سه میلیون مشترک جدید در بازار موبایل؛ همراه اول بیشترین جذب را داشت
بازار تلفن همراه ایران در پاییز ۱۴۰۴ بیش از سه میلیون مشترک جدید را تجربه…
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۹ دقیقه

قطعی اینترنت در ایران را نمیتوان صرفا بهعنوان محدودیت دسترسی تحلیل کرد، این پدیده در عمل به بازتعریف اقتصاد دانشبنیان منجر میشود. در محیطی که اتصال جهانی قطع یا مختل شده است، مزیت رقابتی از نوآوری به دسترسی تغییر میکند و جریان نوآوری از مسیر اصلی خود منحرف میشود. حالا دیگر چالش این نیست که کدام کسبوکار دانشبنیان سریعتر رشد میکند، بلکه باید دید کدامیک در این محیط دوام میآورد.
به گزارش پیوست، اختلال اینترنت در اقتصاد دانشبنیان را نباید بهعنوان یک چالش ارتباطی یا محدودیت مصرفکننده تحلیل کرد. در این بخش از اقتصاد، اینترنت بخشی از زیرساخت تولید است، کسبوکار دانشبنیان محصول خود را از طریق ترکیب داده، نرمافزار، ارتباطات، ابزارهای توسعه، زیرساخت ابری و دسترسی به بازار تولید میکند. وقتی اتصال پایدار به اینترنت جهانی مختل میشود، شوک فقط به فروش آنلاین وارد نمیشود، بلکه زنجیره تولید دانش، توسعه محصول، همکاری تیمی، تست، توزیع و پشتیبانی نیز آسیب میبیند.
اهمیت این موضوع از آنجا بیشتر میشود که مسیر جهانی نوآوری در سالهای اخیر بیش از گذشته به زیرساختهای متصل وابسته شده است. مککینزی در گزارش چشمانداز جریان فناوری در سال ۲۰۲۵ تاکید میکند که رقابت جهانی فناوری حول ۱۳ روند مرزی از جمله هوش مصنوعی، رایانش ابری و لبهای، اتصال پیشرفته، نیمهرساناها، اعتماد دیجیتال و امنیت سایبری در حال شکلگیری است. یعنی دقیقا حوزههایی که بدون اتصال پایدار، دسترسی به اکوسیستم جهانی و امکان تعامل با ابزارهای بینالمللی، توسعه آنها کند یا پرهزینه میشود. بنابراین، اختلال اینترنت برای اقتصاد دانشبنیان نه فقط کاهش سرعت ارتباط بلکه به معنای فاصله گرفتن از مرز فناوری است.
دادههای شاخص جهانی نوآوری نیز نشان میدهد ایران در موقعیتی قرار دارد که نسبت به شوکهای زیرساختی حساس است. در گزارش شاخص جهانی نوآوری در سال ۲۰۲۵ ایران رتبه ۷۰ را میان ۱۳۹ اقتصاد داشت اما در همان رده نیز شکاف معناداری میان ورودیها و خروجیهای نوآوری دیده میشود بهعنوان مثال در ورودیهای نوآوری رتبه ۱۰۹ و در خروجیها رتبه ۴۶ کسب شده است. این الگو یعنی اقتصاد نوآوری ایران با وجود ضعف در نهادها، سرمایهگذاری، زیرساخت و محیط توانمندساز، همچنان خروجیهایی تولید میکند. اما همین شکاف نشان میدهد که ظرفیت نوآوری کشور بر پایهای شکننده قرار دارد و هر شوک به ورودیها، از جمله اتصال دیجیتال، میتواند در میانمدت خروجیها را نیز تضعیف کند.
در اقتصاد دیجیتال، بازار موثر فقط تعداد کاربران بالقوه نیست، مجموعه کاربرانی است که بنگاه میتواند به آنها دسترسی داشته باشد، با آنها تعامل کند، پرداخت را انجام دهد و خدمت را تحویل دهد. قطع اینترنت این بازار را کوچک میکند، زیرا به دلیل قطع کانالهای ارتباطی، قابل تبدیل به معامله نیست. این تمایز بهویژه برای کسبوکارهای دانشبنیان مهم است، چون بخش بزرگی از ارزش آنها نه در دارایی فیزیکی، بلکه در شبکه دسترسی، داده، کاربران، APIها، کانالهای توزیع و روابط بینالمللی قرار دارد.
