‌های کلاسی و گروهی و همچنین افت نرخ تکمیل دوره‌های آموزشی منجر می‌شود. در این گزارش آمده که در چنین شرایطی وجود محتوای آموزشی کافی نیز تضمین‌کننده یادگیری نخواهد بود زیرا که پیوستگی، لازمه آموزش از راه دورست.

وجود چنین شرایطی باعث می‌شود تا یادگیری به‌جای آنکه در چارچوب خطی و پیوسته پیگیری شود به‌سمت الگوهای «یادگیری تکه تکه» پیش برود. مطالعات متعددی نشان می‌دهد که کاربران در محیط‌های ناپایدار ارتباطی به‌جای تعامل عمیق با یک منبع علمی، به سمت دریافت اطلاعات کوتاه و مختصر از منابع مختلف می‌روند. این الگو هرچند در کوتاه‌مدت رفع‌کننده و پاسخ‌دهنده است اما در بازه‌های طولانی، افت یادگیری مفهومی و  کاهش انسجام شناخت را به‌دنبال دارد.

این تغییرات الگویی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم روی رفتار و تصمیم دانشجو یا دانش‌آموز تاثیر گذاشته و یک مرحله ساده از انجام تکلیف یا تحقیق را به سمت و سویی دیگر می‌برد. موقعیتی را تصور کنیم که یک دانشجو برای انجام تکالیف جلسه آینده کلاس درسی باید چندین مقاله علمی گوناگون را مطالعه کند. زمانی که دسترسی محدودست و امکانی برای این تنوع وجود ندارد  تصمیم می‌گیرد که به سمت منابع غیرموثق و اطلاعات قدیمی برود. یونسکو در همین بازه گزارشی تدوین کرده که در آن به افزایش دسترسی و جایگزینی منابع غیررسمی در شرایط اختلال زیرساختی و تاثیر منفی آن بر کیفیت و اعتبار یادگیری تاکید می‌کند.

طبق گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی(۲۰۲۲)، آموزش آنلاین از آنجایی که با اتصال به اینترنت پایدار، برخوردار بودن از دستگاه مناسب و حضور در محیط یادگیری آرام، برای همه یادگیرنده‌ها همراه نیست می‌تواند در شرایط اختلال اینترنت، شدیدتر شده و نابرابری آموزش دیجیتالی را شکل دهد.

اضطراب قطعی اتصال

دست و پنجه نرم کردن با جنبه‌های متفاوت کلاس‌های آنلاین همه ماجرا نیست. مطالعات روانشناسی آموزشی نتیجه گرفته که ناپایداری دسترسی به منابع، باعث افزایش اضطراب یادگیری می‌شود. این احساس زمانی که یادگیرنده به منابع آموزشی به‌صورت پایدار و مطمئن دسترسی ندارد شدت می‌گیرد. در نهایت، تکرار و طولانی شدن این روند، برنامه‌ریزی آموزشی را تضعیف کرده و یادگیری را از یک فرآیند هدفمند به فعالیتی واکنش‌محور و وابسته به موقعیت‌های لحظه‌ای تغییر می‌دهد.

از همین رو می‌توان گفت که قطعی یا اختلال در اینترنت صرفا یک مسئله فنی نیست بلکه این مولفه در جایگاه زیرساخت آموزشی نیز از اهمیت و ضرورت بسیاری در تعلیم و‌ یادگیری افراد جامعه به‌ویژه نسل جدید برخوردارست. کاهش کیفیت یادگیری، کند شدن چرخه تولید علم و نزولی شدن آگاهی عمومی همگی عواقبی است که باید پس از این وقفه‌ها منتظر آن بود.

علاوه‌بر افزایش اضطراب یادگیری، کاهش حس کنترل بر فرآیند مطالعه و کم‌انگیزگی دیگر نتایج ناپایداری دسترسی به منابع آموزشی و پژوهشی عنوان شده است.