برآوردهای اقتصادی نیز ابعاد مساله را روشنتر میکند. گزارشهای بینالمللی درباره خاموشی اینترنت در ایران از هزینه مستقیم روزانه در محدوده دهها میلیون دلار سخن گفتهاند، AP از برآورد ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار زیان مستقیم روزانه گزارش کرده و Top10VPN نیز هزینه جهانی خاموشیهای اینترنت در سال ۲۰۲۵ را ۱۹.۷ میلیارد دلار برآورد کرده است. این اعداد را نباید فقط بهعنوان زیان فروش آنلاین خواند، آنها نشانهای از کاهش ظرفیت مبادله، افت بهرهوری، وقفه در عملیات و افزایش هزینههای جایگزینی هستند.
مهمتر از همه ترکیب زیان است. خاموشی اینترنت برخلاف بسیاری از شوکهای متعارف، همزمان به عرضه و تقاضا ضربه میزند. از یک سو بنگاه نمیتواند محصول را توسعه دهد، پشتیبانی کند یا به زیرساختهای لازم دسترسی داشته باشد، از سوی دیگر مشتری نمیتواند کشف، اعتماد، خرید یا پرداخت را انجام دهد. همین همزمانی باعث میشود اثر اختلال اینترنت بر کسبوکارهای دانشبنیان از یک شوک موقت فراتر برود و به کاهش ظرفیت عملیاتی و کاهش انتظارات رشد تبدیل شود.
شرکتهای دانشبنیان معمولا بر زنجیرهای از ورودیهای دیجیتال مانند ابزارهای توسعه، مخازن کد، سرویسهای ابری، کتابخانههای نرمافزاری، مستندات فنی، APIهای خارجی، پلتفرمهای تحلیل داده و کانالهای ارتباط با مشتری کار میکنند. با خاموشی اینترنت این زنجیره در چند نقطه دچار گسست میشود. این موضوع در مقایسه با صنایع سنتی اهمیت بیشتری پیدا میکند، چون در کسبوکار دانشبنیان، محصول معمولا ثابت و تمامشده نیست. نرمافزار، پلتفرم یا خدمت فناورانه بهطور پیوسته اصلاح، تست، بهروزرسانی و مقیاسپذیر میشود.
گزارشهای جهانی نیز همین منطق را تأیید میکنند. OECD در چشمانداز اقتصاد دیجیتال در سال ۲۰۲۴ تاکید میکند که اتصال، مهارت و اعتماد دیجیتال از پایههای تحول دانشبنیان و نوآوری هستند. وقتی اتصال دچار اختلال میشود، موضوع فقط یک محدودیت فنی نیست، یکی از پایههای نظام نوآوری تضعیف میشود. برای اقتصادهایی مانند ایران تضعیف همین پایهها میتواند بهمرور ظرفیت خروجی را هم فرسوده کند.
نتیجه عملی این وضعیت، افزایش هزینه عملیاتی و کاهش قابلیت پیشبینی است. بنگاه مجبور میشود زیرساخت جایگزین بسازد، ابزارهای داخلی کمکیفیتتر یا محدودتر را جایگزین کند، نیروی انسانی را صرف نگهداری سیستمهای اضطراری کند و بخشی از منابع توسعهای را به تابآوری کوتاهمدت منتقل کند. این جابهجایی منابع، در واقع مالیات پنهان بر نوآوری است و پول و زمان از خلق محصول جدید به حفظ حداقل عملکرد منتقل میشود.
نوآوری یک خروجی لحظهای نیست، جریان مستمر یادگیری، آزمون، شکست، اصلاح و انتشار دانش است. اینترنت جهانی در این جریان نقش کانال انتقال دانش و ابزار هماهنگی را دارد. اختلال اینترنت، این جریان را هم از سمت دسترسی به دانش جهانی و هم از سمت توان انتشار و آزمون محصول در بازاراز دو سمت محدود میکند.
اهمیت این موضوع در گزارشهای جهانی نوآوری آشکار است. WIPO در شاخص جهانی نوآوری، فرآیند نوآوری را مجموعهای از ورودیها و خروجیها میسنجد، یعنی فقط تعداد پتنت یا محصول مهم نیست، بلکه محیط نهادی، سرمایه انسانی، زیرساخت، پیچیدگی بازار و پیچیدگی کسبوکار نیز تعیینکنندهاند. رتبه ایران در ورودیهای نوآوری نشان میدهد کشور فعلا بخشی از خروجی نوآورانه را با وجود ضعف محیطی تولید میکند، اما ادامه این وضعیت نیازمند حفظ کانالهای یادگیری و اتصال است.
از سوی دیگر مککینزی در گزارش ۲۰۲۵ خود تاکید میکند که هوش مصنوعی نه فقط یک روند مستقل، بلکه تقویتکننده سایر روندهای فناوری است و پیشرفت در حوزههایی مانند رباتیک، زیستمهندسی و انرژی را شتاب میدهد. این گزاره برای ایران یک پیام روشن دارد، اگر اقتصاد دانشبنیان از زیرساختهای اتصال، داده، رایانش و ابزارهای جهانی دور بماند، فقط در یک حوزه عقب نمیافتد، از موجی عقب میماند که چندین حوزه فناوری را همزمان بازتعریف میکند.
اکوسیستم نوآوری از مجموع شرکتها ساخته نمیشود، بلکه از همافزایی ارتباط میان شرکتها، دانشگاهها، سرمایهگذاران، مشتریان، متخصصان، پلتفرمها و بازارهای خارجی شکل میگیرد. اینترنت یکی از زیرساختهای اصلی این محور است. این اثر برای ایران به دلیل وضعیت سرمایه انسانی اهمیت مضاعف دارد. در اقتصادی که با تورم، نااطمینانی، تحریم و محدودیت بازار مواجه است، نیروی متخصص یکی از معدود داراییهای قابل رقابت است. اما نیروی متخصص برای ماندن، فقط به حقوق نیاز ندارد، به امکان کار حرفهای، دسترسی به ابزارهای جهانی، ارتباط با جامعه تخصصی و افق رشد نیاز دارد. اختلال اینترنت این چهار عامل را همزمان تضعیف میکند.
گارتنر در تحلیل روندهای امنیت سایبری ۲۰۲۵، محیط فناوری را تحت تأثیر تکامل هوش مصنوعی مولد، تمرکززدایی دیجیتال، وابستگیهای زنجیره تأمین، تغییرات مقرراتی، کمبود مزمن استعداد و تهدیدهای دائما در حال تحول توصیف میکند. این تصویر نشان میدهد که بنگاه فناور امروز باید در محیطی بسیار پیچیدهتر از گذشته فعالیت کند. اگر به این پیچیدگی جهانی، اختلال مکرر اتصال نیز اضافه شود، فشار بر تیمهای فنی و مدیریتی چند برابر میشود.
پیامد نهایی، نه صرفا آسیب به چند شرکت که فرسایش اکوسیستم است. این وضعیت ممکن است در کوتاهمدت با ادامه فعالیت ظاهری پلتفرمهای داخلی پوشانده شود، اما در بلندمدت کیفیت یادگیری و ظرفیت رشد را پایین میآورد.
اقتصاد دیجیتال و دانشبنیان زمانی به رشد کلان کمک میکند که بتواند بهرهوری را افزایش دهد، بازارهای جدید بسازد و فناوری را به سایر بخشهای اقتصاد منتقل کند. اختلال اینترنت این سه مسیر را محدود میکند. گزارش UNCTAD درباره اقتصاد دیجیتال ۲۰۲۴ یادآوری میکند که اقتصاد دیجیتال، برخلاف تصور رایج، کاملا مجازی و بیوزن نیست، به زیرساخت فیزیکی، مراکز داده، شبکههای ICT، انرژی، مواد خام و زنجیرههای جهانی وابسته است. اقتصاد دیجیتال بدون اتصال جهانی، فقط بخشی از ظرفیت خود را حفظ میکند، چون بسیاری از ورودیهای آن در زنجیرههای فرامرزی قرار دارد.
از طرف دیگر، شرایط کلان جهانی هم فضای مانور کشورها را محدودتر کرده است. صندوق بینالمللی پول در چشمانداز اقتصاد جهانی برای سال جاری پیشبینی کرده رشد جهانی در ۲۰۲۶ به ۳.۱ درصد کاهش یابد و تاکید کرده ریسکهای نزولی، از جمله جنگ، تنشهای ژئوپلیتیک و ناامیدی از بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی، بر چشمانداز جهانی غالب است. در چنین محیطی، کشورهایی که اتصال، سرمایه انسانی و ظرفیت جذب فناوری را تضعیف کنند، در رقابت برای بهرهبرداری از موج جدید فناوری عقبتر میمانند.
برای ایران، مساله فقط از دست دادن بخشی از درآمد امروز نیست، شرکتهای دانشبنیان برای حضور در این مسیر به اتصال، داده، سرمایه و همکاری نیاز دارند. اختلال اینترنت این چهار مؤلفه را تضعیف میکند و در نتیجه مسیر اقتصاد دانشبنیان را از رقابتپذیری فناورانه به بقای محدود داخلی منحرف میسازد.
شبکه ملی اطلاعات میتواند بخشی از خدمات داخلی را در دوره اختلال فعال نگه دارد، اما این به معنای حفظ اقتصاد دانشبنیان نیست. اقتصاد دانشبنیان به دسترسی به دانش، ابزار، بازار، سرمایه، استانداردها و شبکههای جهانی نیاز دارد. بنابراین شبکه داخلی ممکن است بخشی از تداوم عملیاتی را فراهم کند، اما نمیتواند نقش اینترنت جهانی را ایفا کند.
بر اساس دادههای موجود، اثر اختلال اینترنت در ایران باید بهعنوان یک بحران چندلایه شامل شوک به زیرساخت، شوک به بنگاه، شوک به بازار، شوک به سرمایه انسانی و شوک به جریان نوآوری تحلیل شود. این شوک در کوتاهمدت درآمد و عملیات را کاهش میدهد، در میانمدت نرخ بقا و سرمایهگذاری استارتآپها را پایین میآورد و در بلندمدت رقابتپذیری فناورانه را تضعیف میکند. این زنجیره اثرگذاری همان چیزی است که گزارشهای صرفا فنی یا صرفا سیاسی معمولا از دید پنهان میکنند.
هزینه تبدیل اینترنت به یک شبکه کنترلشده داخلی میتواند بخشی از خدمات را حفظ کند، اما اگر به قیمت قطع یا اختلال پایدار در اتصال جهانی باشد، هزینه آن کاهش نوآوری، کاهش رقابت، افزایش تمرکز بازار و فرسایش سرمایه انسانی است. این هزینهها فوری و کاملا قابل مشاهده نیستند، دقیقا به همین دلیل خطرناکترند، چون نه در شکل یک فروپاشی ناگهانی بلگه به صورت کاهش تدریجی کیفیت اکوسیستم ظاهر میشوند.
بنابراین، اگر هدف سیاستی واقعا توسعه اقتصاد دانشبنیان است، اتصال پایدار و قابل پیشبینی به اینترنت جهانی باید بهعنوان زیرساخت تولید و نوآوری تعریف شود. در غیر این صورت، نتیجه محتمل نه توقف کامل اقتصاد دیجیتال، بلکه شکلگیری اقتصادی کوچکتر، درونگراتر، کمرقابتتر و کمنوآورتر خواهد بود، اقتصادی که ممکن است زنده بماند، اما توان پیشروی در موج بعدی فناوری را از دست میدهد.