دسترسی دشوار و ناهموار به اینترنت فقط روند تحصیلی یادگیرندگان را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد و در ابعاد گسترده‌ای متوجه تحقیقات پژوهشگران هم هست. این مزاحمت فنی عملا مسیر کسب، تولید و استفاده از آن را کند،‌ ناپیوسته و پرهزینه می‌کند. گزارش پژوهشی Elsevier (شرکت انتشارات علمی و داده‌های پژوهشی هلند) نشان می‌دهد که امروزه بیش از ۷۰ درصد فعالیت‌های پژوهشی مدرن به استفاده از پایگاه‌های داده آنلاین، مجله‌ها و ابزارهای دیجیتالی وابسته است. از همین جهت بروز هرگونه اختلال یا قطعی دسترسی به‌صورت مستقیم سرعت و کیفیت تحقیق را کاهش می‌دهد.

عمق عمیق یک شکاف

اصطلاح دسترسی طبقاتی، مدتی است که در موازات بستن درهای اتصال به اینترنت بین‌الملل شکل گرفته است. این شکل از دسترسی به کسانی اختصاص می‌یابد که از منظر شغلی، جایگاهی و درآمدی متفاوت و متمایز از دیگران هستند. اما تداوم این وضعیت همان شکل تبعیض‌آمیزی است که چندی دیگر پیامدهای منفی آن در زمینه‌های گوناگون بروز و ظهور می‌یابد. از دسترسی آسان و بدون چالش یک دانش‌آموز به کلاس درس آنلاین گرفته تا عادی‌ترین افراد که فعالیت در شبکه‌های مجازی برایشان یک تفریح بود.

همانطور که اشاره شد طبق گزارش برنامه توسعه سازمان ملل، اینترنت امروزه در جایگاه یک زیرساخت حیاتی تولید دانش عمل می‌کند و نابرابری دسترسی به آموزش، مهارت‌ و فرصت‌های اقتصادی را به‌دنبال دارد. در چنین ساختاری ، گروه‌هایی که به اینترنت پایدار و پرسرعت متصل‌اند، نه‌تنها سریع‌تر به اطلاعات جهانی و منابع علمی دست می‌یابند بلکه توان بیشتری در کسب اطلاعات جدید، تبدیل آن به مهارت و کاربردی‌سازی آن دارند.

این وضعیت در سطح کلان‌ و جامعه اجتماعی به صورت شکاف آگاهی بروز می‌یابد. طبق گزارش یونسکو درباره تحول آموزش و اطلاعات دیجیتال، نابرابری دسترسی به منابع دیجیتالی باعث می‌شود کیفیت سواد اطلاعاتی در جامعه به‌صورت نامتوازن توزیع شود. این وضعیت تنها به مرحله کسب و حک اطلاعات در حافظه محدود نیست و دایره گسترده‌تری از توانایی و قابلیت‌های فردی و اجتماعی را شامل می‌شود.

زمانی که مرحله اول یادگیری با دشواری روبه‌رو باشد طبیعتا کسب یک مهارت و استفاده آن در عرصه‌های زندگی بعید و ناممکن خواهد شد. از طرفی برای دور زدن یا پیدا کردن راهی که بتوان یک مقدار از این خسارت را جبران کرد آنقدرها پرهزینه هست که بسیاری حاضرند قید آن را بزنند.

نابرابری و شکاف در دسترسی دیجیتال علاوه‌بر پیامدهای مرتبط با وضعیت دانشی، مسیر درآمدی و اقتصادی افراد را نیز با چالش‌هایی روبه‌رو می‌کند. گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد که شکاف در دسترسی دیجیتال به‌طور مستقیم بهره‌مندی از فرصت‌های آموزشی و شغلی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. زیرا که با داشتن دسترسی بهتر به منابع و سرویس‌های مختلف، گزینه‌های بیشتری برای کسب مهارت و در ادامه موقعیت‌های شغلی پدید می‌آید.

دوری و دشواری مسیر اتصال به اینترنت صرفا به کاهش کیفیت ارتباط خلاصه نمی‌شود و پیامدهای آن فراتر از بنگاه‌های اقتصادی و تجاری، گریبان‌گیر زمینه‌های تعلیم و آموزشی و در سطح گسترده‌تر آگاهی عمومی می‌شود. وجود شکاف و نابرابری در این زمان هم نه تنها یک راه‌حل نیست بلکه می‌تواند عمق تفاوت‌های به‌وجود آمده را شدیدتر و عمیق‌تر کند.

https://pvst.ir/o11

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو